اگر همه حیوانات برای کشته شدن توسط انسان و لذت بردن از ان است پس عدالت کجاست؟
به هیچ وجه این حرف صحیح نیست که همه چیز برای لذت بردن انسان است و در هیچ منبع دینی هم چنین چیزی نیامده؛ البته در آیات متعدد قرآن از تسخیر بودن موجودات گوناگون مانند خورشید و ستارگان و موجودات زمین و آسمان و ... برای انسان سخن گفته شده مانند :
« أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض (1) آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما كرده » و روشن است که معنای این امر امکان بهره مندی انسان از این امور است نه آنکه این مخلوقات همه برای لذت بردن انسان خلق شده اند. زیرا چه بسیار موجوداتی که انسان در طول زندگانی خود از وجود آنها مطلع هم نمی شود تا چه رسد که از آن ها لذت ببرد.
بر اساس همین آبه ذکر شده، حیوانات هم به گونه ای خلق شده اند که انسان بتواند از آن ها بهره ببرد و این امر به طور طبیعی از ساختار خاص خلقت انسان یعنی قوه درک و شعور و تعقل او ناشی می شود که می تواند حیوانات گوناگون را در مسیر بهره مندی خود قرار دهد؛ اما در عین حال بر اساس عقل و شرع این امر باید بر اساس ضوابط و مبانی مشخصی باشد و کسی حق ندارد بی دلیل و بی جهت حیوانات را آزار داده یا از آن ها بهره کشی بی دلیل یا نامشروع و نامعقول بنماید.
اولا بهره مندی انسان از این نعمات تنها محدود در مورد تغذیه و بهره مندی خاص خوراکی نیست که در این صورت میلیارها حیوانی که حرام گوشتند و به کار خوراک بشر در نمی آیند و حتی منافع مادی دیگر برای او ندارند در این هدف نمی گنجند؛ در نتیجه باید دانست که هدف از خلقت حیوانات حقیقتی جدا و مستقل از بهره مندی مادی و خوراکی انسان از آن هاست که همان فیاضیت مطلق خداوند و شکوه بخشیدن به نظام آفرینش و اموری از همین قبیل است؛ هرچند منافع خوراکی انسان از حیوانات هم می تواند در برخی موارد در ضمن سایر اهداف قرار داشته باشد .
ثانیا استفاده بشر از حیوانات نه لذتی برای انسان، بلکه لازمه چرخه حیات طبیعی است که در آن همه حیوانات قوی تر از حیوانات ضعیف تر بهره می برند و این چرخه حیات با نظم و تناسبی عجیب و حساب شده در طول تاریخ در گردش است، در واقع اگر انسان هم در این چرخه وجود نداشت حیوانات به شکلی به مراتب دردناک تر و فجیع تر یکدیگر را کشته و غذای خود می ساختند چنان که هم اکنون هم عمده تغذیه حیوانات از موجوداتی ضعیف تر از خود است و هزاران برابر مصرف گوشت حیوانات توسط انسان ها، همین حیوانات خوراک موجوداتی همانند خود می شوند.
پس حلال بودن مصرف حیوانات توسط انسان امری برخلاف ساختار طبیعت و بر خلاف مصالح حیوانات نیست، بلکه دستوری در راستای مصلحت عمومی همه موجودات زنده که همان تداوم و گسترش و تکامل چرخه حیات است و در نهایت به کارایی بهتر و مطلوب تر موجودات زنده مانند انسان می انجامد. (2)
اما باید دید بی عدالتی در این میان چگونه معنا پیدا می کند؟ اصولا مقوله عدالت و بی عدالتی در جایی معنا پیدا می کند که حقی وجود داشته باشد. زیرا عدالت در مشهورترین معنای خود قرار دادن هر چیز در جای خود است، یعنی هر حقیقتی که باید در جای مناسب خود باشد، اگر در همان جا قرار داده شود، عدالت شکل گرفته، در غیر این صورت ظلم که مقابل عدالت است ،تحقق پیدا کرده است.
بر این اساس گفته می شود که صدق واژه عدالت فرع وجود "حق" است، یعنی اگر چیزی مستحق قرار گرفتن در مکان و جایگاهی باشد ، لازم است که در همان جایگاه قرار بگیرد و گرنه اگر حقی در میان نباشد، عنوان عدالت و ظلم معنا ندارد . (3)
رابطه ما و همه موجودات با خداوند از همین قبیل است. ما هیچ حقی بر خداوند نداریم تا حق مطالبه آن را داشته باشیم و در نحوه اعطای نعمت ها به خداوند گله کرده، از او ناراضی باشیم و عدالت او را زیر سوال ببریم و مثلا حیوانی به خداوند بگوید چرا انسان را به گونه ای خلق کردی که بتواند مرا شکار کند و از گوشت من لذت ببرد و.... ؛ زیرا به طور مشخص اموری برای نفع و بهره برداری همان حیوان هم قرار داده شده و حتی در مواردی انسان می تواند شکار لذیذی برای حیوانات باشد.
به علاوه مهم آن است که مجموعه این ساختار درست و منطقی و کامل و به تعبیر دقیق شکل دهنده زیبا ترین نظام (نظام احسن) باشد ، نه آنکه منفعت جزیی هر موجود مورد توجه قرار گیرد؛ چون در غیر این صورت هر موجود دیگری هم در این موقعیت ( موجود برتر و غالب) قرار می گرفت همین سوال مطرح بود. اما در وضعیت کنونی هوشمند ترین و کامل ترین موجود یعنی انسان که زمینه رسیدن به بیشترین کمال را دارد، در موقعیتی قرار گرفت که دیگر موجودات را به تسخیر خود در آورده و بتواند در مسیر کمال به شکل مشروع و معقول از آن ها بهره ببرد.
این نکته هم در پایان قابل ذکر است که اسلام اجازه هر نوع لذت بردن از حیوانات را نداده، حتی رفتارهای بی فائده و بی دلیل و بدون ضرورت در قبال حیوانات را به شدت مذمت نموده است و مثلا در مورد شکار و بهره مندی غذایی از حیوانات دستورات خاصی داده و این امر را منوط به میزان ضرورت نموده است . از پيغمبر خدا (ص) روايت شده است كه هر كه گنجشكى را بيهوده بكشد روز قيامت آن گنجشک حاضر شده و شيون كرده بخدای تعالى گويد: پروردگارا اين مرا بيهوده كشت و از من سودى نبرد و مرا نگذاشت از حشرات زمين بخورم.(4)
پي نوشت ها :
1. لقمان (31) آیه 20.
2. رک : تفسير الميزان ،ترجمه موسوى همدانى سيد محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم 1374 ش، ج 5 ، ص 296.
3. استاد مطهری، بیست گفتار، نشر صدرا، تهران ، 1375ش، ص 109.
4. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق ، ج 61 ،ص 4 .






