آیت الله بهجت فرمودند که من در زندگی خود یکجا اشتباه کردم و انجا بود که مرجع تقلیدم سید ابوالحسن اصفهانی بودند .پدرمگفته بودند که حق نداری به جلسات آقای قاضی بری من هم ان را با سید ابوالحسن اصفهانی در میان گذاشتم ایشان هم فرمودند نباید برید (در صورتی که اذن پدر در چنین مواقعی لازم نیست) .مطلب در مورد وحدت وجود بود که گفته شد آیت الله مکارم در رساله عملیه خود کسانی که قائل به وحدت وجود هستند را نجس شمرده اند!!!!!!!!!!اما این به طرز تفکر آدمی برمی گردد و باید در آن تحقیق شود و در اصول دین تقلید حرام است.پس چرا ایشان انرا در رساله عملیه اورده اند؟اگر تفکر ایشان این چنین است من باید مرجع خودم را که ایشان است عوض کنم؟(تمامی مطالب دریافتی های من از مباحث رد وبدل شده در یک جلسه است)

ابتدا تذكر اين نكته لازم است كه در مورد مساله اي كه به آيت الله بهجت(ره) نسبت داديد دو نكته وجود دارد: 1. اينكه ايشان از اين امر اظهار پشيماني كرده باشند ديده و شنيده نشده است. 2. در مورد توصيه پدر آيت الله بهجت به ايشان، ايشان ابتدا مساله را نزد خود آقاي قاضي مطرح كردند كه مرحوم قاضي ايشان را به سيد ابوالحسن اصفهاني ارجاع دادند و سيد نيز ايشان را امر به تبعيت از فرمان پدر كردند.(1)
در مورد "وحدت وجود "توجه داشته باشيد كه اولا نه تنها آيت الله مكارم بلكه بسياري از فقها در اين خصوص اظهار نظر كرده اند. بله همانطور كه خودتان هم ذكر كرده ايد. اصولا رساله عمليه براي تبیین فروعات احكام مورد استفاده قرار مي گيرد و مسايل مربوط به فروع دين در آن است نه اصول دين. اما همانطور كه مي دانيد در بخش نجاسات، يكي از موارد «كافر» است و در بيان مصاديق آن يعني اينكه به چه كسي كافر گفته مي شود، چند مورد ذكر مي گردد كه يكي از آنها در رساله آيت الله مكارم قايلين به وحدت وجود معرفي شده اند.
اما نكته اينجاست كه در بيان كافر بودن قايلين به وحدت وجود ایشان همه آنها را ذكر نمي كنند و تنها به دو دسته از آنها اشاره مي نمايند. توضيح بيشتر اينكه قايلين به وحدت وجود اقسامي دارند و اصولا چهار تفسير از وحدت وجود توسط گروههاي مختلف ارايه مي شود كه دو مورد از اين گروهها با نقد و اشكال مواجه بوده، اما باقي چنين نيست.(2) به عين عبارت رساله ايشان توجه كنيد: كسانى كه عقيده به وحدت وجود دارند يعنى مى گويند در عالم هستى يك وجود بيش نيست و آن خداست و همه موجودات عين خدا هستند و كسانى كه معتقدند خدا در انسان، يا موجود ديگرى حلول كرده و با آن يكى شده، يا خدا را جسم بدانند احتياط واجب، اجتناب از آنهاست.(3)
لذا اينطور نيست كه قايلين به وحدت وجود را به اصطلاح يك كاسه كنند و در مورد همه يك نظر باشد. به سوال و پاسخ ایشان در این زمینه دقت بفرمایید:
سوال: لطفا توضيح روشني در مورد وحدت وجود بفرماييد؟
جواب: توضیح این که وحدت وجود ، گاه به معناى وحدت مفهوم وجود است که اشکالى ندارد و گاه به معناى وحدت حقیقت است مانند حقیقت نور آفتاب و نور چراغ که هر دو یک حقیقت است. ولى مصداق متعدد است آن هم اشکالى ندارد و گاه به معناى وحدت مصداق وجود است به این معنا که در عالم هستى وجودى جز خدا نیست و همه چیز عین ذات اوست این سخن مستلزم کفر است و هیچ یک از فقها آن را قبول نکرده اند.(4)
از سوي ديگر ايشان در اين مورد فتوا نداده اند و بنا بر احتياط واجب آنها را كافر و نجس مي دانند.
نكته آخر اينكه حوزه مسايل اعتقادي بسيار حساس و باريك است و انسان با كمي لغزش به ورطه شرك و يا كفر فرو مي افتد. لذا در مورد اينگونه مسايل بايد با احتياط بسيار زياد ورود پيدا كرد و از هرگونه اظهار نظر شتابزده و به دور از تحقيق اجتناب نمود.
پي نوشت ها:
1. حسن زاده و طيارمراغي، صادق و محمود، اسوه عارفان، انتشارات آل علي(ع)، قم، 1385ش.
2. منبع http://www.pasokhgoo.ir/node/23770
3. مكارم شيرازي، ناصر، رساله عمليه، انتشارات قدس، قم، 1390ش، مساله 121.
4. منبع http://persian.makarem.ir/estefta/?mit=118