سه دلیل عقلی برای خواندن نماز؟

ما به حکم عقل معتقدیم باید در برابر نعمت دهنده شکر و سپاس را به جای آورد و هر نعمت دهنده ای سزاوار سپاسگذاری است، این یک قاعده عقلانی و قابل درک از جانب همه عقلا است؛ از طرف دیگر
روشن است که بهترین شکر و سپاس از نعمت دهنده، برآورده کردن چیزی است که او دوست دارد و باید بر اساس همان شکل و شیوه ای باشد که او درخواست نموده است، یعنی به صورتی که مورد رضایت اوست و مصداق تشکر از او محسوب می شود.
ما معتقدیم که همه دستورات خداوند به نوعی تعیین شیوه بندگی و سپاس گذاری بندگان در برابر نعمت های بیکران خداوند است و به همین دلیل به همه دستورات دینی و عبادی به چشم وظیفه ای عقلانی در برابر موجود برتری که همه نعمت ها را به ما ارزانی داشته می بینیم و از آنجا که نماز یکی از دستورات صریح و روشن خداوند به همه مسلمانان برای اظهار بندگی در برابر اوست (1) ، معتقدیم که باید حتما این عمل را بجا بیاوریم.
البته این امر بدان معنا نیست که خداوند به شکر و سپاسگذاری ما نیازمند باشد و با تشکر کردن ما یا عدم تشکر تفاوتی در خداوند ایجاد گردد، بلکه این امر یک وظیفه عقلانی است، اما در عین حال می دانیم که دستور خداوند برای انجام این عمل ناشی از حکمت های خداوند است که می تواند ابعاد گوناگون دنیایی و اخروی را در بر داشته باشد، هرچند ما از جزئیات آن آگاه نباشیم .
به همین دلیل در قبال این دستورات الهی که در قالب شریعت شناخته می شود گفته می شود که چرایی و چگونگی عقلی معنا ندارد و فلسفه این تعبد و تسلیم همان حکمت هایی است که در قالب شریعت برای مومنان از جانب خداوند جعل می شود که مهمترین آزمون بندگی بندگان است.
به علاوه در یک نگاه کلان تر در انجام این تکالیف حتی مساله لزوم تشکر از نعمت دهنده مطرح نیست. بلکه ما خود را در برابر خداوند به عنوان خالق همه کائنات مسئول می دانیم و خود را نیازمند اطاعت و عبادت کردن او ؛ در نتیجه پس دليل اصلي و عقلانی ترین فلسفه انجام اين عمل واجب بودن نماز و تکلیف شدن انجام این عمل از جانب خداوند برای ما است .
به عبارت روشن تر حکمت عباداتی چون نماز را باید در فلسفه کلی عبادات و مناسک عبادی جستجو نمود. ما معتقدیم که عبودیت و پرستش، یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تاکنون به شکلی پرستش داشته‌اند. روح انسان، نیاز به عبادت و پرستش دارد و هیچ چیزی جای آن را پر نمی کند؛ امّا سخن در نحوه پرستش است.
در فرهنگ اسلامی تعیین کردن و مشخص نمودن شکل عبادت، با شارع مقدس است. کسی نمی تواند عبادتی اختراع کند. اگر کسی ذكر و دعایی را به عنوان عبادت پدید آورد، از مصادیق روشن بدعت و تشریع است که کار حرامی است؛‌ زیرا امور عبادی را همان گونه که از طرف شارع مقدّس بیان شده است، باید انجام داد؛ نه کم تر و نه بیش تر. در نتیجه، خداوند نماز را واجب فرموده و مقررات و شرایطی هم برای آن وضع نموده است. (2)
با بیان ذکر شده تقریبا سه دلیل روشن برای لزوم نماز خواندن هم ذکر شد؛ نخست آنکه نماز مصداقی عینی و درست برای انجام وظیفه لزوم شکر منعم است و نوع شکرگذاری خاصی است که خداوند از ما طلب نموده است؛ دوم آنکه نماز به دلیل آنکه از جانب خدای حکیم برای ما تعیین گردیده، همانند همه دستورات دیگر شریعت دارای مصالح و فوائد و حکمت های گوناگونی است که انجام آن را برای ما لازم می نماید.
و دلیل سوم آنکه نماز مصداق روشنی برای عبودیت و بندگی است و انسان که هم خود را نیازمند به بندگی می داند و هم خود را در برابر خداوند مسئول و ملزم به کرنش و عبودیت می انگارد ، بر اساس همان شکل و شیوه و دستور خداوند به انجام عبودیت و بندگی رفتاری متعبدانه و خاضعانه را در برابر خداوند در پیش می گیرد که یکی از مصادیق آن برپاداشتن نماز است .
پی­نوشت­ها:
1. عنکبوت (29) آیه 45.
2. علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 65، ص 309، نشر اسلاميه، تهران، بي تا.