با سلام و عرض ادب
معناي شهيد در آيه 41 سوره نسا چيست؟ پيامبر چگونه بر امت خود گواه است؟ آيا اين گواه بودن هنگام حيات پيامبر است؟آيا بر ما مسلمانهاي امروز نيز گواه است؟اگر منظور از شهيد، معيار سنجش باشد، در ان صورت چرا حضرت عيسي به خداوند ميگويد "تا آن زمان كه در ميان آنها بودم گواه بر آنها بودم"
با سپاس
خدای متعال فرمود:
"فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهيداً"(1)
حال آنها چگونه است آن روزى كه از هر امتى، شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مىآوريم، و تو را نيز بر آنان گواه خواهيم آورد؟
مطابق با صریح آیات و روایات همه موجودات و خصوصا انسان ها "یوم الحشر" و "یوم الحساب" دارند و روزی باید در صحرای محشر گرد هم جمع شده پاسخگوی رفتار و گفتار خود باشند مسئله شهود و نمود آن در عرصه اعمال، فقط مختص قیامت است که باید حساب پس دهند که در این دنیا اعمال شکل گرفته و در آن دنیا بروز می یاید. البته در آن روز شهود بسیار خواهد بود، چون آن روز،روز شهادت است. شهادت حتی اعضای بدن به نفع یا ضرر صاحبش یکی از مهم ترین محاضر شهادت در قیامت است.
و اما در میان شاهدان که آیه شریفه مورد پرسش بدان اشاره دارد، پیامبرانی اند که برای امت خویش مبعوث شده بودند اینان نیز در آن روز حاضر شده شهادت می دهند و وقتی قرار بر گواهی هر پیامبری بر امت خویش باشد باید پذیرفت پیامبر گرامی اسلام نیز از زمان بعثت و نیز برپایی دین اسلام تا زمان قیامت شاهد اعمال امت خویش خواهد بود و مسلمانان امروز نیز شامل آن خواهند شد. اما ادای شهادت منوط به فرا رسیدن قیامت است و تجلی آن در قیامت آشکار می گردد.
این شهادت خود به تنهایی می تواند معیار سنجش اعمال ما باشد. زیرا پیامبر (ص) بهتر از خود ما به ما آگاه است. زیرا که با اجازه الهی از جهان ملکوت و اسرار پشت پرده همه موجودات خبر دارد.
در عین حال در تفسیر کلمه "شهادت" و این که شهادت پیامبران و خصوصا پیامبر ما چگونه خواهد بود، میان تفاسیر اختلاف های فراوانی وجود دارد که در این میان یکی از تفاسیر تبیین بهتری نسبت به این موضوع انجام داده است. البته در این تفسیر نیز نظر قطعی نسبت به موضوع مورد پرسش داده نشده و احتمالاتی بیان شده است:
در مورد تفسير"شهود و گواهان رستاخيز" نوشته اند:
"فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ" در تعقيب آيات گذشته كه در مورد مجازات ها و پاداش هاى بدكاران و نيكوكاران بود. اين آيه اشاره به مسئله شهود و گواهان رستاخيز كرده و مىگويد:" حال اين افراد چگونه خواهد بود آن روز كه براى هر امتى گواهى بر اعمال آنها مىآوريم و تو را گواه اينها قرار خواهيم داد" و به اين ترتيب علاوه بر گواهى اعضاى پيكر آدمى، و گواهى زمينى كه بر آن زيست كرده، و گواهى فرشتگان خدا بر اعمال او، هر پيامبرى نيز گواه اعمال امت خويش است، و پيامبر اسلام (ص) كه آخرين و بزرگ ترين پيامبر الهى است نيز گواه بر امت خود مىباشد و بدكاران با وجود اين همه گواه چگونه مىتوانند حقيقتى را انكار كنند و خود را از كيفر اعمال خويش دور دارند.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه گواهى پيامبران نسبت به اعمال امت خويش چگونه خواهد بود؟
اگر كلمه" هؤلاء" اشاره به مسلمانان بوده باشد همانطور كه در تفسير مجمع البيان آمده است، پاسخ اين سؤال روشن خواهد بود. زيرا هر پيامبرى مادامى كه در ميان امت خويش مىباشد شاهد و ناظر اعمال آنها است و بعد از آنها اوصياء و جانشينان معصومشان، شاهد و ناظر اعمال امت خواهند بود، و لذا در باره حضرت عيسى (ع) چنين مىخوانيم: كه در روز قيامت، مسيح ع در پاسخ سؤال پروردگار عرض مىكند:
"ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ"(2)
" پروردگارا من به آنها جز آنچه دستور دادى نگفتم، به آنها گفتم خداوند را كه پروردگار من و شما است عبادت كنيد، و تا آن زمان كه در ميان آنها بودم شاهد و گواه اعمال آنها بودم. ولى هنگامى كه مرا از ميان آنها بازگرفتى خودت مراقب آنان بودى و تو بر هر چيز گواهى".
ولى جمعى از مفسران احتمال دادهاند كه كلمه" هؤلاء" اشاره به گواهان امت هاى پيشين است يعنى اى پيامبر اسلام تو را گواه همه گواهان و انبياى گذشته قرار خواهيم داد و در پارهاى از روايات نيز به همين تفسير اشاره شده است و بنا بر اين، مفهوم آيه چنين خواهد شد كه هر پيامبرى در حال حيات و ممات از طريق مشاهده باطنى و روحانى ناظر احوال تمام امت خويش خواهد بود و روح پاك پيامبر اسلام صلوات الله علیه نيز از همين راه ناظر همه امم پيشين و امت خويش مىباشد، و به اين طريق آنها مىتوانند نسبت به اعمال آنها گواهى دهند و حتى صلحاى امت و افراد نمونه پرهيزكار نيز ممكن است از چنين آگاهى برخوردار باشند و مفهوم آن چنين مىشود كه روح پيامبر اسلام ص از آغاز خلقت آدم وجود داشته است، زيرا معنى شهود، آگاهى توأم با حضور است ولى اين تفسير با آيهاى كه در باره حضرت مسيح نقل شد چندان سازگار نيست چون آيه مزبور مىگويد: مسيح شاهد بر تمام امت خود نبود. بلكه شاهد بر آنها ما دام الحيات بود (دقت كنيد).
اما اگر شهادت را به معنى شهادت عملى بگيريم يعنى مقياس سنجش بودن اعمال يك فرد نمونه براى اعمال سايرين، در اين صورت تفسير فوق خالى از اشكال خواهد بود. زيرا هر پيامبرى با صفات ممتازى كه داشته مقياس سنجش براى امت خويش محسوب مىشده، و خوبان و بدان امت را با شباهت و عدم شباهت به آنان مىتوان شناخت، و از آنجا كه پيامبر اسلام ص بزرگترين پيامبران الهى است، صفات و اعمال او مقياس سنجش براى شخصيت تمام انبياء خواهد شد.
تنها سؤالى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه شهادت به اين معنى آمده است يا نه؟ ولى با توجه به اينكه اعمال و رفتار و افكار انسانهاى نمونه نيز عملا گواهى مىدهد كه يك انسان ممكن است تا اين حد مقامات معنوى را طى كند، چنين معنايى زياد بعيد به نظر نمىرسد.(دقت کنید). (3)
پی نوشت ها:
1.سوره نساء، آیه 41.
1.سوره مائده، آیه 117.
2.مکارم شیرازی ناصر، تفسير نمونه،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1374 ه.ش ،چاپ اول، ج3، ص 393.






