با سلام . خواهشمند است بفرمائید : اینکه مخالفین حضرت علی ع در هنگام نماز جماعت امیرالمومنین با صدای بلند شروع میکردند به تلاوت قران و یا همزمان در عقب مسجد نماز جماعت برگزار میکردند صحیح است یا خیر ؟ آیا این در زمانی بوده است که ایشان خلافت را پذیرفته بودند یا قبل از آن ؟ برخورد ایشان با این گروهها و افراد چگونه بوده است . با تشکر

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
استادشهيدمطهرى،در این باره می نویسد:
اميرالمؤمنين با خوارج(گروهی از مخالفین) در منتهى‏ درجه آزادى و دموكراسى رفتار كرد. او خليفه است و آنها رعيتش؛ هر گونه اعمال سياستى برايش مقدور بود. اما او زندانشان نكرد و شلاقشان نزد و حتى سهميه آنان را از بيت المال قطع نكرد، به آنها نيز همچون ساير افراد مى‏نگريست. اين مطلب در تاريخ زندگى على عجيب نيست. اما چيزى است كه در دنيا كمتر نمونه دارد. آنها در همه جا در اظهار عقيده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبرو مى‏شدند و صحبت مى‏كردند، طرفين استدلال مى‏كردند، استدلال يكديگر را جواب مى‏گفتند.
شايد اين مقدار آزادى در دنيا بى‏سابقه باشد كه حكومتى با مخالفين خود تا اين درجه با دموكراسى رفتار كرده باشد. مى‏آمدند در مسجد و در سخنرانى و خطابه على پارازيت ايجاد مى‏كردند. روزى اميرالمؤمنين بر منبر بود. مردى آمد و سؤالى كرد. على بالبديهه جواب گفت. يكى از خارجيها از بين مردم فرياد زد: «قاتَلَهُ اللَّهُ ما افْقَهَهُ» (خدا بكشد اين را، چقدر دانشمند است!). ديگران خواستند متعرضش شوند. اما على فرمود رهايش كنيد، او به من تنها فحش داد.
خوارج در نماز جماعت به على اقتدا نمى‏كردند. زيرا او را كافر مى‏پنداشتند. به مسجد مى‏آمدند و با على نماز نمى‏گزاردند و احياناً او
را مى‏آزردند. على روزى‏ به نماز ايستاده و مردم نيز به او اقتدا كرده‏اند. يكى از خوارج به نام ابن الكَوّاء فريادش بلند شد و آيه‏اى را به عنوان كنايه به على، بلند خواند:
«وَ لَقَدْ اوحِىَ الَيْكَ وَ الَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ اشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ.» (1)
اين آيه خطاب به پيغمبر است كه به تو و همچنين پيغمبران قبل از تو وحى شد كه اگر مشرك شوى اعمالت از بين مى‏رود و از زيانكاران خواهى بود. ابن الكوّاء با خواندن اين آيه خواست به على گوشه بزند كه سوابق تو را در اسلام مى‏دانيم، اول مسلمان هستى، پيغمبر تو را به برادرى انتخاب كرد، در ليلة المبيت فداكارى درخشانى كردى و در بستر پيغمبر خفتى، خودت را طعمه شمشيرها قراردادى و بالأخره خدمات تو به اسلام قابل انكار نيست، اما خدا به پيغمبرش هم گفته اگر مشرك بشوى اعمالت به هدر مى‏رود، و چون تو اكنون كافر شدى اعمال گذشته را به هدر دادى.
على در مقابل چه كرد؟! تا صداى او به قرآن بلند شد، سكوت كرد تا آيه را به آخر رساند. همينكه به آخر رساند، على نماز را ادامه داد. باز ابن الكوّاء آيه را تكرار كرد و بلافاصله على سكوت نمود. على سكوت مى‏كرد چون دستور قرآن است كه:
اذا قُرِئَ الْقُر انُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ انْصِتوا (2)
هنگامى كه قرآن خوانده مى‏شود گوش فرا دهيد و خاموش شويد.
و به همين دليل است كه وقتى امام جماعت مشغول قرائت است مأمومين بايد ساكت باشند و گوش كنند.
بعد از چند مرتبه‏اى كه آيه را تكرار كرد و مى‏خواست وضع نماز را بهم زند، على اين آيه را خواند:
فَاصْبِرْ انَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذينَ لايوقِنونَ (3)
صبر كن، وعده خدا حق است و فرا خواهد رسيد. اين مردم بى‏ايمان و يقين، تو را تكان ندهند و سبكسارت نكنند.
ديگر اعتنا نكرد(4) و به نماز خود ادامه داد (5)
این حوادث مربوط به زمان خلافت ایشان بود.
پی نوشت ها :
1. زمر، 65.
2. اعراف، 204.
3. روم، 60.
4. شرح ابن ابى الحديد، ج 2، ص 311- 313.
5 . مجموعه‏آثار، ج‏16، ص 311.