پرسش 1:
با سلام از اينکه سوالم را جواب نداديد متشکرم .من دو تا سوال داشتم يکي اينکه چرا درنماز هم بايد خانمها خودشان را بپوشانند؟
پاسخ:
طبق نظر مراجع تقليد که برگرفته از منابع ديني است، زن بايد در موقع نماز ، تمام بدن حتّى سر و موي خود را بپوشاند. (1) در مورد فلسفه اين دستور ، در روايات، به دليل و روايت خاصي که حکمت آن را بيان کند برخورد نکرده ايم . در عين حال که مي­دانيم و اطمينان داريم احکام دين اسلام بر اساس مصالح واقعي است که خداوند عالَم به تمام اسرار آن­ها آگاهي داشته ، بر بندگان مقرر و معين کرده تا به مصالح واقعي احکام دست يافته و به سعادت و کمال برسند.
همچنين به عنوان يک حکمت عام در احکام دين اسلام مي­دانيم که مقررات الهي سنجشي براي ميزان تعبد و تسليم انسان در مقابل پروردگار است که چقدر اهميت و ارزش به رضاي الهي مي­نهد. اگر خواسته دل بر خلاف رضاي الهي باشد، چگونه عمل خواهد کرد و ميزان تعبد و تسليم او در مقابل آفريدگار جهان و عالِم به تمام اسرار هستي چگونه خواهد بود.
در هر صورت مسلم است حکمت پوشش بدن و رعايت حجاب اسلامي بر زن در حال نماز، پنهان کردن و مستور نمودن خود از خدا نيست؛ زيرا چيزي از علم خدا پنهان نيست . خداوند بر همه چيز در همه حالات آگاه است. لکن حکمت هاي ديگري در کار است که ممکن است موارد زير نيز از حکمت هاي حجاب در هنگام نماز باشد :
رعايت ادب:
يکي از حکمت هاي اين حکم رعايت ادب است، يعني همان گونه که رعايت پوشش زن در برابر ديگران و در محافل رسمي حتي در برابر والدين نوعي حفظ حرمت محسوب مي شد ؛ نماز خواندن با پوشش لازم و کامل هم نوعي حفظ حرمت به ارتباط با خداوند يا به جايگاه نماز به حساب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آيد. اين مسئله در اديان ديگر هم در هنگام عبادت وجود داشته و حفظ حجاب براي زنان بخصوص در وقت عبادت داراي اهميت ويژه بوده است (2) .
حضور قلب :
حکمت ديگر اين است که رعايت حجاب و آداب ديگر در نماز مانند پاک بودن بدن و لباس در تحصيل حضور قلب مؤثر است . رعايت اين برنامه ها موجب توجه به قرار گرفتن در محضر خداوند بوده و شخص را از حال غيبت از محضر حق به حال حضور مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رساند . پرده ها و حجاب هايي را که ميان بنده و خدا ايجاد شده است کنار مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌زند.
در دين اسلام براي نماز و ايستادن در مقابل پروردگار و راز و نياز با او، آداب و احکامي قرار داده شده تا انسان آمادگي لازم براي حضور در مقابل پروردگار را پيدا کند. مانند طهارت، رعايت قبله .
حجاب نيز يکي از آداب لازم براي نماز است که با رعايت و توجه به حجاب آمادگي لازم براي نماز خواندن را پيدا نمايد.
پي بردن به ارزش و اهميت حجاب:
حکمت ديگري براي پوشش در هنگام نماز مي تواند تأکيد در موضوع پوشش و حجاب بانوان باشد، و اين که حجاب و پوشيده بودن بدن زن در شرايط خاص پسنديده و محبوب خدا است . اين حکم به زنان مسلمان مي فهماند که حجاب مطلوب خداوند است به گونه اي که حتي در نماز از زن مسلمان خواسته با حفظ حجاب با خداوند سخن گويد. چون او بنده اش را اين گونه مي پسندد . چه بسا اين دستور تمريني باشد براي حفظ حجاب .

پي‌نوشت‌ها:
1 . توضيح المسائل مراجع، ج 1، مسئله 789.
2. تاريخ تمدن ويل دورانت ، ج 9، ص 242، به نقل از مجله پيام زن، ش 20، ص 80 - 83.

پرسش 2:
ديگه اينکه آدم وحوا چند فرزند داشتند ؟ وما از کجا آمده ايم از ازدواج چه کساني ؟ سپاسگزارم
پاسخ:
در اين بحث دو احتمال کلّى وجود دارد:
1. قبل از آدم و حوا انسان‏هاى ديگرى روى کره خاکى زندگى مى‏کردند. تحقيقات باستان‏شناسى نشان مى‏دهد که نوع انسان يا مانند آن احتمالاً از چند ميليون سال قبل در کره زمين زندگى مى‏کرده است. فسيل‏ها و جمجمه‏هاى کشف شده اين مطلب را تأييد مى‏کند، در حالى که از تاريخ پيدايش حضرت آدم زمان زيادى نمى‏گذرد. اگر اين احتمال صحيح باشد، شايد فرزندان حضرت آدم، با باقيمانده آن انسان‏ها ازدواج کرده و توليد مثل نموده‏اند.
2. هيچ انسانى در زمان حضرت آدم نبوده و فرزندان او با هم ازدواج نموده‏اند، يعنى خواهر و برادر با هم تزويج نموده‏اند که اين احتمال دو توجيه دارد:
أ) در آن هنگام هنوز حرمت ازدواج خواهر و برادر تشريع نشده بود، و اين نوع ازدواج ذاتاً حرام نبود.
ب) اين ازدواج ذاتاً اقتضاى حرمت داشته، ولى به خاطر مصلحت عظيمى همچون حفظ نسل بشر و تداوم حيات او روى کره خاکى، حکمت الهى بر آن تعلّق گرفته بود که در مقطعى کوتاه اين عمل جائز بوده باشد، بعد که ضرورت برطرف شد، خداوند حرمت را تشريع نموده است.
ظاهر آيات قرآن احتمال دوم را تقويت مى‏نمايد، چرا که مى‏فرمايد: «اى مردم! از پروردگارتان بپرهيزيد که شما را از يک انسان آفريد . همسرش را نيز از جنس او آفريد . از آن دو، مردان و زنان فراوانى (روى زمين) منتشر کرد». (1)
در اين زمينه احاديث متفاوتى وارد شده است که هر کدام از اين احتمالات را تأييد مى‏کنند. بر اساس قاعده، احاديث موافق با قرآن، مقدّم است، پس احتمال دوم بيش تر صحيح به نظر مى‏رسد. لازمه اين سخن ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) با يکديگر است، زيرا اگر آن‏ها با نژاد و همسران ديگرى ازدواج کرده باشند ، آوردن ضمير «منهما؛ از آن دو» در آيه قرآن درست نخواهد بود، چرا که بر اساس احتمال اوّل نسل آدم از ازدواج فرزندان آدم با غير نسل وى به وجود آمده‏اند. (2)
علامه طباطبائي در اين رابطه ميفرمايد : از ظاهر اطلاق آيه شريفه كه مى‏فرمايد:" وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً ... بر مى‏آيد كه در انتشار نسل بشر غير از آدم و همسرش هيچ كس ديگرى دخالت نداشته، و نسل موجود بشر منتهى به اين دو تن بوده و بس، نه هيچ زنى از غير بشر دخالت داشته، و نه هيچ مردى، چون قرآن كريم در انتشار اين نسل تنها آدم و حوا را مبدأ دانسته، و اگر غير از آدم و حوا مردى يا زنى از غير بشر نيز دخالت مى‏داشت، مى‏فرمود:" و بث منهما و من غيرهما"، و يا عبارتى ديگر نظير اين را مى‏آورد تا بفهماند كه غير از آدم و حوا موجودى ديگر نيز دخالت داشته و معلوم است كه منحصر بودن آدم و حوا در مبدئيت انتشار نسل، اقتضا مى‏كند كه در طبقه دوم ازدواج بين خواهر و برادر صورت گرفته باشد.
و اما اينكه چنين ازدواجى در اسلام حرام است و بطورى كه حكايت شده در ساير شرايع نيز حرام و ممنوع بوده ضررى به اين نظريه نمى‏زند، براى اينكه تحريم حكمى است تشريعى، كه تابع مصالح و مفاسد است، نه حكمى تكوينى (نظير مستى آوردن شراب) و غير قابل تغيير، و زمام تشريع هم به دست خداى سبحان است، او هر چه بخواهد مى‏كند و هر حكمى بخواهد مى‏راند، چه مانعى دارد كه يك عمل را در روزى و روزگارى جايز و مباح كند، و در روزگارى ديگر حرام نمايد، در روزى كه جز تجويزش چاره‏اى نيست تجويز كند و در روزگارى ديگر كه اين ضرورت در كار نيست تحريم كند، ازدواج خواهر و برادر را در روزگارى كه تجويزش باعث شيوع فحشا و جريحه‏دار شدن عفت عمومى نمى‏شود تجويز كند و در روزگارى ديگر كه باعث اين محذور مى‏شود تحريم كند.
و اين سخن كه ازدواج خواهر و برادر منافى با فطرت باشد درستنيست و فطرت چنين ازدواجى را صرفا به خاطر اينكه
ازدواج خواهر و برادر است نفى نمى‏كند و از آن تنفر ندارد، بلكه اگر نفى مى‏كند و اگر از آن تنفر دارد براى اين است كه باعث شيوع فحشا و منكرات مى‏شود و باعث مى‏گردد غريزه عفت باطل گردد و عفت عمومى لكه‏دار شود.
و پر واضح است كه شيوع فحشا بوسيله ازدواج خواهر و برادر در زمانى است كه جامعه گسترده‏اى از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگارى كه در تمامى روى زمين غير از چند پسر و چند دختر از يك پدر و مادر وجود ندارند و از سوى ديگر مشيت خداى تعالى تعلق گرفته كه همين چند تن را زياد كند، و افرادى بسيار از آنان منشعب سازد، ديگر عنوان فحشا بر چنين ازدواجى منطبق و صادق نيست.
پس اگر انسان امروز از چنين تماس و عملي نفرت دارد به خاطر علتى است كه گفتيم، نه اينكه به حسب فطرت از آن متنفر باشد، به شهادت اينكه مى‏بينيم مجوسيان در قرنهايى طولانى (بطورى كه تاريخ ذكر مى‏كند) ازدواج بين خواهر و برادر را مشروع مى‏دانستند و از آن متنفر نبودند و هم اكنون بطور قانونى در روسيه (بطورى كه نقل شده) و نيز بطور غير قانونى يعنى به عنوان زنا در اروپا انجام مى‏شود.(3 )
در رابطه با فرزندان ادم ، روايات بسيار مختلف است . برخي چهل فرزند براي او ذکر کرده اند.بعضي نسل ادم را از هابيل وشيث ،فرزندان حضرذت ادم دانسته اند .(4 )
پى نوشت‏ها:
1. نساء (4) آيه 1.
2. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، ج 3، ص 246، نشر دار الکتب الاسلامية، تهران، بي تا.
3 . ترجمه تفسيرالميزان، ج‏4، ص 229 -230 .
4 .تاريخ انبياء ، سيدها شم رسولي محلاتي ، تهران ، اسلاميه ، 1361 ش ، چاپ سوم ،ج 1 ،ص 21 - 24.