باسلام
یک رشته سئوال اساسی در باره دین دارم اگر میتوانید از طریق ایمیل پاسخ فرمایئد.
در این صورت سلسله وار سئوالات را مطرح مینمایم .
کلیاتی از نمونه سئوالات :
1- آیا اساس دین ریشه در توارث ندارد؟
2- آیا دین منطقه ای نیست ؟
3- آیا در اصول دین تحقیق میتوان کرد ؟
و ....

منتظر پاسخ شما هستم تا سئوالات را مشروحآ مطرح کنم .

اجرکم عنداله.

اختلافات در زمان و مکان زندگی انسان ها امری کاملا طبیعی و منطقی و بر اساس ساختار علّی و معلولی عالم است و اشکالی بر آن نیست زیرا تغییر و دست بردن در آن هم ممکن نیست و معنا ندارد که وجود فردی در اثر رابطه توالد و تناسل یک زوج در آمریکای جنوبی شکل بگیرد اما در مالزی یا ایران با همه خصوصیات یک انسان شرقی به دنیا بیاید ؛ اما همه این ویژگی های ژنتیکی و خانوادگی و اجتماعی فرد را ملزم به انتخاب یک مسیر خاص در زندگی نمی کند.
از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان‏ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم‏گیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم می‏زنند. بايد بر اساس عقل و دانش و درك خود به حقيقت هر چه كه باشد ايمان بياورند. تكليف براي مسلمان زاده و مسيحي زاده و يهودي زاده و ... مساوي است.
ما به روشني موارد متعدد نقض را در اين زمينه مي يابيم كه به رغم همه علل محيطي و ژنتيكي و تربيتي و ... باز عنصر اختيار فرد و كنش هاي خودخواسته نقش بسزايي در تعيين جهت حركت فرد در مسير زندگي ايفا مي كند. همه اين علل و عوامل نمي تواند نوعي جبر و عدم اختيار را براي فرد رقم بزند .
در نگاه دقیق اسلامی از آن جا که انتخاب دین و اعتقاد یافتن به یک آیین و شریعت نیازمند رسیدن به درجه خاصی از رشد فکری و عقلی است، این کار مهم از کودکان نابالغ ساخته نیست، در نتیجه چون بسیاری از امور شرعی و قانونی و اجتماعی بر نوع دین یک فرد مبتنی است، باید معیار و میزانی برای تعیین حقوقی دین این دسته از افراد وجود داشته باشد.
در شریعت اسلام و همه اديان ديگر تبعیت از پدر و مادر معیار این امر است. مسلمان زادگان تا زمانی که به سن رشد و بلوغ فکری دست یابند، حکم مسلمان را دارند ، يعني از نظر فقهی بچه‏های پدر و مادر مسلمان به تبعیت از والدین‏شان مسلمان هستند. از نظر حقوقی مسلمان محسوب می‏شوند. از مزایای اجتماعی در جامعه به عنوان یک مسلمان برخوردار هستند.
اما این موضوع، غیر از اعتقاد به اسلام است. اعتقاد به اسلام نمی‏تواند سنتی و تقلیدی باشد؛ بنا بر این هر کسی وقتی به مرحله رشد عقلی و تکلیف رسید، پذیرش اسلام‏ باید به سبب دلیل باشد، نه از روی تبعیت. از این رو مراجع معظم تقلید در اول توضیح‏المسائل می‏نویسند: تقلید در اصول دین جایز نیست.
البته این بدان معنا نیست که انسان به محض رسیدن انسان به سن تکلیف، از اسلام یا دین قبلی خارج شده، باید دین جدیدی برای خود انتخاب کند. اما در عین اینکه مثلا مسلمان محسوب می شود، وظیفه دارد مبانی و دلایل عقلی و محکم حقانیت اسلام را برای خود به باور و اعتقاد تبدیل نماید یا این که به حقانیت دین دیگری برسد و بدان معتقد گردد و در واقع دین حقیقی خود را رقم بزند ؛ پس آنچه به شمل موروثی به فرد می رسد دین حقوقی است .
از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان‌ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم گیری برخوردارند . خودشان سرنوشت خویش را رقم می‌زنند؛ اسلام از راه‌های گوناگون می‌کوشد اندیشه بشر را از اسارت باطل برهاند. آدمی با دید باز و وسعت نظر بیاندیشد و داوری کند. دین و آیین حق را برگزیند.بر همین اساس اسلام به شدت مدافع تحقیق و بررسی و استدلال عقلی در مسیر یافتن حقیقت است؛ این سخن قرآن است که می فرماید:«به بندگانی مژده باد که همه سخنان را می‌شنوند و بهترین را برمی گزینند». (1)
بالاتر از این، اسلام اساس تقلید از دین آبا و اجدادی را محکوم می کند. مسلم است این تقلید مذموم در خصوص فردی است که به سن رشد و قدرت درک عقلی لازم رسیده : «و چون به ایشان گفته شود که از آن چه از سوی خدا فرود آمده است، پیروی کنید، گویند: نه، به همان راهی می‌رویم که پدران ما می‌رفتند. حتی اگر پدران شان بی خرد و گمراه بوده­اند!». (2)
معنای کلام آن نیست که باید دینی غیر از دین پدران انتخاب نمود ، بلکه چه بسا راه و دین پدران حق باشد، اما در هر دو صورت باید با انتخاب و تحقیق خود انسان باشد. حال چه نتیجه این تحقیقات منصفانه و درست اسلام باشد یا هر دین دیگری مهم نیست؛ مهم آن است که انسان به دور از پیش داوری و با انصاف و عقلانیت به دین و آیینی معتقد گردد که بتواند در قیامت بر گرویدن به آن در پیشگاه خداوند دلیل بیاورد..

پی نوشت ها :
1. زمر (39) آیه 18.
2. مائده (5) آیه 104.