آیا می توان برای حدود علم پیامبران مقیاسی عددی بیان کرد که قابل درک باشد؟ و آیا علم حضرت محمد ( ص ) نیز محدود بوده است یا خیر؟
( لازم به ذکر است که این جانب معلم درس فیزیک هستم و پاسخی مناسب برای دانش آموزان خود می خواستم که بتوانم مقایسه کمی داشته باشم )
نکته اول: در اصطلاح منطق وفلسفه بحثی تحت عنوان جوهر وعرض داریم که در بخش اعراض آمده :اعراض ده قسم هستند که تداخل در آنها راه ندارد. از جمله آنها "کم" و"کیف"هستند.عدد از جمله کمیات است وعلم از جمله کیفیات .با توجه به این مطلب نبایدتوقع داشت مقوله علم را که از جمله "کیفیات" است با مقیاس عددی که از مقولات" کمیات" است بسنجیم.
نکته دوم :از یک طرف تمام مخلوقات خدااز جمله انسان، ممکن الوجود(موجودی که در اصل وجود وابسته به خداست) هستند.از طرف دیگر تمام دارائی وداشته های موجود نیازمند،وابسته به فیض الهی خواهد بود. پس انسان ولو درسایه بندگی به آنچنان تقربی برسد که بشود پیامبر خاتم (ص) ولی باز هم موجودی است وابسته به خدا. لذا اگر چه علم او لدنی و مرتبط با عالم غیب باشد اما مستقل نیست چنانچه در قرآن آمده"ای رسول از تو درباره قیامت سئوال خواهند کرد که چه وقت فرا خواهد رسید؟پاسخ ده که علم آن نزد پروردگار من است."(1)
نکته سوم:چون مقام و منزلت پیامبر اکرم(ص) و اهل بیتش (ع) در میان سلسله جلیله انبیاء و اولیاء از همه والاتر است ودر مقام بندگی گوی سبقت را از همه ربوده اند. علم آنها در مراتب عالی تری قرار دارد تا آنجا که از بعضی روایات نامحدود بودن علم آنها استفاده می شود.
امام صادق ع فرمودند:به راستى من مىدانم آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و مىدانم آنچه در بهشت است و آنچه در دوزخ است و مي دانم آنچه بود و آنچه مىباشد.
راوي گويد: سپس اندكى صبر كرد و ديد كه اين سخن بر هر كه شنيد گران آمد پس فرمود: من اينها را از كتاب خدا عز و جل مىدانم، زيرا خدا عز و جل مىفرمايد: "در آن بيان واضح هر چيزى است"(2).
بعضی از بزرگان از این دسته از روایات چنین استفاده می کنند که پیامبر(ص) واهل بیتش(ع)به مقامی رسیده اند که هرآنچه را به اذن خدا اراده کنندکه آگاه شوند، بدان عالم می شوند.(3)
پی نوشتها:
1.اعراف(7)آیه(187)
2.کلینی.کافی.تهران.دارالکتب الاسلامیه.1365،ج1،ص261.
3.ناصر مکارم شیرازی،یکصد و هشتاد پرسش وپاسخ،تهران ،دارالکتب الاسلامیه،چاپ دوم،1383،ص199.






