با سلام
سوال 1-
در سوره زمر آیه 68 گفته شده که اسرافیل در صور می دمد و همه مدهوش می شوند و حیات از بین می رود در ادامه گفته شده عده ای نمی میرند می خواستم بدونم این افراد چه کسانی هستند
سوال 2-
در صحنه قیامت فرد گناهکار سعی می کند که دروغ بگوید که خدا مهری بر دهانش می زند و اعضای او راجب آن فرد و بر علیه او شهادت می دهند
سوالم اینه که چرا همه در این لحظه دروغ می گن
سوال 3-
چرا قیامت این همه مرحله دارهیعنی چرا این اتفاقات همه با هم نمی افتند در قالب یک اتفاق
مراحل :
قبل از همه برزخ
بعد نفخ صور اول
بعد مدهوشی آسمان ها و زمین
تغییر در ساختمان زمین و آسمان ها
نفخ صور دوم
زنده شدن همه انسان ها
نورانی شدن زمین
برپا شدن دادگاه عدل الهی
حضور شاهدان و گواهان
پرسش 1:
سه پرسش راجب معاد و قيامت
شرح : با سلام سوال 1- در سوره زمر آيه 68 گفته شده که اسرافيل در صور مي دمد و همه مدهوش مي شوند و حيات از بين مي رود در ادامه گفته شده عده اي نمي ميرند مي خواستم بدونم اين افراد چه کساني هستند؟
پاسخ:
چنانكه در تفسير نمونه و ساير تفاسير آمده درباره اينكه اين افراد كيانند؟ روايات مختلفي وجود دارد:
در روايتي آمده كه آنها جمعى از فرشتگان بزرگ خدا همچون جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل مىباشند.(1)
و در روايتي ديگر ارواح شهدا را كه به حكم آيات قرآن كه شهدا « أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»(2) «زندهاند و در نزد پروردگارشان روزى مىبرند» مستثنا دانستهاند.(3)(و مي دانيد كه مصداق اصلي شهدا ائمه (ع)هستند)
البته اين روايات منافاتى با هم ندارند،ولى به هر حال از ذيل بعضى از همين روايات به خوبى استفاده مىشود كه اين گروه باقيمانده نيز سرانجام مىميرند به گونهاى كه در سرتاسر عالم هستى موجودى زنده نخواهد بود، جز خداوند « حى لا يموت» (4)
پي نوشت ها:
1. طبرسى، فضل بن حسن ، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1372 ش، ج8، ص 792.
2. آل عمران(3) آيه 169.
3 . عروسي حويزي، عبد علي بن جمعه، نور الثقلين، قم، اسماعيليان، 1415ق، ج 4، ص 503.
4. آيت الله مكارم شيرازى، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374ش، ج19، ص541.
پرسش 2:
در صحنه قيامت فرد گناهکار سعي مي کند که دروغ بگويد که خدا مهري بر دهانش مي زند و اعضاي او راجب آن فرد و بر عليه او شهادت مي دهند سوالم اينه که چرا همه در اين لحظه دروغ مي گن؟
پاسخ:
چنان که از برخي از آيات قرآن بر مي آيد در قيامت اعضاء و جوارح برخي از افراد بر عليه آنان شهادت مي هند(1) ؛ در روايات در خصوص اين ماجرا گفته شده:
« ... بعد از آن در موطن ديگر اجتماع كنند و در آن از ايشان در خواسته شود كه سخن گويند پس بگويند كه وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ ( به پروردگارمان الله قسم که ما مشرک نيستيم ) بعد از آن خداى تبارك و تعالى مهر بر دهان هاى ايشان مي گذارد و از دستها و پايها و پوستها خواهش سخن گفتن مي فرمايد و آنها را گويا مي گرداند و آنها شهادت مي دهند به هر گناهى كه از ايشان بوجود آمده بعد از آن مهر را از دهان هاى ايشان بردارد و ايشان بپوستهاى خويش بگويند كه چرا بر ما شهادت داديد " قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ" يعنى پوستها در جواب گويند كه خدائى كه هر چيزى را گويا گردانيده ما را گويا گردانيد » (2)
با توجه به اين بيانات هرچند عموميت اين دروغ گويي روشن نيست، اما به طور اجمال مي توان گفت که يقينا برخي از جهنميان به اين کار زشت رو مي آورند، اما در مورد ماهيت بروز اين رفتار چند نکته به نظر مي رسد:
اول آنکه در آن وانفساي قيامت و هول و هراس عذاب جهنم انسان گنهکار به هر حيله و مستمسکي دست مي آويزد شايد بتواند خود را نجات ببخشد، اين امر تا جايي است که کافر حاضر مي شود همسر و فرزندان و همه خويشاوندان و حتي همه مردم روي زمين را فدا نمايد تا شايد خود از عذاب بگريزد (3)، در نتيجه دروغ گفتن چيزي نيست که فرد در آن وانفسا از آن دريغ نمايد.
دوم آنکه کسي که در دنيا به يک خوي و خصلت زشت خو کرده باشد، ساختار وجودي خود را به همان صورت رقم زده است و در واقع حقيقت وجود انسان گنهکار و کافر که همان تکذيب حقيقت است ، ماهيت رفتاري او را نيز شکل داده است ؛ چنان که خداوند در قرآن مي فرمايد :
« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه (4) بگو: «هر كس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مىكند » در نتيجه انساني که در دنيا به تکذيب حقيقت و دروغ خو کرده در قيامت و در محضر عدل خداوند نيز نمي تواند از شاکله خود فاصله بگيرد و همچنان به دروغ گويي ادامه مي دهد.
پي نوشت ها :
1. فصلت (41) آيه 20.
2. شيخ صدوق، التوحيد، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1398 ه ق ، ص 261 .
3. معارج (70) 11-14.
4. اسراء (17) آيه 84.
پرسش 3:
چرا قيامت اين همه مرحله دارهيعني چرا اين اتفاقات همه با هم نمي افتند در قالب يک اتفاق مراحل: قبل از همه برزخ بعد نفخ صور اول بعد مدهوشي آسمان ها و زمين تغيير در ساختمان زمين و آسمان ها نفخ صور دوم زنده شدن همه انسان ها نوراني شدن زمين برپا شدن دادگاه عدل الهي حضور شاهدان و گواهان
پاسخ:
هر آنچه كه مربوط به عالم پس از مرگ است به غيب عالم برمي گردد و دسترسي بدون وحي و روايات معصومين(ع)براي كسي ميسور نيست. لذا براي رسيدن به بعضي دقايق برزخ و قيامت نياز به دليل نقلي داريم.آنچه كه در قرآن و روايات آمده همه خبر از وجود مراحلي در عرصه قيامت دارد و ظاهرا همانگونه كه نظام احسن به تدبير خداوند متعال اداره مي شود و او اراده كرده است كه انسانها در همين عالم دنيا با اسباب و مسببات زندگي بكنند همين تدبير در عالم آخرت نيز بكار گرفته مي شود كه با عبور از آن مراحل هركسي به جايگاه ابدي خود سكني كند.به علاوه اينكه با وجود اينكه خداوند قيامت را عرصه همگاني قرار داده است به ناچار بايد برزخي براي اموات باشد كه هر كسي جلوتر از واقعه قيامت از دنيا برود به آنجا منتقل شود تا زمان قيام همگاني فرا برسد.
بعضي از بزرگان با استفاده از معارف ديني تكامل برزخي وحتي تكامل در قيامت راپذيرفته اند. طبق اين نظر عبور از مراحل عالم پس از مرگ كه با حيات برزخي آغاز مي شود به گونه اي در تكامل انسان دخالت دارد. نبايد فراموش كرد كه در حيات برزخي ارتباط روح با زندگى و اعمال دنيايى به كلّى قطع نمىشود؛ زيرا انسان دو گونه عمل در دنيا دارد: يكى عملى كه به گونه مستقيم انجام داده است و دوم، عملى كه خود آن به گونه مستقيم از آنِ او نيست؛ بلكه پيامد عملِ مستقيم او است.(1)
به عنوان مثال، اگر كسى مسجدى بنا كند، بناى مسجد، عمل مستقيم او است؛ امّا اعمال نيكى كه از آن پس در مسجد انجام مىپذيرد، به گونه غير مستقيم به او پيوند مىخورند و تا مسجد برپا است، پيوسته بدو مىرسند و در زندگى برزخى نيز نصيب او مىشوند. روايات در اين باره از برخى اعمال نام بردهاند همانند پىريزى روشى نيكو كه ديگران از آن پيروى نمايند يا فرزندى صالح كه براى والدينش دعا كند. (2)
رواياتى فراوان از تكامل نفوس ناقص در برزخ ياد كردهاند.از جمله اين روايات: از امام صادق (ع) نقل است كه فرمود: «اطفال شيعيان ما را حضرت فاطمه (س) تربيت مىكند.» (3)
در روايتى ديگر از امام كاظم (ع) آمده است: "اگر يكى از دوستان و شيعيان بميرد و نتواند قرآن بخواند، در برزخ بدو مىآموزند تا خداوند متعال در قيامت درجات او را بالا بَرَد..."(4)
ورود به برزخ، خود، حركتى تكاملى است؛ چنان كه ورود به قيامت فصلى ديگر از حركت تكاملى انسان به سوى خدا است. مومن با عبور از همين مراحل به طهارتي مي رسد كه امكان ورودش به بهشت مهيا مي شود. تكامل در قيامت با مرگ از حيات برزخى و نفخ صور اوّل (نفخ صور) آغاز مىشود. ارواح برزخى به نظامى بالاتر و اولين عالم از عوالم حشر گام مىنهند. اين انتقال نيز خود تحوّلى تكاملى براى روح است. روح، همراه بدن، به نخستين عالم از عوامل حشر وارد مىشود و منازل و مواقف را يك به يك طى مىكند. در هر عالمى، كمالاتى بر مىگيرد تا شايسته راه يافتن به عالم بالاتر مىشود.
از آيات قرآن بر مىآيد كه خداوند، برخى انسانها را در قيامت پاك مىكند و به برخى ديگر، بدين روى كه پيمان را شكستهاند و كتاب آسمانى را كتمان كردهاند، نمىنگرد. (5)
نكته آخر اينكه عبور از مواقف قيامت براي همه يکسان نيست بلکه بعضي به سرعت در بهشت مي رسند بدون اينكه گرفتار اين مراحل ومواقف بشود كه از جمله اين دسته صابران مي باشند. (6)
پي نوشت ها:
1.پژوهشكده تحقيقات اسلامى.فرهنگ شيعه،زمزم هدايت،ص190.
2.مجلسي،بحارالانوار،دارالوفاء،لبنان،1404،ج6،ص193-194.
3.محمد حسين حسيني طهراني، معاد شناسى،نور ملكوت قرآن،بي تا ،ج3، ص 113-114.
4. كليني،الكافي،تهران،اسلاميه،1362، ج2، ص 606.
5. پژوهشكده تحقيقات اسلامى،فرهنگ شيعه،زمزم هدايت،ص 191-192.
6.شيخ حر عاملي،جهاد النفس وسائل الشيعة-ترجمه افراسيابى،قم،نهاوندي،چاپ اول،1380ش، ص 99.
6.نباء(78)آيه (40).






