متن نامه امام حسین به ابن زیاد که در تاریخ آمده چه می باشد. لطفا با تحلیل آن برایم ارسال کنید چون می خواهم جواب یک فردی که اعتقادی به شیعه ندارد را بدهم با تشکر
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
حرّ بن يزيد طى نامه اى ورود حسين بن على (ع) را به ابن زياد اطلاع داد و او اين نامه را به امام عليه السلام نوشت:
اما بعد من از ورود شما به سرزمين كربلا مطلع گرديدم و اميرمؤمنان يزيد بن معاويه به من دستور داده است كه سر به بالين راحت نگذارم و شكم از غذا سير ننمايم تا تو را به قتل برسانم يا اينكه به فرمان من و به حكومت يزيد گردن بگذارى، والسّلام .
امام (ع) چون نامه ابن زياد را خواند، آن را بر زمين انداخت و چنين فرمود: ((لا اَفْلَحَ قَومٌ اِشْتَروا مَرْضاتِ الْمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ مالَهُ عِنْدِى جَوابٌ لاَنَّهُ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَِلمة الْعَذابِ))(1)
((رستگار نباد مردمى كه خشنودى خلق را بر غضب خدا مقدم داشتند)).
نامه رسان درخواست پاسخ نامه را نمود، امام در جواب او اين جمله را فرمود) نامه ابن زياد در پيش ما پاسخى ندارد، زيرا عذاب خدا بر وى ثابت گرديده است .
يعنى او دشمنى و مبارزه با خدا را براى خود اختيار نموده است .
چون نامه رسان نزد ابن زياد برگشت و عكس العمل امام را در مورد نامه اش به اطلاع وى رسانيد، ابن زياد شديدا خشمناك گرديد.
امّا پاسخ امام :
امام پاسخ ابن زياد را در میدان جنگدر روز عاشورا دادند
سید بن طاووس در کتاب الملهوف خود می نویسد:
یاران عمر بن سعد سوار بر مَرکب هایشان شدند. حسین (ع)، بُرَیر بن حُصَین را روانه کرد تا آنان را اندرز دهد؛ امّا آنها گوش ندادند و توجهی به تذکرات او نکردند.
حسین (ع) بر مركبش سوار شد و از آنان خواست که ساکت شوند که ساکت شدند. حضرت پس از حمد و ثناى الهى و یاد خدا و درود فرستادن بر رسول خدا (ص) و سایر پیامبران و فرشتگان الهی، با گفتارى رسا، چنین فرمود:
«مرگ و اندوهتان باد! ، اى جماعت! با شیدایى، ما را به فریادرسى خواندید و ما به سرعت به فریادتان رسیدیم؛ امّا شما شمشیرى را که به نفع ما بود، به روىِ خود ما کشیدید و آتشى را که علیه دشمن مشترک ما و شما افروخته بودیم؛ بر ضدّ خود ما افروختید و همدست دشمنان، علیه دوستان خود شدید؛ بى آن که عدالت را میان شما بگسترنَد و امیدى به آنها داشته باشید....
آنگاه فرمود: « ألا وإنَّ الدَّعِیَّ ابنَ الدَّعِیِّ قَد رَکَزَ بَینَ اثنَتَینِ ، بَینَ السَّلَّةِ وَالذِّلَّةِ ، وهَیهاتَ مِنّا الذِّلَّةُ ، یَأبَى اللّه ُ لَنا ذلِکَ ورَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ ، وحُجورٌ طابَت ، وحُجورٌ طَهُرَت ، واُنوفٌ حَمِیَّةٌ ونُفوسٌ أبِیَّةٌ ، مِن أن تُؤثَرَ طاعَةُ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الکِرامِ .»
بى نسَب فرزند بى نَسَب (2) مرا میان دو چیز قرار داده است: شمشیر و خوارى. خوارى، از ما دور است و خداوند آن را براى ما نمى پذیرد و نیز پیامبرش و مؤمنان و دامن هایى پاک و پاکیزه و جانهایى غیرتمند و خوددار که اطاعت از فرومایگان را بر مرگى کریمانه ، مقدّم نمى دارند .
بدانید که من با این خانواده و با وجود کمىِ نفرات و نبودِ یاور، نبرد را برگزیده و به سوى جنگ مى روم» (3)
بر اساس این فرمایش حضرت سیدالشهداء(ع)در پاسخ به آن سوال؛ کسی که به خدا و رسول و اهل بیت پاک آن حضرت (ع)، ایمان داشته و در عمل مطیع فرمان آنهاست و نیز اهل عفت و غیرت است؛ هیچگاه زندگی با ذلت وخواری را بر مرگ سرخ با عزت ترجیح نمی دهد.
توضيح مهمترين بخش (مرگِ با عزّت به از زندگیِ با ذلّت)
اطاعت از خدا، شرط عزتمندی حقیقی
انسان، مظهر صفات الهی و نماینده حق در جلوه گاه آفرینش است. از جلوه های خداگونه انسان، عزت و فخر برگرفته از نور ایمان او به خداوند است که به زندگی اش پاکی و آرامش هدیه می کند.
خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمیعًا؛ همه عزت از برای خداوند است». (4)البته هر که بخواهد عزیز گردد، باید تنها به سوی خدا برود؛ زیراخداوند هم عزیز و هم عزت بخش است و هر که از غیر او طلب کند، خوار می شود.
هم چنین عزت و عظمت درگرو اطاعت خدای عزیز و اولیای او و تسلیم در برابر اوامر الهی است.
پیامبر گرامی اسلام فرموده است: «پروردگارتان همه روز می فرماید: منم پروردگار عزیز، هر کس عزت دو جهان را خواهد، باید اطاعت عزیز کند».(5)
عزت مداری امام حسین (ع)
حسین بن علی (ع) از برگزیدگان حق درعرصه عزت و شرف است. حضرت حسین (ع)، مفهوم حقیقی عزت خواهی را در عمل نشان داد. «حیات طیبه» در قاموس او با شرافت و آزادگی همراه است. در فرهنگ حماسی امام، مرگ با عزت، زندگی است و زندگی ذلیلانه، مرگ و خواری است.
یکی از مهم ترین درس های حماسه کربلا، عزت نفس و دوری از اسارت در ذلت است. امام حسین (ع)، حیات ذلت بار در سایه حکومت یزید را با کرامت دودمان نبی اکرم (ص) و شرافت مؤمنان در تضاد می دید. چنین نگرشی به زندگی، انسان را در دو راهی شهادت یا ذلت، به سوی عزت شهادت رهنمون می سازد. در همین راستا، امام حسین (ع)، حال خویش را به زبان شاعرانه این گونه بیان می کند:
آیا با خواری زیستن یا با خواری مردن؟ من هر دو را خوراکی ناگوار می بینم. اگر به ناچار باید از مرگ و زندگی، یکی را برگزید؛ حرکت من به سوی مرگ با عزت، حرکتی زیبا خواهد بود.
حسین (ع) ، درس عزت را در پرتو ولایت پدرش، امیرمؤمنان علی (ع) آموخته است که می سراید:
وَ اِنْ تَکُنْ الاَْبْدانُ لِلْمَوْتِ انْشِئَتْ فَقَتْلُ امْرِءٍ بِالسَّیْفِ فِی اللّهِ أَفْضَلُ
اگر این بدن ها برای مرگ آفریده شده است، پس کشته شدن با شمشیر در راه خدا، بسیار زیباتر و برتر است.(6)
در میان سخنان حماسی امام حسین (ع)، شعار و عبارت غرورآفرین «هیهات من الذلة» افتخارآمیز ترين و نمادین ترين شعاري است كه نشانه گویای آزادگی و آزادمنشی امام حسین (ع) و دین سرافراز جد اوست.
امام حسین (ع) در حدیثی دیگر می فرماید: «به خدا سوگند، هرگز مانند یک انسان ذلیل بیعت نمی کنم و نیز مانند بردگان فرار نمی کنم».(7)
با این شرایط، مرگ را سعادت می بینم و زندگی با فرو مایگان، خواری است و روح من روحی نیست که با ستم گر سازش کند.
امام حسین (ع) به برادرش، محمد حنفیه می نویسد: «برادرم، به خدا سوگند، اگر در تمام دنیا هیچ پناه گاهی برای من نباشد، باز هم با یزید بیعت نخواهم کرد».
پي نوشت ها :
1.علامة المجلسي ، بحار الأنوار، بيروت - لبنان،ناشر : دار إحياء التراث العربي سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ج 10، ص 189؛مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 239.
2."دعیّ"، کسی است که به غیر پدرش نسبت داده شده و شناخته می شود؛ یعنی کسی که پدر او معرفی شده و شناخته گردیده، پدر او نیست و پدرش فرد دیگری است. (لسان العرب،، ج 14، ص 261) منظور از این شخص، عبید اللّه بن زیاد است که معاویه، بر خلاف شریعت اسلام، پدر او (زیاد) را که پدرش معلوم نبود، برادر خود و فرزند ابوسفیان خواند.
3. الملهوف : ص 155.
4.يونس،آيه 65.
5.بحار الانوار،ج68، ص 120.
6.همان ،ج44، ص 374
7.شيخ مفيد ،الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ج2، ص 98.






