در هفته اول ودوم بارداری هستم.با شوهرم اختلاف پیداکردم.اولا بهش شک داشتم ولی دو روزه دیگه مطمئن شدم بهم خیانت میکنه با دخترخالش.من نمیخوام این جنین بدنیا بیادراه آسون برای سقطش هست؟دیگه نمیخوام این زندگیرو ادامه بدم.گفتم شاید بچه دارشیم درست میشه ولی نشد. باتشکر

دین مبین اسلام و قانون اساسی بسیاری از کشورها در فرض این که زن و مردی از طریق روابط نامشروع نطفه ای را منعقد کنند و جنینی در رحم زن شروع به رشد بکند، اجازه سقط جنین را نمی دهند، چه برسد در جایی که زن و شوهری از طریق ازدواج و رابطه مشروع و قانونی صاحب اولاد شده باشند، در این صورت یقیناً چنین اجازه ای داده نمی شود بنابراین، سقط‌ جنین بعد از منعقد شدن‌ نطفه‌ تا آخرين‌ مرحله‌ كه‌ بچه‌ متولد مي‌شود حرام‌ است‌ و ديه‌ دارد. مگر این که خطر جدی و حیاتی برای مادر و جنین وجود داشته باشد. در بقیه موارد و در مورد شما، نه تنها سقط جنین کاری بسیار غیر انسانی است، از لحاظ شرعی و قانونی گناهی بزرگ به حساب می آید و نوعی قتل نفس تلقی می گردد. بنابراین شایسته نیست حتی فکر این موضوع نیز به ذهن تان خطور کند چه رسد به این که به دنبال عملی ساختن فکر خود نیز باشید و در جستجوی آسان ترین راه بر بیایید. به نظر می رسد راهی که شما در پیش گرفته اید، به نوعی پاک کردن صورت مسئله به جای حل کردن اصولی آن است. انتخاب این راه اگر چه ممکن است در کوتاه مدت تبعات کمتری داشته باشد و شاید شما بتوانید به آسانی از شوهرتان جدا گردید و احیاناً زندگی مجددی را در پیش بگیرید، ولی در دراز مدت لکه ننگ گناه، دامان شما را خواهد گرفت و زندگی دنیا و آخرت تان را خواهد سوزاند.
در مورد اختلاف شما با شوهرتان و خیانت احتمالی او، گزینه های بهتری وجود دارد که می توانید به آنها بیندیشید و آنها را عملی سازید. آنچه مسلم است این است که رفتار های انسان نمی تواند بدون علت باشد. اگر علل برخی از خیانت ها و کج رفتاری های همسران را بررسی کنید متوجه می شوید که یکی از علل انحراف زوجین از مسیر درست زندگی، عدم ارضای صحیح و به موقع نیازهای عاطفی، کلامی و جنسی در بستر خانواده است؛ وقتی همسران ارتباط عاطفی با هم ندارند و نسبت به هم روی خوش نشان نمی دهند و از یکدیگر دلگیر و ناراحتند و احترام و حرمت یکدیگر را نگه نمی دارند در این صورت آرامش از زندگی آنان، که هدف ازدواج است، رخت بر می بندد و از بین می رود طبیعی است زوجین برای تسکین درد های آشکار و پنهان خود و رسیدن به آرامش نسبی، به خارج از چارچوب خانواده پناه می آورند و با افراد دیگری رابطه برقرار می کنند و نیاز هایشان را تا حدودی با ارتباط با آنان برطرف می کنند. اگر علت خیانت شوهرتان بر فرض صحت آن به این خاطر بوده باشد، به هر حال باید از زندگی زناشویی خود مراقبت کنید و مدام آن را تقویت کنید تا زندگی تان بار دیگر از مسیر صحیح منحرف نشود. اما اگر به خاطر زیاده خواهی و هوس رانی بوده باشد در این صورت در گام نخست باید شوهرتان را ارشاد و هدایت کنید. توصیه می شود او را به مشاور و روانشناس با تجربه ارجاع دهید تا علت دقیق رفتار او مشخص گردد و نیز برای حل اختلافات زندگی از خانواده درمانگران مجرب کمک بگیرید.
بر فرض که حق کاملاً با شما باشد و شوهرتان به شما خیانت کرده باشد و هرگز قصد تغییر رویه خود را نیز نداشته باشد در این صورت، حتی اگر همگان نیز بر این باور باشند که شوهرتان مرد زندگی نبوده و نخواهد بود و شما می بایست از او جدا شوید، شما نمی توانید و هیچ مجوزی ندارد که حق حیات را از یک انسان کاملاً بی دفاع و یک موجود زنده به خاطر آسایش و آرامش خودتان سلب کنید.