من به نماز همیشه اهمیت می دادم حتی هر شب نماز شب می خواندم ولی حدود 5-6 ماه میشه که دیگر نماز برایم جذاب نیست و جالبه بدونید اگه نخونمش هیچ عذاب وجدانی ندارم اگر حال و حسشو داشتم می خونم اگه نه... درحالی که قبلا اصلا اینطور نبود این حس بخاطر چیه؟
البته اینم بگم یه سری
آرمانها و امید داشتم که نسبت بهشون نا امید شدم و انگار یه جورایی به این نتیجه رسیدم که نماز تاثیری برام نداشت مثلا به این نتیجه رسیدم که نماز رو چه بخوانی چه نخوانی چه سر وقت باشه یا نه هیچ فرقی نمی کنه!!!
برای روشن شدن مطلب، لازم است به دقت در چند نکته تأمل کنید:
1- ترک نماز عمدا از جمله گناهان کبیره بوده و فرد گنهکار مستحق عذاب است . تاثیراتی هم در زندگی مادی دارد و مشکلاتی را برای ما به وجود می آورد. از سوی دیگر نیز خواندن نماز آثار فراوانی در زندگی اخروی انسان بلکه در زندگی دنیایی او به دنبال دارد.
یکی از علت های اصلی سستی و کاهلی در نمازبسیاری از افراد و از جمله شما ، ضعف اراده و تنبلی و نیز عدم شناخت فلسفه نماز است. از این رو لازم است با فلسفه نماز آشنا شوید. توصیه می کنیم کتابهایی را در زمینه نماز ، اهمیت و فلسفه و آثار نماز را مطالعه کنید. کتاب های ذیل در این زمینه مناسب اند :
« نخستین گام در نماز» ، غلامعلی نعیم آبادی؛ نماز زيباترين الگوي پرستش، غلامعلي نعيمآبادي؛ نماز از ديدگاه قرآن و حديث، موسوي لاهيجي؛ نماز در آینه وحی ، غلامعلي نعيمآبادي؛ پرتوی از اسرار نماز ، محسن قرائتی؛ نماز، حسين انصاريان.
2- به نظر می رسد مشکل اساسی شما درترک نماز، نا امیدی از رسیدن به خواسته هایتان است. خودتان نیز به این موضوع اشاره کرده اید :"یه سری آرمان ها و امید داشتم که نسبت بهشون نا امید شدم و انگار یه جورایی به این نتیجه رسیدم که نماز تاثیری برام نداشت"
خواهر گرامی؛
اگر به اوصاف الهی توجه کنیم و به صفات پروردگار ایمان بیاوریم و بدانیم خداوند رئوف و رحیم است، در می یابیم که اگر خواسته های انسان بر آورده نمی شود، دلیلش بخل خداوند نیست. بلکه گاهی دعاها به صورت های دیگر اجابت می شود، اما تصورمی کنیم که به اجابت نرسیده است. گاهی نیز اجابت می شود، اما حاجت دیرتر داده می شود و این به مصلحت شخص است، اما چون انسان عجول است، دچار اضطراب و یا حتی یأس و ناامیدی می شود.
خداوند با توجه به کمال و سعادت و مصلحت انسان خواسته های او را اجابت می کند. البته شیطان در یکی از مواردی که وسوسه می کند، تأخیر اجابت دعا است. از این راه انسان را مأیوس می کند تا به خدا بدبین شود. پس دعا کننده باید از هر گونه عجله و شتاب خودداری کند.
ائمه اطهار(ع) به این نکته توجه داشته و همگان را از افتادن به دام بدبینی و سوء ظن به خدا برحذر داشته اند. باید پافشاری کرد بر خواسته ها. پافشاری و اصرار بر دعا کار بسیار خوبی است ولی باید سعی بردعاهای آخرتی و در جهت آخرت باشد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «رحم الله عبداً طلب إلی الله حاجه فألح فی الدعاء(1)؛ خداوند بندهای را که از او طلب و حاجتی دارد و بر آن پافشاری میکند، مورد رحمت خویش میدهد».
مهم تر از تمام مطالب بالا این است که :
خداوند حکيم، نظام هستي را بر پايه اسباب و مسببات قرار داده؛ يعني براي پيدايش هر پديده اي علتي خاص و براي حل هر مشکلي، راهکارهاي ويژه اي تعيين نموده است.
از يک سو به انسان «عقل و انديشه » عنايت کرده تا با کمک آن و مشورت با ديگران راه حل مشکلات را بيابد. افق آينده زندگي خويش را ببيند. بر آن اساس برنامه ريزي کند و به هدف برسد، از سويي ديگر دو گونه اسباب و علل مقرر داشته است: مادي و معنوي.
نماز ، دعا و توسل از جمله اسباب معنوي است. اما جايگزين علل مادي نمي شود، بلکه انسان بايد به کمک عقل و فکر خدادادي خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص، براي هر مشکلي راه حلي بيابد. از خدا بخواهد اقداماتش را به هدف و نتيجه برساند. بنابراین سعی کنید در کنار توسلات که از اسباب معنوی هستند، اسباب مادی را نیز برای حل مشکلات فراهم کنید. در صورت تمایل در مکاتبات بعدی در مورد خواسته خود بنویسید تا در حد توانمان راهنمایی هایی را ارائه کنیم .
3- ممکن است بپرسید :" چگونه تاثیر نماز را احساس کنیم ؟" در پاسخ باید به این نکته توجه شود که :
نماز اگر همراه با شرایط کمالش به جا آورده شود ، روح اخلاص و خداباوری را در انسان افزایش میدهد که نتیجه احساس آثار آن در زندگی است؛ در این صورت است که انسان خدا را در همه حال حاضر و ناظر می بیند. فضائل اخلاقی در او رشد پیدا می کند؛ لذا قرآن ضمن صراحت به رابطه نزديكى ميان «عبادت» و تقوا و پرهيز از گناه و پرورش فضائل اخلاقى می فرماید: نماز (انسان را) از زشتي ها و گناه باز مىدارد». (2)
اما این آثار زمانی معلوم می شود و خود را نشان می دهد که نماز کامل باشد. نماز هر چه به سمت کمال پیش برود، آثار آن نیز بهتر خود را نشان می دهد. به همین جهت است که نماز گزاران واقعى كمتر گِرد گناه مىگردند؛ و هر قدر نماز روح و جان و محتواى بيشترى داشته باشد، به همان نسبت انسان از منكرات و زشتي ها دورتر مىشود و شكوفههاى فضائل و اخلاق در درون جانش آشكارتر مىگردد.
پس اگر کسی نماز می خواند. ولی دروغ می گوید و یا غیبت می کند و یا سایر گناهان را انجام می دهد ، نماز را به صورت کامل به جا نمی آورد و الا این فرموده ایزد منان است که نماز (انسان را) از زشتي ها و گناه باز مىدارد. صحبت های تکمیلی دراین زمینه را در نامه های بعدی دنبال کنید.
پینوشتها:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية،تهران، 1365 ،ج2،ص 475.
2. العنکبوت (29) آیه 45.






