باسلام
پدرحدود3ماه فوت کرده حدود30 دقیقه قبل ازفوتشان بامن تماس گرفتندوگفتندکه ازسایپا زنگ زده اندوگفته اندکه بیاییدماشین وتون وتحویل بکیردمن هم چون داخل سرویس شرکتمان بودام گفتم تا من آنجا برسم آنها تعطیل می شوندخودتان برویدپدرم درحین رفتن به سایپا نرسیده به آنجا قلبش دردمی گیرد وهمان جا فوت میکند.
حال سوالم این اگرمن به پدرم نگفته بودم که شمابرویدوروزی دیگریاوقتی دیگرخودم می رفتم آیاپدرم اگرنمی رفت بازهم درهمان لحظه یامثلا"درمغازه درآن وقت فوت می کردیاخیر؟
آیازمان ومکان درمرگ انسان تاثیردارد؟

پیش از هر چیز فوت پدر بزرگوارتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می نماییم و برای ایشان و شما رحمت الهی را خواستاریم .
برای هر کسی دو نوع اجل مطرح است:
یکی اجل حتمی است که آن را اجل مسّمی نیز گویند، و آن این که پایان یافتن عمر در آن زمان قطعی ‏است. (1) به این اجل ، حتمی گفته می‏شود، بدین خاطر که اجل آدمی در آن وقت به طور حتم و صد در صد فرا می‏رسد و به آن مسّمی هم گفته شده، بدین جهت که پایان اجل در آن هنگام معین و نامیده شده است.
دیگری اجل معلق است ،به این معنی که اجل مشروط است که اگر شرطش موجود شود، مرگ واقع می شود. اگر موجود نباشد، نه، در مقابل اجل حتمی که بالاخره در وقتش می‏آید.(2)
انسان از نظر ساختمان طبیعی و ذاتی، استعداد و قابلیت بقا برای مدتی طولانی دارد، ولی در اثنای این مدت ممکن است موانعی ایجاد شود که از رسیدن به حداکثر عمر طبیعی باز دارد. یک چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن ممکن است بیست ساعت استعداد روشنایی داشته باشد، اما وزش یک باد شدید و ریزش باران و یا عدم مراقبت از آن سبب می‏شود که عمر آن کوتاه گردد. در این جا اگر چراغ با هیچ مانعی برخورد نکند و تا آخرین قطره نفت بسوزد، سپس خاموش شود، به اجل حتمی خود رسیده است . اگر موانعی قبل از آن باعث خاموشی چراغ گردد، مدت عمر آن را اجل غیر حتمی و "معلق" می‏گوییم.
اجل هر کس از قبل طبق عملکردی که در حیات دنیوی خواهد داشت و طبق میزان رعایت نکات بهداشتی ، امنیتی ، معنوی و ... ، تقدیر شده است، نه بدون در نظر گرفتن آن ها. بنابراین اگر مثلا در تقدیر شخصی نوشته شده است که در فلان زمان و فلان مکان و فلان حالت به علت تصادف خواهد مرد، طبق میزان رعایت و عدم رعایت موارد امنیتی خود یا شخصی دیگر می باشد و معنای تقدیر الهی همین است.
وقتی مقدمات تحقق آن عمل آماده شد و علل لازم برای وجود یک رخدادی ، محقق شد ، نتیجه آن مقدمات محقق خواهد شد که به این قضای الهی می گویند. همان گونه که از معنای قضا بر می آید که به معنای حکم و قطع و فیصله دادن است. بر این اساس تا زمانی که عمل انسان در محدوده تقدیر است ( یعنی در محدوده آماده سازی مقدمات و رفع موانع ) قابل تغییر است. انسان می تواند با جایگزین کردن عاملی به جای عامل دیگر نتیجه را تغییر دهد، ولی وقتی تمام عوامل جمع شد ، دیگر نوبت قضای الهی می رسد و قابل تغییر نیست.
بنابر این اگر شخصی با سرعت زیاد و بدون احتیاط رانندگی کرده و تصادف کند، تقدیر الهی در باره او همین است ، یعنی خود چنین سرنوشتی را برای خود رقم زده است و اگر همین شخص با سرعت رانندگی و تصادف نکرد، تقدیر او باز همین است ؛ بنابراین طبق آنچه ما اراده کرده و انجام می دهیم، تقدیرها رقم می خورد و یا حتی تقدیرها تغییر یافته و جایگزین می شود مانند تقدیر مرگی که با صدقه و صله رحم رفع می شود و تقدیر دیگر جای آن قرار می گیرد.
البته چنان که ذکر شد این امر و این تاثیر گذاری انسان ها در محدوده اجل غیر قطعی است و الا در مورد اجل قطعی هیچ عاملی قادر به تغییر آن نیست چنان که در قرآن فرموده :
«لکلّ اُمّةٍ أجلٌ إذا جاء أجلهم فلا یستأخرون ساعةً ولا یستقدمون؛(3) هر امتی را زمانی محدود است. آن گاه که زمان‌شان به سر رسد، نه ساعتی از آن تأخیر کنند و نه پیشی گیرند».
در آیة دیگر فرمود:
«هو الّذی خلقکم من طینٍ ثمّ قضى أجلاً وأجلٌ مسمّى عنده؛(4) اوست کسی که شما را از گِل آفرید، ‌آن گاه مدتی را برای شما عمر مقرر داشت و اجل حتمی نزد اوست».
ولی چون نمی توان با رسیدن مرگ هیچ فردی به درستی قضاوت کرد که تعیین مرگ در این زمان اجل قطعی او بوده یا قابل تغییر و تبدیل بوده اما او مبادرت به این تغییر ننمود قضاوت در مورد آنچه شما پرسیده اید ممکن نیست ، هرچند به طور کلی در هر دقت و مراعات و تغییر رفتاری زمینه بقاء عمر و تداوم حیات به سمت اجل قطعی وجود دارد ؛ اما به طور قطع نمی توان گفت که اگر پدر شما در آن روز به سمت مکان مورد نظر نمی رفت حتما زنده می ماند زیرا ممکن است همان لحظه اجل قطعی ایشان بود .

پی‌نوشت‌ها:
1. علامه طباطبایی تفسیر المیزان نشر جامعه مدرسین قم،1387ش.، ج 7 ، ص 11.
2.مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف نشر دانش ،قم، 1376 ش.، ج 1، ص 533،
3. یونس (10) آیه 49.
4. انعام (6) آیه 2.