مقدمه حسابرسي وبازخواست از حيوانات آن است كه آن ها در عالم ديگر حاضر شوند يا به تعبير روشن تر داراي حشر باشند ، در نتیجه ابتدا باید به این پرسش پرداخت که اصولا حیوانات دارای حشر هستند یا خیر ؟ . با مطالعه در منابع اسلامي مي توان دريافت كه آیاتی در قرآن کریم اشاره به حشر حیوانات دارد ، از جمله:
1 ـ ما من دابه فی الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الاّ امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شیء ثم الی ربّهم یحشرون؛(1) هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست ، مگر این که امت هایی مانند شما هستند. هیچ چیز را در این کتاب فرو گذار نکردیم، سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می شوند.
2 ـ و اذاالوحوش حشرت؛(2) آن گاه كه حيوانات وحشي محشور مي شوند .
وحوش جمع وحش است . وحش حیوانی است که هرگز با انسان ها انس نمی گیرد.
به هر حال ظاهر آیه از این جهت که در سیاق آیات توصیف کننده قیامت قرار دارد ، بیانگر این است که حیوانات وحشی هم در روز قیامت مانند انسان ها محشور خواهند شد ، اما این که پس از محشور شدن چه وضعی خواهند داشت و سرانجام کارشان چه خواهد شد، در کلام خدا چیزی نیامده است.
به هر حال می توان گفت شواهد و قرائن نقلی در مورد حشر حیوانات وجود دارد اما در مورد جزا و حساب آنان اختلاف نظر وجود دارد ؛ در برخی روایات از بازخواست الهی نسبت به برخی از حیوانات سخن گفته شده است که احتمال محاسبه اخروی را تقویت می کند بر این اساس که آن ها هم در مورد برخي از اعمال و رفتارهايشان مورد مواخذه و محاسبه قرار خواهند گرفت .
ابوذر مى‏گويد: « خدمت پيامبر بوديم كه پيش روى ما دو بز به يكديگر شاخ زدند، پيغمبر فرمود: مى‏دانيد چرا اين ها به يكديگر شاخ زدند؟ حاضران عرض كردند: نه، فرمود : ولى خدا مى‏داند چرا و به زودى در ميان آن ها داورى خواهد كرد ». (3)
هرچند در مورد تفسیر و توضیح این روایت و برخی روایات مشابه نکات متعددی می توان مطرح نمود و به طور قطع نمی توان به این معدود روایات تکیه کرد ؛ اما از منظر تحلیل عقلی نیز در این زمینه مطالبی قابل طرح است ؛ در تفسیر نمونه در این رابطه آمده است :
« شك نيست كه نخستين شرط حساب و جزا مسئله عقل و شعور و بدنبال آن تكليف و مسئوليت است، طرفداران اين عقيده مى‏گويند مداركى در دست است كه نشان مى‏دهد حيوانات نيز به اندازه خود داراى درك و فهمند، از جمله:
زندگى بسيارى از حيوانات آميخته با نظام جالب و شگفت‏انگيزى است كه روشنگر سطح عالى فهم و شعور آنها است كيست كه درباره مورچگان و زنبور عسل و تمدن عجيب آنها و نظام شگفت‏انگيز لانه و كندو، سخنانى نشنيده باشد، و بر درك و شعور تحسين آميز آنها آفرين نگفته باشد؟ گرچه بعضى ميل دارند همه اينها را يك نوع الهام غريزى بدانند، اما هيچ دليلى بر اين موضوع در دست نيست كه اعمال آنها به صورت ناآگاه (غريزه بدون عقل) انجام مى‏شود.
سؤال مهمى كه در اينجا پيش مى‏آيد...اين است كه آيا ميتوانيم قبول كنيم كه حيوانات تكاليفى دارند با اينكه يكى از شرائط مسلم تكليف عقل است و به همين جهت كودك و يا شخص ديوانه از دايره تكليف بيرون است؟ آيا حيوانات داراى چنان عقلى هستند كه مورد تكليف واقع شوند؟ و آيا ميتوان باور كرد كه يك حيوان بيش از يك كودك نابالغ و حتى بيش از ديوانگان درك داشته باشد؟ و اگر قبول كنيم كه آنها چنان عقل و دركى ندارند چگونه ممكن است تكليف متوجه آنها شود.
در پاسخ اين سؤال بايد گفت كه تكليف مراحلى دارد و هر مرحله ادراك و عقلى متناسب خود مى‏خواهد، تكاليف فراوانى كه در قوانين اسلامى براى يك انسان وجود دارد بقدرى است كه بدون داشتن يك سطح عالى از عقل و درك انجام آنها ممكن نيست و ما هرگز نمى‏توانيم چنان تكاليفى را براى حيوانات بپذيريم، زيرا شرط آن، در آنها حاصل نيست، اما مرحله ساده و پائين‏ترى از تكليف تصور مى‏شود كه مختصر فهم و شعور براى آن كافى است، ما نمى‏توانيم چنان فهم و شعور و چنان تكاليفى را بطور كلى در باره حيوانات انكار كنيم ...
بنا بر اين بلوغ و عقل كامل شرط تكليف در مرحله عالى و كامل است، در مراحل پائين‏تر يعنى در مورد پاره‏اى از گناهانى كه قبح و زشتى آن براى افراد پائين‏تر نيز كاملا قابل درك است بلوغ و عقل كامل را نمى‏توان شرط دانست. با توجه به تفاوت مراتب تكليف، و تفاوت مراتب عقل اشكال بالا در مورد حيوانات نيز حل مى‏شود.» (4)
پی نوشت ها:
1. انعام (6)آیه 38.
2. تکویر (81) آیة 5.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت ، 1404 ه ق ، ج 61 ، ص 6.
4. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران ، 1374 ش، ج 5 ،ص 224-227.