سلام.دختر 18ساله دانش آموز سال پیش دانشگاهی و مجرد هستم. چند وقتیه حس عجیبی دارم با وجود اینکه پدرم از وضع مالی خوبی برخوردار است و هیچ وقت در زندگی در تنگنا نبوده ام اما از آینده میترسم از اینکه نتوانم دانشگاه در رشته پزشکی قبول شوم و قبولی در سایر رشته ها برام مثل این است که بیکار خواهم بود و باید زندگی را با سختی پشت سر بگذارم از آینده ای میترسم که باید تشکیل خانواده بدهم و آیا همسرم شاغل خواهد بود یا نه؟آیا میشود به پسران امروزه که مسولیت پذیر نیستندو همواره دنبال ارضای نیازهای خود هستند و کلا موجودی مثل مرد اعتماد کرد؟ آیا اگر صاحب فرزندانی شوم آنها در آسایش خواهند بود یا نه؟ در هر صورت ترس عجیب و مبهمی از آینده خودم دارم آیا این ترس به خاطر ضعف ایمان من به خداست؟ البته همیشه به خدا و اینکه روزی دست خداست و او هیچ وقت بندگانش را تنها نمیگذارد ایمان داشتم اما جدیدا باتوجه به درسی که درمورد قضاوقدر در کتاب دینی سال پیشدانشگاهی خوانده ام و کمی نگاه به اطرافم به آدم هایی که ضمن ایمان به خدا همواره در تنگنا هستند و روزگار خیلی سخت میگیرد و یا با نگاه به افرادی تحصیل کرده اما بیکار امیدی به تحصیل ندارم
آیا واقعا روزی دست خداست یا فعالیت ما آدمهاست که ...

اصلا هدفم برای زندگی کردن را فراموش کرده ام.جدا معنی حقیقی زندگی چیست؟ آیا اگر من در رشته خوبی مثل پزشکی قبول نشوم دیرتر از یک پزشک به کمال میرسم؟آیا انسان پست تری هستم؟ باتشکر.لطفا به من کمک کنید. خدا به شما اجر دهد.

یکی از مهم ترین انگیزه هایی که در هر انسانی وجود دارد، انگیزه کمال طلبی و خود شکوفایی است. این انگیزه مهم ترین عامل و محرک در شکل گیری و جهت دهی به رفتار انسان هاست. هر رفتاری که ما انجام می­دهیم، محصول سه عامل: انگیزه، نیاز و هدف است. اگر این سه عامل در کنار هم قرار گیرند، شرایط تحقق یک رفتار فراهم می شود اما گاهی اوقات شناخت افراد در مورد این سه عامل دچار مشکل می­شود. به عبارت دیگر وجود برخی ابهامات باعث می­شود چیزی که در حد یک انگیزه است، جای هدف را بگیرد. کسی که تحت تأثیر این عوامل اقدام به فعالیتی کرده، در استمرار فعالیتش دچار انحراف یا لغزش و یا دچار دل سردی و رکود می­شود.
هدف از زندگی رسیدن به تکامل همه جانبه است. تکامل اخلاقی , علمی , روحی , فکری و فرهنگی که ثمره آن رسیدن به حیات ابدی است.
سوال ما از شما این است که :
آيا سعادت انساني به پزشك شدن است ؟هركس پزشك نشد عاقبت بخير نشده يا كارش ارزشي ندارد؟
به آينده خود اميدوار باشيد و حالت يأس و نا اميدي را به خود راه ندهيد اينگونه افكار معمولا جز استرس ونگراني ثمر ديگري ندارد .
سوء ظن داشتن به تمام جوانان و آقايان از القائات شيطان است. زيرا جوانان پاك زيادي در جامعه داريم و در روزمره آنان را مي بينيم ؛همانطور كه همه دختر خانم ها ناپاك نيستند پسران هم مانند آنها.
آینده نگری امر پسندیده ای است. ولی نباید باعث استرس و نگرانی شما آن هم به این شکل شود،توكل به خدا كنيد و خود را به او بسپاريد و بدانيد «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه؛ و هر كه بر خدا توكل كند خدا او را كفايت خواهد كرد».(1)
همانطور كه گفته شد سعادت واقعي در پزشكي نيست بلكه به فرموده قرآن« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم؛گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست».(2) این تقوا است که انسان را به هدف نهایی که همان بندگی است نزدیک می کند زیرا در قرآن عبودیت سبب خلت انسان معرفی شده:«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون؛من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)».(3)
هدف ، تنها کسب علم و دانش نیست بلکه در کنار آن چیزهای دیگری نیز لازم است.
تحصیل به تنهایی نمی تواند هدف غایی یک محصل باشد. مدرسه و دانشگاه وسیله ای است که راهیابی به آن انگیزه و شوق در انسان ایجاد می کند تا با تمام توان تلاش کند و به هدفش که رسیدن به کمال است دست یابد. بنابراین هیچ گاه نباید به دانشگاه و پزشكي به عنوان هدف نهایی نگاه كرد،دانشگاه جهت حرکت به سوی کمال و هدف را نشان می دهد. بنابراین دانشگاه وپزشگي جای ماندن و رسیدن نیست بلکه یک مسیربه سوی اهداف بعدی زندگی است.
برای اینکه انسان هدف مناسبی برای زندگی خود انتخاب کند، باید ببیند چرا آفریده شده است. آن کس که هدفش در زندگی متناسب با هدف از آفرینش باشد، به آرامش و سعادت دست یافته، همه جنبه‏های وجودیش را در مسیر صحیح حیات قرار خواهد داد.
توصيه مي كنيم: با مشاوره گرفتن ، برنامۀ کاملی برای زندگی و آیندۀ خود بریزد و به آن عمل کنید تا فرد موفقی باشید.
پی نوشت ها :
1.طلاق (65) آیه 3.
2.حجرات(49) آیه 13.
3. ذاریات(51) آیه 56.