سلام
ایا غیر مسلمان هم به بهشت میرود
چون می گن
عبدالباسط قاری مشهور هم پشت در بهشت می ماند
لطفا جواب بدهید

البته باید گفت اظهار نظر در مورد جایگاه اخروی افراد و اشخاص معین ناممکن و در حد احتمال و گمان است و گفته ها و شنیده ها در این زمینه معتبر نیست؛ اما در هر حال ما در عین این که از میان هفت میلیارد انسان روی کره زمین، تنها شیعه دوازده امامی را اهل حق و در نهايت سعادت و نجات می‌‌‌دانیم، آن هم به شرطی که رعایت محرّمات و واجبات شرعی را نموده باشند، امّا هرگز معتقد نیستیم غیر از اینان، بقیة انسان ها اهل جهنم و عذاب هستند.
دليل اين امر آن است كه ما دیگران را یا عالم و عامد می‌‌‌دانیم یا جاهل و غیر عامد. عالمان و عامدان اهل عذاب اند، چون عمداً بر خلاف علم خود عمل کرده اند. جاهل هم دو دسته اند: مقصر و قاصر. مقصران یا افرادی که با وجود امکان رسیدن به حقیقت،از آن سرباز زده اند، مثل عالمان، جهنّمی اند (البته بدون لحاظ رحمت الهی که ممکن است شامل آنها هم بشود). امّا قاصران که اکثر مردم را تشکیل می‌‌‌دهند، به طور حتم اهل نجاتند،
قرآن مجید می‌فرماید: «و ما کنّا معذبین حتی نبعث رسولاً؛ هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم. مگر حجت را بر آن ها تمام کرده باشیم».(1)
حتماً بر جاهلان قاصر اتمام حجّت نشده است، زیرا یا غافلند و اصلاً احتمال خلاف در گفتار و کردار خود را نمی دهند یا احتمال خلاف می‌دهند، امّا راه و وسیله ای برای رسیدن به حق در اختیار ندارند و یا در پی کشف حقیقت رفته و تحقیق کرده اند، ولی نتوانسته اند بفهمند گفتار و کردارشان باطل بوده و خلاف واقع است، هر چند پایبندی آنها به اصول و دستورهای دینی خودشان هم تا حدی لازم است .
شهید مطهرى(ره) در این باره مى‏گوید: «اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه(ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند، اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.
ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏کند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد».(2)
در نتيجه پيروان بسياري از اديان ديگر و حتي انسان هايي كه پيرو ديني از اديان آسماني نيستند ممكن است در اين مجموعه محسوب شده و در صورت عمل به آنچه حقيقت و درست مي پنداشتند يا به مقتضاي عقلشان صحيح مي نمود، اهل نجات خواهند بود.
پی نوشت ها:
1.مائده (5) آیه 73.
2. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 1، ص 320 به بعد. انتشارت صدرا ، تهران 1374 ش .