سلام.لطفا راهنماییم کنید.
1-من پسر24 ساله-تک پسر-مدرک فوق لیسانس-بدون مشکل سربازی ومجرد هستم.خانواده من نیز مذهبی هستند.خودم هم پایبند به مسائل مذهبی هستم.وضع اقتصادی ما متوسط به بالا هست.
2-دو سال قبل تو اینترنت با یه دختر آشنا شدم که خیلی comentهای خوبی میذاشت.بهش میل زدم وازش خواستم تا باهاش آشنا بشم.اونم جواب داد و تا مدتی باهم چت میکردیم.ومن بیشتر بهش علاقمند شدم.اون 16 سالش بود.اما پخته تر از سنش حرف میزد.
بعد فهمیدم مانتومیپوشه اما دخترمعتقدیه.عکس ا لعملی به این موضوع نداشتم.بعد چند روز گفت تومدرسه چادر پوشیده وگفتن بهش میاد ومدتی خم هست که تصمیم گرفته چادر بپوشه وخواست تا نظرمو بدونه .منم خیلی خوشحال شدم.و اونم از اون روزچادر پوشید.(چند بار بدون اینکه بدونه رفتم ودیدمش ومطمئن شدم چادر میپوشه و درست حسابی هم چادر میپوشه نه اینکه فقط بندازه روسرش) بعدشماره اونو گرفتم وباهاش صحبت کردم وبعداز مدتی هم قرار شد همو ببینیم.
3-بعد از چند ماه رابطه خیلی ازش خوشم اومد،هم از نظر اخلاقی وهم ظاهری و هم رفتاری همونی بود که میخواستم.بهش گفتم بعداز آزمون دکترا(3 سال بعد) به خانوادم میگم ولی بهشم گفتم راضی کردن بابام سخته.شاید راضی نشه ومنم بدون رضایت اون جلونمیرم.
4-چندبار ازترس اینکه نتونم بابامو راضی کنم خواستم رابطه رو برخلاف میلم قطع کنیم اما اون قبول نمیکرد.و میگفت تا وقتی مطمئن نشدی بذار باهم بمونیم.میگفت خیلی بهم وابسته شده و عاشقمه وبعد از آشناییمون زندگیش خیلی شیرین شده. واقعا هم خیلی کم توقع بود خواسته غیر متعارف وغیر عادی ازم نداشت وباادب و احترام باهام حرف میزد وهمه حرفامم گوش میکرد.تو کاراشم ازم اجازه میگرفت(این کارا رو هنوزم انجام میده)
5-من زود تر از موعد به خانوادم گفتم (نگفتم رابطه داشتیم.فقط گفتم دیدمش وازش خوشم اومده)و اونام اومدن از دم درمدرسه اون دختر رو دیدن و در موردش تحقیق کردن وخیلی ازش خوششون اومد.چون مدیر ومعلمای اون بهشون گفته بودند که این دختر هم محجبه و هم مودب.بعدم از همسایه هاشون پرسیدن.
6-بابا میگین دختره خوبه ولی شغل باباش خوب نیست چون آهنگره و چون خونشون پایین شهره و اجاره نشین هم هستد به درد ما نمیخورن و جلو فامیل خجالت میکشن بگن این خانواده عروسمه.واز همه مهمتراینکه اونا برا یه شهر غریب هستند وما اخلاق دختره و خانوادش رو نمیدونیم.(بابام نمیدونن که من اونو دوساله که میشناسم) ضمن اینکه اصالت دخره هم ترک هست.ولی اگه من اصرار کنم بابام راضی میشن.
7-هر روز که میگذره من بیشتر به نجابت و اینکه اونم منو بخاطر خودم میخواد پی میبرم.ضمن اینکه واقعا به نماز و روزه و مسائل دینی پایبنده .فقط هی بهم میگه اگه ازدواج کردیم بعدا بهش سرکوفت نزنم که چرا قبلا باهم رابطه داشتیم وبهش شک نکنم.اخه یه کم من زود شک میکنم.بهم میگه جواب هیشکی رو جز من تو اینترنت نداده وخودشم نمیدونه چرا اینکارو کرده و بدون آشنایی باهام رابطه بر قرار کرده.فقط میگه اینا کار خدا بوده و اونم منو بخاطر دینداریم و پایبند بودن و صداقتم دوست داره وعاشقم شده.
8-هیچکس از رابطه ما باخبر نیست ومن از بقیه دوستامم تو اینترنت پرسیدم که به اون پیام دادن یا نه و فهمیدم که راست میگفته وجواب کسی رو تو اینترنت نداده.
9-البته ایشونم بعضی وقتا کارای اشتباه میکنه و به قول من بچه بازی در میاره که بعد از یه مدت خودش میفهمه یا من بهش تذکر میدم و اونم عذر خواهی میکنه و مشکلشو قبول میکنه وبرا برطرف کردنش سعی میکنه.بجز یه مورد و اونم اینه که هرچی من میگم کمتر اس هم اس بده و همش به من فکر نکنه که نمیتونه.
10-از شب قدر تا الان رابطه رو قطع کردم تا تکلیف روشن بشه.اونم اول هی تلاش میکرد منصرفم کنه اما الان دیگه راضی شده و فقط تو یه میل ازم خواست همه تلاشمو بکنم.منم بهش قول دادم.
11-بهش گفتم که من تو استان خودمون زندگی خواهم کرد و اونم با خودم میبرم و اونم قبول کرده(اینو اول آشناییمون بهشون گفتم)
12-الان متوجه شده که باباش به دلیل توصیه پزشک دو ساله که تریاک میکشه.من وخانوادم با سیگارم مشکل داریم.اما من حاظرم به خاطر خودش باباش رو نادیده بگیرم.خودشم قبول کرده.
13-حالا سوالم اینه:با این شرایط ایا به نظر شما باهاش ازدواج کنم؟آیا باید موضوعاتی رو در نظر بگیرم که نگرفتم؟
پرسشگر گرامی، در راستای پاسخ به پرسش شما باید عرض نمایم که با توجه به فرهنگ دینی و توقعات عرفی خانواده های ایرانی، شما وآن دختر خانم، ابتدا و قبل از هر اقدامی، باید خانواده های خود را از قصدتان آگاه سازید، سپس در صورت موافقت آنها و بعد از برگزاری چند جلسه گفتگو با این دختر خانم که با اطلاع خانواده ها صورت می گیرد، به یک مشاور قبل از ازدواج با تجربه و آگاه مراجعه نمایید تا ایشان طبق ملاکهایی که اسلام و روانشناسی برای یک ازدواج پایدار تدارک دیده اند، به ارزیابی شما و آن دختر خانم از جنبه های مختلف همانند همسانی های شخصیتی، همکفی در برخی از مسائل که برای سلامت یک زندگی مشترک لازم است، بپردازد و نظر خود را در باره ازدواج و یا عدم ازدواج شما اعلام نماید.
دوست گرامی، با توجه به سخت گیریهای پدرتان بهتر بود قبل از اینکه با هم رابطه منجر به وابستگی برقرار می کردید خانواده ها را در جریان می گذاشتید. چون الان به دلیل وابستگی ای که به هم پیدا کردید، جدا شدن قدری مشکل است و ممکن است ضربات روحی و روانی به هر دوی شما وارد شود، اما این بدان معنا نیست که حتما شما باید با هم ازدواج کنید تا دچار این ضربات نشوید چه آنکه اگر نسنجیده با هم ازدواج کنید ضربات بعد از ازدواج و جدایی بعد از وصلت بمراتب سهمگین تر و آسیب زا تر خواهد بود.
شما وابستگی دختر خانم را با خانواده اش در نظر نگرفته اید. شاید ایشان به خاطر عشق و علاقه ای که الان به شما دارند حاضر باشند در استان شما بمانند، اما ممکن است بعدا دوری از خانواده برایشان مشکل باشد و همین باعث تعارض بین شما شود.
اصلا فاصله سنی را در نظر نگرفته اید (بهتر است فاصله سنی بین 3 تا 5 سال باشد) از لحاظ اقتصادی و فرهنگی فاصله زیادی با هم دارید که این هم می تواند در آینده مشکل آفرین باشد.
شاید الان بتوانید پدرتان را به هر دلیلی راضی به این ازدواج کنید. اما بعدا ممکن است دخالت های ایشان در زندگیتان شروع شود و باعث مشکلاتی گردد.
به این نکته توجه داشته باشید که یک دخترشانزده ساله به این دلیل که هنوز از لحاظ عقلی و اجتماعی به رشد کامل نرسیده، ممکن است به مرور زمان از لحاظ رفتاری، اجتماعی ونگرش های خاصو ....تغییر کند (هر چند به نظر الان پخته به نظر می رسد)
یکی از موانع دیگری که ممکن است در آینده برای زندگی مشترک شما مشکل آفرین شود شکاکیت شما است، چون الان شاید ایشان به خاطر وجود عواطف و احساسات خاص شما از نوک تیز پیکان شکاکیت شما در امان باشد، ولی بعد از افت احساسات و عواطف خاص نسبت به همدیگر، این جنبه از شخصیت شما بالا خواهد آمد و زندگی مشترک شما را تهدید خواهد کرد. تاکید من برای مراجعه به مشاور روانشناس بخاطر اینست که وی تمام این پارامترها را بررسی کرده و تذکرات و اخطارهای لازم را به شما و ایشان می دهد. اگر در تهران زندگی می کنید من تلفن یکی از مشاوران قبل از ازدواج که در این زمینه بسیار با تجربه می باشند را به شما معرفی می نمایم دکتر سید جلال یونسی02144015879و بار دیگر از شما تقاضا می کنم که قبل از هر اقدامی ابتدا با مشاور مشورت نمایید. زیرا طبق مضمون روایات کسی که از مشاوره پرهیز کند در معرض هلاکت و زیان شدید، قرار خواهد گرفت.






