ریا نقطه مقابل اخلاص است و ریا کاری یکی از ابزارهای مهم شیطان برای گمراه ساختن انسانها شمرده شده است. ریا علائم و ویژگی هایی دارد که در روایات معصومین، ذکر شده است. در این باره از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده که می فرمایند:"برای ریا کار سه نشانه است:
1. وقتی مردم را ببیند، شاد می شود (از روی رغبت کارش را انجام می دهد).
2.وقتی تنها است، بی حال می گردد.
3.دوست دارد در تمامی امورش او را مدح و ستایش کنند".(1)
هر کس خودش را خوب می شناسد و از انگیزه و نیّت خود آگاه است، بنابراین کافی است به خودتان مراجعه کنید و ببیند انگیزة شما در انجام یا ترک عملی خدا است یا مردم. اگر خدا باشد، ریا نیست. اگر کار شما فقط برای خداوند است چنین عملی ریا نیست ولی اگر صرفا به خاطر عزیز شدن در نزد مردم کاری را انجام می دهید، و رضایت و خشنودی خداوند را در نظر نمی گیرید این کار به خاطر مردم صورت گرفته است. بنا بر این با خود بیندیشید که قصد اولیه شما از انجام کارها چیست؟ در پایان توجه شما را به دو روایت جلب می کنیم:
مردی به پیامبر (ص) عرض کرد: عملم را پنهان میکنم و دوست ندارم کسی از آن آگاه شود، ولی همین که کسی اطلاع مییابد، خوشحال میشوم. حضرت فرمود: «برای تو دو پاداش هست: پاداش عمل پنهانی و پاداش عمل آشکار».
از امام باقر(ع) درباره مردی که عمل خیری انجام میدهد و چون دیگران او را میبینند، خوشحال میشود. سؤال شد، فرمود: «اشکال ندارد، زیرا هر کسی دوست دارد خدا او را به خوبی میان مردم مشهور کند. البته در صورتی که عملش را به این منظور انجام نداده باشد».(2) از این روایت به خوبی می توانید جواب سؤال خود را دریافت کنید، اگر عملی را که انجام داده اید، از اول به منظور عزیز شدن در نزد مردم نبوده، بلکه از اول برای خدا بوده باشد، این عمل ریا نمی باشدو خداوند شمارا محبوب در دلها می نماید و این نتیجه طبیعی کار با اخلاص است مثلا مرحوم امام (ره) محبوب در دلها بود. ولی این محبوبیت را خداوند در دل مردم ایجاد کرده بود وامام (ره ) برای محبوب شدن کاری نکرد ولی اگر کسی مستقیما منهای خدا کارش را برای مردم انجام دهد برای محبوب شدن و دنبال محبوب شدن است دچار ریا شده است.
برای توضیحات بیشتر می توانید با شماره (09640) تماس بگیرید.
موفق باشید.
پی نوشت ها:
1. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 1362ش، ج 2، ص 295.
2. شبر، عبدالله، اخلاق شبر، ترجمه رضا جباران، قم، هجرت، چاپ چهارم، 1378ش، ص 270 - 271.
۱۳۹۰/۱۰/۰۵ ۲۳:۰۴
شناسه مطلب: 57295






