شعوبیه :
زمانى كه اسلام ظهور كرد، در ميان اعراب مسأله خويشاوندپرستى و تفاخر به قبيله و نژاد به شدت وجود داشت. عربها در آن زمان چندان به عربيت خود نمىباليدند، زيرا هنوز قوميت عربى به صورتى كه عرب خود را يك واحد در برابر ساير اقوام ببيند وجود نداشت. واحد مورد تعصب عرب واحد قبيله و ايل بود.
اعراب به اقوام و عشاير خويش تفاخر مىكردند. اما اسلام نه تنها به اين احساسات تعصب آميز توجهى نكرد، بلكه با شدت با آنان مبارزه كرد. قرآن كريم در كمال صراحت فرمود: «يا ايُّهَا النّاسُ انّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ انْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقيكُمْ» (1)
يعنىاى مردم، ما همه شما را از يك مرد و يك زن آفريديم و شما را گروهها و قبيلهها قرار داديم تا به اين وسيله يكديگر را بشناسيد، گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست. اين آيه و بيانات و تأكيد رسول اكرم (ص) و طرز رفتار آن حضرت با غير اعراب و نيز قبايل مختلف عرب، راه اسلام را كاملًا مشخص كرد.
بعدها كه در اثر تسلط امويان و سياست ضد اسلامى آنها عدهاى از اعراب عنصر عربيت را پيش كشيدند و آتش تعصبات قومى و نژادى را برافروختند، ساير اقوام مسلمان بالخصوص بعضى از ايرانيان به مبارزه با آنها برخاستند و شعار اين دسته آيه فوق بود و خود را «اهل تسويه» يعنى طرفدار مساوات مىناميدند و به مناسبتِ كلمه «شعوباً» كه در آيه مزبور آمده است خود را «شعوبى» مىخواندند. مطابق تفسير بعضى از مفسرين و روايت امام صادق عليه السلام مقصود از كلمه «قبايل» واحدهايى نظير واحد عربى است كه به صورت قبيله زندگى مىكنند، و مقصود از كلمه «شعوب» واحدهاى ملى است كه به صورت يك واحد بزرگتر زندگى مىكنند.(2)
بنابراين، وجه اينكه «شعوبيه» خود را به اين نام خواندهاند روشن است و اين خود مىرساند كه نهضت شعوبى يك نهضت ضد تعصب عربى و يك نهضت طرفدارى از اصول اسلامى بوده است؛ لااقل اساس اين نهضت چنين بوده است. اگر احياناً افراد معدودى كار خود را به ضديت با اسلام كشانده باشند دليل بر ضداسلامى بودن شعوبيان نمىشود به اعتراف همه مورخين، حضرت رسول اكرم (ص) در مواقع زياد اين جمله را تذكر مىداد: «ايُّهَا النّاسُ كُلُّكُمْ لِادَمَ وَ ادَمُ مِنْ تُرابٍ، لافَضْلَ لِعَرَبِىٍّ عَلى عَجَمِىٍّ الّا بِالتَّقْوى» (3)
يعنى همه شما فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك آفريده شده است، عرب نمىتواند بر غير عرب دعوى برترى كند مگر به تقوا .
رافضی:
يكى از مفاهيم و اصطلاحاتى كه معمولًا مخالفان به انگيزه نكوهش شيعه بهكار مىبرند، «رافضه» و «رافضى» است.
رافضه از ريشه «رفض» بهمعناى ترك و رهاكردن فرد يا چيزى است. «4» اين واژه، مانند اصطلاح شيعه در موارد زير به كار رفته است:
الف) معتقدان به نصّ در نصب امام و منصب امامت و منكران مشروعيت خلافت خلفاى قبل از امام على (ع)؛
ب) معتقدان به افضليت امام على (ع) برخلفاى پيش از او، در عين انكار نصّ در امامت؛
ج) اظهار كنندگان محبّت و مودّت به خاندان رسالت.
ولى مشهورترين كاربرد اين واژه معناى نخست است. چنان كه اشعرى، رافضى را معادل اصطلاح اماميه دانسته، و در راستاى اعتقاد به نصّ بر خلافت حضرت على (ع) تفسير كرده است. «4»
از گزارشهاى تاريخى به دست مىآيد كه در عصر بنىاميه دشمنان اهلبيت (ع) و شيعيانشان، اين اصطلاح را به جهت رفض و ترك نظام سلطه، براى ابراز عداوت به شيعيان به كار مىبردند. و رافضىبودن را گناه نابخشودنى بهشمار مىآوردند، و رافضى را سزاوار شكنجه و قتل مىدانستند.(5)
پی نوشت ها:
1. حجرات/ 13.
2.مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج14، ص 73.
3 . همان،نقل از تحف العقول، ص 34 و سيره ابن هشام، ج 2، ص 414.
4 . الفرق بين الفرق، امام عبدالقاهر بن طاهر بن محمد بغدادی، دارالمعرفه، بیروت. ص 35- 36.
5 .شيعه شناسى و پاسخ به شبهات، على اصغر رضوانى ،نشر مشعر ،ص 112.
۱۳۹۰/۱۰/۰۵ ۱۲:۱۰
شناسه مطلب: 57233






