با سلام، مگه نمی گن که خدا انسان رو مختار آفریده پس چرا بعضی از انبیا با مشاهده سرپیچی قومشون اونا رو نفرین می کردن؟ در این صورت که اختیار انسان معنا نداره و انسان در اسارت جبر الهیه؟ (به نظر من که بهترین کار رو ائمه معصومین می کردن که نفرین نمی کردند چون اگه این کار رو می کردند فلسفه خلقت بی معنی و خنده دار می شد)

در اینکه انسان بر حسب خلقت خاص خویش، موجودی صاحب عقل و اراده بوده، به صورتی که در هر کاری می‏تواند انجام آن را اختیار کرده یا جانب ترک آن را برگزیند، شکی وجود ندارد که از این نوع اختیار و آزادی انسان به «آزادی تکوینی» یاد می‏کنند. اما در خصوص چگونگی استفاده از قدرت انتخاب و آزادی درونی ، عوامل و قوانین و انگیزه های گوناگونی وجود دارند که ما را بر انجام یا ترک برخی کارها متمایل می سازند. به خاطر عوامل گوناگون احساس می کنیم که در انجام کارهای مختلف آزاد نیستیم . محدودیت های گوناگونی را در برابر خود می بینیم . محدودیت ها توسط قوانین و مقررات خاصی شکل می گیرد . مانع از آزادی مطلق ماست، آزادی که از آن به «آزادی تشریعی» یاد می کنیم ، مثلاَ وقتی فردی به پشت چراغ قرمز می رسد، به خودی خود در می یابد که قدرت بر عبور از چراغ قرمز را داراست. می تواند بدون توقف به راه خود ادامه بدهد كه اين آزادی تکوینی است، اما از آن جا که می داند انجام این کار خلاف قانون بوده و عوارض بسیاری برای او می تواند داشته باشد، از انجام آن خودداری کرده، خود را مجبور به توقف می بيند.
بر این اساس هیچگاه وجود اراده و اختیار در انسان بدان معنا نیست که وی در انتخاب هر مسیری آزاد بوده و سعادت بر اساس اراده و خواست وی شکل می گیرد که اگر اینگونه باشد چرا خداوند در قرآن صراحتاً نسبت به کفار وعده عذاب می دهد و یا چرا صراحتاً دستور به ججاب،نماز و... می دهد؟و یا چرا خود ائمه معصومین (ع)در دوران خود توده جامعه را ملزم به رعایت دستورات دینی کرده، در صورت تخلف ، حدود شرعی را بر آن ها جاری می نمودند؟
بر این اساس همه در برابر پذیرش دین حق و انجام اعمال آن دین، مجبور و غیر مختارند و هیچگاه نمی توان پذیرفت اشخاص به سبب اختیار و آزادی خدادادی مر تکب هر عملی از جمله آزار و اذیت به دیگران شوند و یا در برابر سخن حق، واکنش منفی نشان داده و به این بهانه خود را بی گناه جلوه دهند لذا خداوند در سوره احزاب خطاب به کفار می فرماید"إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً " (1)خدا آن كسانى را كه او و پيامبرش را اذيت مى‏كنند، در دنيا و آخرت لعنت كرده، و عذابى خوار كننده براى ايشان مهيا نموده" و یا خودائمه معصومین نیز به این امر اعتقاد داشته و در برخی موارد خاص مردم را نفرین می کردند آنچنانکه در مورد حضرت علی (ع) نقل شده که بر فراز منبر كوفه فرمود اى مردم آن كس كه حاضر بود در غدير خم كه پيامبر فرمود: هر كس كه من مولاى اويم پس على مولاى او است بلند شود و گواهى دهد سپس جمعى بلند شدند ولى انس بن مالك نشسته بود و حركت نكرد حضرت على (ع) فرمود اى انس چرا حركت نكردى چه مانع شد از اينكه تو مانند ديگران گواهى دهى عرض كرد يا على من پير شدم و فراموش كرده‏ام سپس حضرت فرمود بار إلها اگر او دروغ مي گويد او را مبتلا كن به پيسى كه چيزى او را نپوشاند سپس انس مبتلا بمرض برص گرديد.(2)
اما اینکه چرا خداوند با وجود اهمیت دین و دینداری به افراد اختیار و آزادی حتی تکوینی داده باید گفت اصولاً دین در مجموع برای آن است که اشخاص با شناخت و عمل به آن به سعادت و کمال واقعی برسند. حال کمال و ارزش واقعی به آن است که اشخاص از روی اراده و با وجود آزادی آن را بپذیرند نه با اجبار آن چنانکه خداوند نیزدر قرآن به آن اشاره کرده و فرموده است"وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لاََمَنَ مَن فىِ الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًاً..."(3)و اگر خدا بخواهد تمام كسانى كه روى زمينند ايمان مى‏آورند...
پی نوشتها:
1.احزاب (33) آیه 57.
2.رضائى‏،سيد عبد الحسين،ارشاد القلوب،چ اسلاميه،تهران 1377ه ش،ج 2 ،ص 42 .
3.یونس(10)آیه 99.