سلام
میخام بدونم چرا اسلام؟ چرا دین ؟ اصلا خود شما چرا مسلمان هستین؟چرا ادمای فکور اون ور اب مثل خیلی از دانشمندا مسلمان نیستن ولی موفق هستن مگر اونا فکر نمیکنن؟و توضیح بدین چطوری میتونم خودم به اثبات برتری اسلام نسبت به ادیان دیگه برسم؟

جواب سوالات شما یک چیز است: به حکم عقل؛ در واقع به نظر ما عقل حکم می کند که در زمان کنونی پیرو اسلام باشیم نه مسیحیت و به همین دلیل ما مسلمان هستیم نه مسیحی؛ این که از کجا به این نتیجه رسیدیم بر اساس یک جمع بندی عقلانی و منطقی بود که در ادامه توضحاتی در مورد آن بیان می کنیم و این که چرا دانشمندان اروپایی مسلمان نیستند ؟ اولا کم نیستند دانشمندان و متفکران غربی که مسلمان شده و به اسلام گرویده اند.
ثانیا دانشمند بودن در زمینه علوم تجربی لزوما به معنای برخورداری از فهم و درک درست در امور الهیاتی نیست و چه بسا دانشمندان علوم تجربی بزرگی بوده و هستند که اصلا هیچ اهمیتی به تحقیق و بررسی و کمترین اندیشه در مورد موضوع وجود خدا به خود نداده و نمی دهند.
بسیاری از این قبیل دانشمندان نه تنها مسلمان یا مسحیی نیستند بلکه اصولا به خداوند هم اعتقادی ندارند و انگیزه ای برای یافتن پاسخی در خور در مورد گزینه وجود یا عدم وجود خدا ندارند؛ روشن است که مسلمان یا مومن نبودن آنان لطمه ای به اعتقاد اسلامی یا حتی اعتقاد عام دینی نمی زند.
ثالثا در مورد مسلمان نشدن دانشمندان مسیحی غربی هم علل و عوامل مختلف فرهنگی و فردی و اجتماعی دخالت دارد که اکنون مجالی برای بحث پیرامون آن نیست، اما فراموش نکنید که اسلامی که در بسیاری از کشورهای غربی از طریق منابع اطلاع رسانی جمعی و رسانه ها معرفی می شود با حقیقت اسلام فاصله بسیاری دارد و طبیعی است که یک فرد اندیشمند اروپایی انگیزه ای برای تحقیق و بررسی عمیق و دقیق پیرامون این آیین از خود نشان ندهد.
اما در مورد انتخاب اسلام باید بدانید که ما نه تنها اسلام را خوب و بهترین، بلکه تنها گزینه برای دین و عقیده فکری و شیوه رفتای بشر در زمان کنونی می دانیم و معتقدیم که اگر فردی به طور دقیق و منصفانه به تحقیق و بررسی پیرامون این مساله بپردازد به همین نتیجه خواهد رسید.
البته از نظر قرآن کریم، دین خدا از آدم تا خاتم یکی است و اختلاف در دین وجود ندارد. همه پیامبران به یک مکتب دعوت ‏کرده‏اند. اصول مکتب انبیا که دین نامیده می‏شود، یکی بوده است. تفاوت شرایع آسمانی در مسایل فرعی و شاخه‏ای بود، که به حسب مقتضیات زمان و خصوصیات محیط و ویژگی‏های فکری و فرهنگی مردمی که دعوت شده‏اند، متفاوت می‏شد. اما در واقع همه ادیان و شرایع مختلف، شکل‏ها و صورت های متفاوت از یک حقیقت و در مسیر یک هدف و مقصود بوده اند.
تفاوت اساسی ادیان در سطح تعلیمات شان بوده که پیامبران بعدی به موازات تکامل بشر در سطح بالاتری تعلیمات خویش را القا کرده‏اند؛ مثلاً تعلیمات اسلام در مورد مبدا و معاد و جهان و معارف پیامبران پیشین از نظر سطح تکالیف و عمق معارف نسبت به ادیان قبل تفاوت بسیاری دارد. به تعبیر دیگر بشر در تعلیمات انبیا مانند یک دانش‏آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا بردند.
از نظر قرآن همه آن چه وجود داشته و پیامبران عرضه کرده‏اند، دین بوده ، نه ادیان، که نام آن " اسلام" است. البته مقصود این نیست که در همه دوره‏ها دین خدا با این نام خوانده می‏شد، بلکه مقصود این است که حقیقت دین، دارای ماهیت تسلیم و عبد محض بودن در برابر خدا است که بهترین معرف آن لفظ « اسلام» است. (1) از این رو قرآن می‏گوید:
"ان الدین عند الله الاسلام؛ دین نزد خدا اسلام است".(2) یا می‏گوید: "ابراهیم نه یهود و نه نصرانی، بلکه حقجو و تسلیم فرمان خدا (مسلمان )بود". (3)
پس دین خدا که از طرف پیامبران الهی عرضه شده، یکی بوده است، با آن خصوصیتی که گفته شد. مردم در دوران‏های پیامبران موظف بوده‏اند از شریعت پیامبر زمان خود که بر اساس رشد فکری و ظرفیت های انسانی تکامل یافته، پیروی نمایند، به لحاظ این که در آن زمان دین به شکل کامل تر از زمان گذشته عرضه می‏شود تا آن که این مسیر به دوران خاتمیت و ارائه کامل ترین شریعت و دستور عمل نهایی برای بشر منتهی گردد.
در هر حال با پایان دوران عمل و توجه به تعالیم یک دین به امر خداوند و آمدن پیامبر و شریعت جدید، دیگر عمل به دستورات قبلی عین مخالفت با اراده خداوند و ضد عبودیت و تسلیم در برابر اوست ، در نتیجه در هر مقطع زمانی پیروی از یک دستور عمل مصداق تسلیم و تعبد و بندگی مطلق در برابر خداوند - که عامل اصلی کمال و سعادت بشر محسوب می شود - است.
پس می توان نتیجه گرفت همه پیروان راستین ادیان آسمانی گذشته در زمان انبیای خود - و حتی کسانی که با برهان و دلایل قابل قبول نزد عقل و خرد بر دین انبیای گذشته باقی ماندند و از ادیان جدید مطلع نشده یا زمینه تحقیق برای شان فراهم نشد، ولی در دین خود و پیروی از فرامین شریعت خود صادق بودند - مسلمان محسوب می شوند . دین و دینداری آن ها در قیامت مورد قبول قرار خواهد گرفت .هرچند یهودی یا مسیحی و...بودند.
با آمدن دین جدید و کامل تر ، هر مومن خداپرستی باید به دین جدید گرویده، لااقل در مورد ادیان احتمالی به بررسی و تحقیق بپردازد. اصرار بر باقی ماندن بر دین گذشته، در جا زدن و مخالفت با دستور الهی و سفارش انبیای پیشین و لجاجت و خلاف تسلیم بودن است.
پس همه ادیان آسمانی برحق هستند. اما تنها در زمان خودشان یعنی قبل از ظهور پیامبرِ صاحب شریعت بعدی، دین حق و برگزیده خداوند برای انسان های همان عصر و زمان محسوب می شوند؛ اما در زمان کنونی که ادیان مختلفی وجود دارند، نمی توان همه را بر حق دانست . باید به دنبال دین حق در زمان کنونی، آن هم به مدد عقل و برهان گشت که ما به دلایل گوناگون معتقدیم آن دین " اسلام "و شریعت پیامبر خاتم است.
ما برای برحق دانستن اسلام در زمان کنونی در برابر دیگر ادیان دلایل مختلف دیگری هم داریم ،همان طور که پیروان هر دین دیگری هم دلایل گوناگونی براي برتری دین خود ارائه می دهند؛ اما مهم ترین و بهترین داور در این مقام ، عقل و دانش بشری است.
با اندکی تامل می توان دریافت که در ابعاد مختلف دین اسلام نسبت به دیگر ادیان از برتری برخوردار است. در نگاهی مقایسه ای نمی توان دینی برتر از اسلام برای این زمان یافت.
روشن ترین نکته در این خصوص آن است که کتاب‌های آسمانی پیامبران صاحب شریعت که در بردارنده قوانین الهی بودند و محتوای دین آنان محسوب می شدند، به مرور زمان به کلی محو شدند و یا دستخوش تحریفات جدی قرار گرفتند؛ چنان که تورات موسی(ع) مورد تحریف های فراوان قرار گرفته، همچنین چیزی به نام انجیل عیسی(ع) باقی نمانده، بلکه از دست نویس های افرادی که از پیروان حضرت موسی و عیسی(ع) شمرده می شدند، مجموعه هایی تهیه شد و به نام کتاب مقدس ( عهدقدیم و عهد جدید )معرفی گردیده است.
هر شخص بی غرضی که نظری بر عهدین (تورات و انجیل فعلی) بیفکند، خواهد دانست که هیچ کدام از آن ها کتابی که بر موسی(ع) یا عیسی(ع) نازل شده، نیست. به عنوان مثال تورات خدا را به صورت انسانی ترسیم می‌کند که نسبت به بسیاری از امور آگاهی ندارد(4) و بارها از کار خود پشیمان می‌شود،(5) با حضرت یعقوب کشتی می گیرد و نمی تواند بر او غالب شود و سرانجام التماس می کند که از او دست بردارد تا مردم خدا را در چنین حالی نبینند. (6)
وضع انجیل از تورات مشکل تر است، زیرا اوّلاً چیزی به نام کتابی که بر حضرت عیسی(ع) نازل شده، در دست نیست. مسیحیان چنین ادعایی ندارند که انجیل فعلی کتابی است که خدا بر حضرت عیسی(ع) نازل کرده، بلکه محتوای آن گزارش هایی است منسوب به چند تن از پیروان حضرت . علاوه بر تجویز شرب خمر، ساختن آن را به عنوان معجزه عیسی قلمداد می‌کند.(7) .
از کتاب مقدس زرتشتیان هم جز مقداری دعا و مناجات باقی نمانده است ، در حالی که منابع اصیل دین اسلام یعنی کتاب آسمانی و وحیانی به دلایل گوناگون کاملا دست نخورده و سالم باقی مانده ؛ به علاوه گزارش های روشنی از سنت و سیره پیامبر و جانشینان او در دست است که هدایتگر پیروان اسلام به سعادت و رستگاری است .
به علاوه امتیاز محتوایی تعالیم اسلام بر دیگر ادیان موارد عدیده ای است که از آن میان به چند مورد اشاره می کنیم:
1- جامعیت:
یکی از دلائل کامل بودن دین اسلام، جامعیت آن است. جامعیت بدان معنا است که در اسلام همه قوانین و مقرّرات مورد نیاز انسان‏ها پیش بینی شده است . در اسلام، احکام و قوانین منحصر در زندگی فردی انسان‏ها نیست، بلکه تمام ابعاد زندگی اجتماعی را نیز در بر دارد، چرا که زندگی فردی و اجتماعی انسان از هم جدا نبوده و بسیاری از امور فردی، در زندگی اجتماعی وبرعکس تأثیر دارند . در حالی که ادیان موجود تنها به برخی از ابعاد فردی و یا اجتماعی انسان توجه داشته ،در بسیاری از امور هیچ دستور و هدایتی برای پیروان خود ندارند .
2- هماهنگی با مقتضیات زمان:
یکی از ویژگی‏های بسیار مهم اسلام همسویی آن با شرایط زمان است؛ یعنی قوانین اسلام علاوه بر جامعیت به گونه‏ای تشریع شده که پاسخگوی نیازهای انسان‏ها در همه زمان‏ها است؛ از این رو اسلام بعد از گذشت چندین قرن بالنده و پویا ظاهر شده و در مقام پاسخ گویی نیازهای مردم اظهار عجز نکرده است.
محقق مشهور «مارسل بوازار» می‌نویسد: «احکام و قوانین اسلام به پرسش‏های معاصر پاسخ داده است...».(8) یکی از امتیازات اسلام نسبت به ادیان دیگر همین است که ادیان دیگر پاسخگوی نیازهای زمان خود بودند، حال آن که اسلام پاسخگوی نیازهای انسان‏ها در طول تاریخ می‌باشد. یکی از علل خاتمیت اسلام را در همین ویژگی باید جستجو نمود.
همسویی اسلام با شرایط زمان بدان معنا نیست که قوانین اسلام با شرایط زمانی تغییر یابد، بلکه معنایش این است که هر گاه احتیاجات و حوادث و مقتضیات زمان به اسلام عرضه می‌شود، می توان پاسخ پرسش ها را از منابع و مبانی آن دریافت و اسلام پاسخگوی جدیدترین پرسش هاست .
3- تلفیق دنیا و آخرت:
یکی از دلایل مهم کامل بودن دین اسلام در آمیختگی دنیا و آخرت ظهور می‌کند. اسلام با اصل دنیا و مواهب آن مبارزه نکرده و رهبانیت را نپذیرفته ، بلکه دین اسلام دنیا را پل ارتباطی آخرت دانسته است. از این رو نخست تعریف دقیق از دنیا ارائه داده و به زندگی انسان‏ها سمت و سو داده و همگان را به فعالیت در دنیا فرا خوانده است. از سوی دیگر اسلام مردم را به آخرت گرایی فرا خوانده و از دنیا گرایی بر حذر داشته، این در حالی است که برخی از ادیان نیز دنیا گریزی را مطرح کرده‏اند، چنان که برخی دیگر آخرت گریزی را مطرح کرده‏اند.
شهید مطهری در این خصوص می‌نویسد: «در جامعه‏های کهن همیشه یکی دو چیز وجود داشت: یا آخرت‌گرایی و زندگی گریزی و یا زندگی گرایی و آخرت گریزی. اسلام آخرت گرایی را در متن زندگی گرایی قرار داد. از نظر اسلام راه آخرت از متن زندگی و مسئولیت‏های زندگی دنیا می‌گذرد».(9)
براي رسيدن به شناخت بهتر از اسلام و مقايسه آن با ديگر اديان، مطالعه اين كتاب ها توصيه مي شود:
ـ اسلام شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، مسجد مقدس جمکران.
- آموزش کلام اسلامی، محمد سعیدی مهر، نشر طه.
- مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي، شهيد مطهري، انتشارات صدرا.
ـ تورات، انجیل، قرآن و علم؛ دکتر بوکای، ترجمه ذبیح الله دبیر.
ـ ادیان بزرگ جهان، حسین توفیقی.

پى‏نوشت‏ها:
1. مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص 165، مجموعه آثار انتشارات صدرا ،تهران، 1374 ش ، ج 2،ص 181 .
2. آل عمران، (3) آیه 19.
3. همان، آیه 67.
4. تورات، سفر پیدایش، باب سوم، شماره 8 - 12.
5. همان، باب 6، شماره 6.
6. همان، باب 32، شماره 24 - 32.
7. انجیل یوحنا، باب دوم.
8. مارسل بوازار، اسلام در جهان امروز، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1361ش. ص 259.
9. شهيد مطهري، همان ، ج 2، ص 242.