ما از جادو در افسانه ها و قصه ها یاد میکنیم ولی داستانی که در قرآن از حضرت سلیمان نقل شده جادو و جادوگر وجود دارد.پس آیا جادو وجود دارد؟

جادو همان سحر است و سحر و جادو به یقین واقعیت دارند و نمی توان اصل آن را انکار نمود ؛ اگر در غالب موارد این مساله را به داستان ها و افسانه ها نسبت می دهیم بخاطر آن است که اکثر مواردی که در این رابطه بیان می شود داستان سرایی و افسانه بافی است و واقعیت خارجی ندارد ؛ اما این به معنای انکار اصل مساله نیست ؛ سحر در لغت به معناى کار لطیف، ظریف و عجیبى است که علّت آن مخفى است و در عرف شرع به کارى مى‏گویند که سبب و علّتش مخفى باشد و انسان خیال کند که واقعیت دارد، ولى خدعه و فریب‏کارى باشد .(1)
سحر یا جادو و کهانت گاهی به شکل تصرّف در چشم بیننده است که چیزى را بر خلاف آن چه هست، به چشم او آورد و گاه کارى باشد که چیزى را بر خلاف صورت و جنس آن مصوّر سازد که غالباً همراه با نیرنگ و خدعه و تردستى و خیال پرورى است.(2)
سحر با توجه به اسبابش داراى اقسامى است که در ذیل به برخى از آن اشاره مى‏کنیم :
1. سحری که اسباب مادی محسوس دارد .
این سحر، جزء علوم غریبه شمرده می‏شود، مانند کسانی که به خوردن سم و مانند آن عادت کرده‏اند و سموم در آن‏ها اثر نمی‏گذارد. این کار غیر عادی، در اثر تمرین صاحبان این حرفه انجام می‏گیرد.
2. سحری که اسباب مادی غیر محسوس دارد.
در این قسم، ساحران کارهای مادی خارق العاده انجام می‏دهند. این امور، مستند به یک سلسله علل و اسباب طبیعی و مادی است؛ ولی در اثر سرعت عمل، محسوس ما نیست، مانند کار شعبده بازان.
3. سحر با اسباب معنوی در ارتباط است.
این قسم، در اثر قدرت اراده و روح است که می‏تواند کار غیر عادی نظیر پیشگویی و ارائه غیب (خواه غیب مکانی و خواه غیب زمانی؛ یعنی حادثه‏ای را که اکنون در آن مکان غایب یا حادثه‏ای را که در زمان آینده اتفاق می‏افتد،) انجام دهد. البته این قسم گاهی مطابق با واقع، و گاهی غیر مطابق با واقع است. ارتباط با جنیان و یاری گرفتن از آن‏ها در امور سحرآمیز، می‏تواند از این قسم باشد.
در برخی موارد، درست و نادرست بودن گزارش‏ها برای این است که روح از جهان تجرّد است. اگر سرگرمی روح از عالم طبیعت کم شود، به جهان خود که عالم غیب است، سر می‏زند و می‏تواند از آن جهان رهاوردی داشته باشد؛ ولی چون معصوم نیست، گاهی بد می‏فهمد و بد گزارش می‏دهد و گاهی حق می‏فهمد و حق گزارش می‏دهد. (3)
اما باید توجه داشت که اکثر افرادی که مدّعى سحر نوع سوّم اند، بازیگرانى بیش نیستند و در قوه خیال انسان تصرف مى‏کنند و بر آدمى اثر خیالى مى‏گذارند، یعنى گرچه سحر یک اثر واقعى بر آدمى مى‏گذارد، ولى این اثر واقعى به صورت مستقیم نیست و دلیلى بر وقوع آن نداریم، بلکه کانال این اثر، قوّه تخیّل انسان‏ها است. این ساحران با کارهایى در خیال بیننده اثر مى‏گذارند و بیننده سحر اگر انسان ضعیفى باشد، بازار ساحران بسیار گرم خواهد بود، اما اگر انسان قوى باشد، خیال او به آسانى در اختیار ساحران قرار نمى‏گیرد.
از بررسى کلمه سحر و مشتقات آن در قرآن به این نتیجه مى‏رسیم که برخى از انواع سحر حقیقت داشته و به راستى اثر مى‏گذارند. آیه 102 سوره بقره هم که به داستان هاروت و ماروت پرداخته به واقعیت داشتن همین موارد خاص از سحر پرداخته است . البته نباید از این امر تعجب نمود زیرا سحر و جادو تاثيرگذاري علل غيرعادي و ناشناخته است همان گونه که علل طبیعی و شناخته شده اثر گذاری خاص خود را دارند .
اما در عین حال در اسلام از یادگیرى سحر و انجام دادن اعمال سحر و جادوگرى به شدت منع شده و از نظر تمام فقهاى اسلام یاد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگرى حرام است. در ذیل به برخى از روایات معتبر اشاره مى‏کنیم:
على(ع) مى‏فرماید: »کسى که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلّى قطع مى‏شود«.(4)
یادگیرى سحر به قصد ابطال آن اشکالى ندارد، بلکه گاهى به عنوان واجب کفایى مى‏بایست عدّه‏اى سحر را بیاموزند تا اگر مدّعى دروغگویى خواست از این طریق مردم را اغفال یا گمراه کند، سحر و جادوى او را ابطال نماید و دروغ مدّعى را فاش سازند.
اما در نهایت تاکید می کنیم هرچند ممکن است کسی بتواند دیگری را به نوعی جادو کند اما این امر اولا بسیار بسیار نادر خواهد بود زیرا افرادی که در حقیقت از سحر مطلع باشند بسیار کم هستند و افرادی که ادعای این توانایی ها را دارند غالبا شیادانی دروغ گو بیش نیستند ؛ ثانیا محدوده اثر بخشی سحر و جادو محدود و معین است و ممکن نیست فرد با سحر و جادو بتواند هرکاری را انجام دهد و ثالثا برای دفع سحر و جادو راهکارهای مشخصی در منابع دینی مطرح شده که با وجود آن تلاش های ساحران به نتیجه نمی رسد .
برای توضیح بیش تر، رجوع کنید به تفسیر نمونه، ج 1، ص 377.

پی‌نوشت‏ها:
1. علامه مجلسي ، بحارالأنوار، ج 56، ص 277. انتشارات اسلاميه تهران بي تا .
2. سید مصطفی دشتی، معارف و معاریف، ج 6، کلمه سحر، نشر دانش ،قم، 1376 ش
3. برگرفته از المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، ج 1، ص 327.
4. وسائل الشیعه، ج 12، باب 25، از ابواب ما یکتسب به، حدیث 7، ص 107.نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت1412 ق