سلام
ايا مباحثي ناظر به كتاب الامامه و النص نوشته فيصل نور داشته ايد ؟
آيا از شخصيت و زندگي فيصل نور اطلاعاتي در اختيار داريد ؟
دليل مخالفت برخي از بني هاشم معاصر امام صادق عليه السلام با امامت ايشان چه بوده ؟
مانند مخالفت برادر امام صادق ، كه در حديث ذيل به آن اشاره شده است :
69- كشف، [كشف الغمة] مِنْ دَلَائِلِ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ : كَانَ فِيمَا أَوْصَى أَبِي إِلَيَّ إِذَا أَنَا مِتُّ فَلَا يَلِي غُسْلِي أَحَدٌ غَيْرُكَ فَإِنَّ الْإِمَامَ لَا يُغَسِّلُهُ إِلَّا إِمَامٌ وَ اعْلَمْ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ أَخَاكَ سَيَدْعُو إِلَى نَفْسِهِ فَدَعْهُ فَإِنَّ عُمُرَهُ قَصِيرٌ فَلَمَّا قَضَى أَبِي غَسَّلْتُهُ كَمَا أَمَرَنِي وَ ادَّعَى عَبْدُ اللَّهِ الْإِمَامَةَ مَكَانَهُ فَكَانَ كَمَا قَالَ أَبِي وَ مَا لَبِثَ عَبْدُ اللَّهِ إِلَّا يَسِيراً حَتَّى مَاتَ وَ كَانَتْ هَذِهِ مِنْ دَلَالَتِهِ يُبَشِّرُنَا بِالشَّيْءِ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ فَيَكُونُ وَ بِهِ يُعْرَفُ الْإِمَامُ .....منبع: بحارالأنوار ج : 46 ص : 269
دليل مخالفت عبدالله بن حسن و دو فرزندش با امام صادق
روايت مذكور در باره وصيت امام سجاد به امام باقر است كه در زمان امام باقر مي ميرد و با عبد الله بن حسن كه با امام صادق اختلاف پيدا كردند متفاوت است.
اما اختلاف امام صادق با عبد الله بن حسن:
اين اختلاف از آنجا پدید آمد که عبدالله بن حسن بن حسن، فرزندش محمد را به عنوان قائم آل محمد (1)معرفی کرد. پس از آن بود که این اختلاف شدت گرفت و البته عباسیان نیز در طول زمان، در تشدید این اختلاف فعالیت میکردند. بعد از قیام و شهادت زید، بنی هاشم، از علوی و عباسی ـ به جز امام صادق و چند نفر دیگرـ بر بیعت محمدبن عبدالله گردن نهادند.
با اطلاعاتی که از حرکت پشت پرده عباسیان داریم، باید شرکت آنها در این جنبش موقت را برای استفاده از آن دانست. مي توان گفت که در آن زمان هنوز امید آن که به قدرت مستقلی برسند نداشتند و به همین مقدار که در جنبش نفس زکیه به نوایی برسند، راضی بودند
بنا به نقل ابو الفرج ، از عباسیان داود بن علی، ابراهیم امام، صالح بن علی، منصور و سفاح در این بیعت حاضر بودند. زمانی که در آن محفل از امام صادق (ع) سخن به میان آمد، عبدالله بن حسن پدر نفس زکیه گفت: لا نرید جعفراً لئلاّ یفسد علیکم أمرکم؛ حضور جعفر در اینجا لزومی ندارد؛ زیرا او کار شما را خراب میکند. زمانی هم که امام مخالفت خود را با قیام آنها اعلام کرد، عبدالله بن حسن این عمل او را حمل بر حسادت کرد.(2) بیعت مزبور به جایی نرسید و عباسیان به قدرت رسیدند. بعدها، نفس زکیه فعالیت خود را آغاز کرد و در سال 145 در مدینه شورید. اما اندکی بعد به دست نیروهای منصور به قتل رسید. برادرش ابراهیم هم در سال 146 در بصره شورید که او نیز کشته شد. در جریان شورش نفس زکیه در مدینه، امام صادق (ع) از مدینه خارج شده و به منطقه فُرْع در راه مدینه به مکه رفتند و پس از پایان ماجرا به مدینه بازگشتند.(3) پیش از آن هم منصور از امام صادق به خاطر فتنه انگیزی عبدالله بن حسن و فرزندانش گله کرد. حضرت اختلاف میان خود و آنها را به وی یادآور شد و با اشاره به آیه دوازده سوره حشر (لئن اخرجوا لایخرجون معهم...) اشاره کردند که این حرکت مورد حمایت عامه مردم نیست.(4) بسیاری از وابستگان به بنی الحسن هم در زندان منصور در گذشتند که فهرست نام آنها را ابوالفرج آورده است. این قیامها و شکستها، سرآغاز قیامهای بعدی بود که به طور عمده با شکست مواجه شد. (5)
جریان بیعت علویان و عباسیان با نفس زکیه را، ابوالفرج اصفهانی به تفصیل نقل کرده است.
پي نوشت ها:
1.ابو الفرج اصفهاني،مقاتل الطالبیین،نجف،حيدريه، ص 141؛ شيخ مفيد ،قم بصيرتي،الارشاد، ص 277ـ 276؛
2. مقاتل الطالبیین، صص 41ـ 40.
3.اربلي،کشف الغمه في معرفه الائمه، تحقيق سيد هاشم رسولي، تبريز ج 2، ص 162.
4.ابو سعيد آبي،نثرالدر،مصر الهيئه العامه المصريه،للكتب1981، ج 1، ص 355.
5. بر گرفته از حيات فكري وسياسي امامان شيعه رسول جعفريان ،ص371.






