با سلام و خسته نباشید خدمت همه دست اندرکاران و کارشناسان برنامه سوالی در مورد تکامل روح داشتم که چگونه روح از جنبه حیوانی و جمادی به قالب انسانی قدم می گذارد وآیا قربانی کردن گوسفندان برای تکامل روح انهاست لطفأ توضیح آسان و کافی در این مورد بدهید که در اسلام برای آن توجه شدیدی شده است و همینطور روح جامدات نیز در یک مسیر تکاملی قرار دارند از زحمات شما سپاسگذاریم.
در باره فراز اول پرسش باید گفت: گرچه درباره روح و نحوه آفرينش آن بحثهاي گوناگون مطرح است، ولي براي هر بدني يک روح وجود دارد. همه فلاسفه الهي اتفاق نظر دارند به طور کلي سه نظر عمده درباره روح و مسايل مربوط به آن وجود دارد:
1. افلاطون و همفکرانش معتقد بودند که: ارواح در زمانهاي پيشين آفريده شده، در طول زمان و تاريخ، هر انسان در رحم مادر، وقتي شرايط بدني او آماده شد، روح چون مرغ در قفس آن بدن در ميآيد و بعد از مرگ چون مرغ از آن بدن آزاد ميگردد.
2. ارسطو و همفکرانش بر آن بودند که روح همزمان با پيدايش بدني، خلق گرديده و به آن تعلق ميگيرد.(1)
3. صدرالمتألهين بر اين باور است که روح آدمي بر اثر تکامل برخي قسمتهاي بدن به تدريج لطيف ميشود تا به مرحله تجرد ميرسد و روح از آن به وجود ميآيد.(2)
در باره دید گاه صدرایی که مهم ترین رویکرد در باره روح است باید گفت صدرالمتألهین بر آن است که روح آدمی از عصاره و تلطیف بدن انسان خلق می گردد . در آغاز پیدایش و مبدأ خلقت آن جسمانی است، ولی بر اثر حرکت جوهری به تدریج رو به سوی تجرد می رود و تا تجرد تام عقلی نایل می گردد.
از باب تمثیل و تشبیه صدرا معتقد است که روح آدمی نظیر نور چراغ است. همان طور که روغن و نفت از طریق فتیله عبور می کند ، وقتی نزدیک شعله چراغ رسید، تبدیل به گاز می شود، آن گاه تبدیل به شعله و بعد تبدیل به نور می گردد. روح انسان نیز چنین مسیری را طی می کند تا این که از مرتبه ماده به تجرد می رسد و روح مجرد می شود.
صدرا معتقد است که این تحلیل عقلی را آموزههای قرآن در باب روح نیز تأیید می کند، زیرا قرآن کریم وقتی در باب خلقت انسان سخن می گوید و مراتب آفرینش انسان را توضیح می دهد که از نطفه بعد مضغه، بعد علقه می شود، آنگاه می فرماید:
«ثمّ أنشأناه خلقاً آخر فتبارک الله أحسن الخالقین،(3) سپس او را آفرینش و خلقت دیگری دادم و بزرگ است خدایی که برترین آفریدگار است».
در مجموع صدرا پیدایش روح انسان را بعد از بدن و از طریق حرکت جوهری تبیین کرده حتى یکی از دلایل و شواهد فلسفی حرکت جوهری را نحوه تجرد روح تلقی نموده است.(4) روح با بدن رابطه ظرف و مظروف نظیر آبی که در ظرف ریخته می شود ندارد، بلکه رابطه روح و بدن رابطه محیط و محاط است . روح به دلیل حرکت جو هری به تجرد می رسد. این طور نیست که مثل آب در ظرف بدن قرار داشته باشد.(5)
در باره فرازدوم پرسش باید گفت یکی از آداب پسندیده و رایج در میان مسلمانان، قربانی کردن است. بد نیست بدانید خداوند بزرگ، قربانی کردن را نشانه ی بزرگداشت و سپاس گزاری مومنان بر نعمت هدایت معرفی کرده و قربانی کننده را در گروه و خیل محسنین و نیکوکاران داخل کرده است، لذا فرمود:
((لَن ینال اللهُ لُحُومُها و لا دِماؤها و لکن یَنالُهُ التقوی منکم کذلک سَخَّرها لکم لتکبّروا الله علی ما هدیکم و بَشّر المحسنیننه )) (6)گوشتها و نه خونهاى آنها، هرگز به خدا نمىرسد. آنچه به او مىرسد، تقوا و پرهيزگارى شماست. اين گونه خداوند آنها را مسخّر شما ساخته، تا او را بخاطر آنكه شما را هدايت كرده است بزرگ بشمريد و بشارت ده نيكوكاران را! بنابر این قربانی مایه تقرب انسان به خداوند است ونه آنچه در پرسش اشاره شده واز این روست که در اسلام بدان توجه شده و نه آنچه در پرسش آمده . وباید توجه داشت که روح گوسفند قربانی از این رهگذر به تکامل بار نمی یابد. گرچه برخی از اساتید در درس اسفار همه غذا ها ی که انسان تناول می کند اعم از گشت گوسفند قربانی و غیر آن از طریق جذب به وجود انسانی فرایند تکاملی را طی می کند و به کمال لایق خود خواهد رسید. ولی این دیگر روح حیوانی نیست که کامل شده بلکه آن حصه از وجود است که از رهگذر مسیر وجود انسانی در فرایند تکامل قرار گرفته است .
اما در باره فراز پایانی پرسش باید گفت که جمادا ت از موهبت روح بی نصیب اند. گرچه ممکن است از طریق تبدیل به خاک و جذب گیاه ومیوه شدن در مسیر فرایند تکامل قرار گرفته و بالاخره انسانی آن را بخورد واز این راه به چرخه تکامل قرار گیرد. ولی در حال که جامد است تکاملی برای آن مطرح نخواهد بود.
پينوشتها:
1. بوعلی ، النفس از کتاب شفا ،ص29 ،نشر المکتب الاعلام الاسلامی، قم 1375 ش.
2. ر،ک : مرتضي مطهري، مجموعة آثار،نشر صدرا، 1374. ج 4، ص 722.
3. مؤمنون (23) آیه 14.
4. صدرا اسفار، نشر دارالاحیا لتراث العربیه ،بیروت 1403 ق. ج 8 ،ص136.
5. صادقی، نتایج کلامی، حکمت صدرا ،نشر بوستان کتاب ،قم 1388 ش.،ص216.
6. حج(22)، 37.






