بنده قبلا تحت این عنوان مطلبی را به سایت شما فرستادم
مشکل بنده این است که خواستگار رسمی نداشته ام و افرادی هم که ابراز علاقه کرده اند همگی میگفتند قصد ازدواج داشته اند ولی وقتی مادران خود را در جریان میگذاشتند همگی مخالف بودند حالا به هر دلیلی که فرصت بیان آن نیست.زمانی هم که خبر نداشتم 2مورد از طریق خانواده بوده که پدرم گفته درس میخوانم و رد کرده و اونها هم دیگه برنگشتن،در حالی که مادرم میگفت برمیگردن!ولی خبری از آنها نشد.
حالا هم با هرکسی نست ازدواج میکنم 1 مشکل هست که دست من نیست و یه الهام درونی به من میگه که نمیشه ازدواج کنم چون سهم اصلیمو در ازدواج از دست دادم و حالا این افراد سهم من نیستن و نباید توقع ازدواج داشته باشم
من برای نه گفتن به پسر خالم جز غرور و خود خواهی هیچ دلیل دیگه ای نداشتم و اینو حق خودم میدونم که تا اخر عمر مجرد بمونم ولی از حالا دچار افسردگی شدم و نمیدونم تا آخر عمرم چیکار کنم و وقتمو بگذرونم چون هیچ انگیزه ای ندارم.آیا اگر از خدا بخوام منو زودتر بکشه خواسته ام برآورده میشه؟چون من واقعا به درد دنیا نمیخورم و هیچ نقشی رو ایفا نمیکنم.میدونم احترامی که دیگران به من میگزارن به خاطر حضور پدرو مادرمه و اگر اونا نباشن واقعا تنها میشم.چون میدانم برادرام ازدواج میکنن و میرن سراغ زندگیشان و این فکر منو داغون میکنه.تنها آرزوم مرگ زود هنگامه.
من مرارد مشابه رو دیدم که زمانی که کسی واقعا دوست داره و میخواد باهات زندگی کنه و تو بی دلیل ردش کنی دیگه بعدش واقعا فرصت ازدواج پیش نمیاد و تا آخر عمر تنها میمونی و باید با این تنهایی بسوزی
برام دعا کنید که خدا منو ببخشه و ببره چون واقعا از تنهایی وحشت دارم.بدون فرزند و همسر خیلی سخته
آیا واقعا بعد از مرگ تنها میشم یا خدا منو میبخشه؟
خواهر بزرگوار به چند نکته دقت فرمائید:
1.انتخاب همسر آینده حق شما بوده و هست و حتی در صورتی که فرد مورد نظر به حدی به شما علاقه شدید داشته که مدتها نیز به خاطر شما و در عشق شما سوخته باشد باز هم شما بر اساس حقی که خداوند به شما داده است می توانید جواب رد به او بدهید و حتی اگر هم تصمیم شما غلط و یا از روی عدم بلوغ عقلی و یا کورکورانه هم باشد باز شما در رد او مختار بودید و کاری بر خلاف خواست الهی انجام ندادید، اگر هم در مورد شیوه برخورد با او و نحوه دادن جواب رد به او خطائی داشته و یا زیاده روی کرده باشید و یا شخصیت او را شکسته باشید گناه اخلاقی دیگری است که ربطی به مساله ازدواج شما ندارد و با گذشت زمان و کسب حلالیت از فرد مورد نظر بر طرف می شودو سپس با توجه به خداوند و تلاش برای اصلاح زمینه های شکل گیری چنین برخوردی در وجود و اخلاق خود مثل تکبر و خود برتر بینی و ... این نقص نیز از وجودتان پاک می شود، لذا در شرایط فعلی اصلا نباید احساس عذاب وجدان داشته باشید. زیرا از بین بردن یک موقعیت ازدواج اگر چه اشتباه هم باشد. ولی حق خود شما بوده و گناهی متوجه شما نیست که منتظر تاوان آن باشید نه در دنیا و نه در آخرت.
2.از دست رفتن چند موقعیت ازدواج بعد از این ماجراها به خاطر جواب رد شما به پسر خاله تان نیست بلکه به احتمال قوی ناشی از این است که شما هنوز هم تحت تاثیر ضعف هائی که دارید نتوانسته اید درک واقع بینانه ای نسبت به ازدواج و همسر آینده و زندگی مشترک خود داشته باشید و در برخورد با خواستگاران خود همین عوامل مانع شکل گیری ازدواج شما می شوند لذا بهترین کار در شرایط فعلی این است که مقداری به مطالعه و اندیشه در زمینه ازدواج و شرایط یک زن ایده آل و همچنین یک همسر مناسب در منظر عقل و دین بپردازید.
3.مطمئن باشید فرصتهای فراوان دیگری برای ازدواج پیش روی دارید که با توکل به خداوند متعال و دور کردن این افکار منفی و عذاب وجدانهای بی مورد از خود و اصلاح نگرشتان به ازدواج و زندگی موفق خواهید شد.در این بین بدان دلسوزترین کس در حق شما خدای متعال است هرگز از رحمت و مهربانی او نسبت به خودت مأیوس نباش و با یاد و ذکر او قلب خود را آرام نما که یاد او آرامش دلهاست(1).
پی نوشت:
1.رعد(13) آیه 28.






