سلام
1-نظر به مخلوق خالق، یکعده ای از انسانها سالم و عده ای خنثی و معیوب خلق میشود در همچون خلقت عدالت خالق تحت سئوال قرار نمیگیرد؟
2- در بسا موارد عیناً دیده شده یک کسی مرتکب عمدی قتل کسی میشود و از مردم پنهان یا آشکارا طی یک حادثه یا یک واقعه فرزند یا از خویشاوند قاتل از بین میرود یعنی شخص قاتل غیز مسقیم دچار یک سانحه عبرت گونه میشود این از یکسو برای قاتل ومردم دیگر میتوان مایه عبرت باشد ولی از سوی دیگر کسیکه (از فامیل قاتل)قربانی عمل قاتل میشود این به عدالت کردگار لطمه نمیزدند؟

پرسش 1:
عدل خالق
شرح : سلام 1-نظر به مخلوق خالق، يکعده اي از انسانها سالم و عده اي خنثي و معيوب خلق ميشود در همچون خلقت عدالت خالق تحت سئوال قرار نميگيرد؟
پاسخ:
خداوند، عالم هستي را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هيچ پديده‏اي بدون علت به وجود نمي‏آيد. هر آنچه در عالم هستي محقق مي‏شود، ناشي از علت و سبب خاصي است. آتش علت سوزاندن است. پيدايش درخت ميوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرايط و کيفيت خاص و آب و هواي مناسب و غيره است، لازمه‏ نظام علت و معلولي حاکم بر جهان هستي، تحقق پديده‏ها به دنبال علت آن هاست.
همان گونه که قانون جاذبه زمين موجب آسايش انسان ها و ساختن بناهاي بلند و زندگي و حرکت بر روي کره زمين است، همين قانون باعث مي‏شود که اگر کسي از ارتفاع بپرد، با زمين برخورد کند و بميرد. همان طور که آتش علت سوزاندن است و براي انسان منافعي مانند روشن کردن کوره‏هاي ذوب آهن و يا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه يا بدن انسان برسد ، علت و سبب سوزاندن و صدمه ديدن آن ها مي‏شود و... .
اراده‏ حکيمانه‏ خداوند بر آن است که تحقق هر پديده‏اي را معلول علت خاصي قرار داده که اين امر موجب قوام زندگي موجودات و از جمله انسان است. زيرا اگر اصل علّيت بر جهان هستي حکمفرما نبود، هيچ کاري نمي‏توانستيم انجام دهيم . هيچ تصميمي براي انجام کاري نمي‏ توانستيم بگيريم. در آن صورت، پديد آمدن هر چيزي از هر امر نامربوطي ممکن و محتمل بود.
لازمه‏ نظام علت و معلولي حاکم بر جهان هستي، تحقق پديده‏ها به دنبال علت آن هاست، يعني همان گونه که بر اساس نظام علت و معلولي، استفاده‏ بيمار عفوني از آنتي‏بيوتيک موجب سلامت يافتن و بهبود بيمار است، استفاده از اين دارو در هنگام بارداري روي جنين اثر مي‏گذارد. موجب اخلال در آن و ناقص ‏الخلقه شدن نوزاد خواهد شد. همان گونه که قانون جاذبه زمين موجب آسايش انسان ها و ساختن بناهاي بلند و زندگي و حرکت روي کره زمين است، قانون جاذبه باعث مي‏شود که اگر کسي از ارتفاع بپرد، با زمين برخورد کند و بميرد .
همان طور که آتش علت سوزاندن است و براي انسان منافعي مانند روشن کردن کوره ‏هاي ذوب آهن و يا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه يا بدن انسان برسد ،علت و سبب سوزاندن و از بين رفتن آن ها مي‏ شود و ...
بر همين اساس سالم و بيمار تولد يافتن يک فرزند لازمه حتمي مجموعه عواملي است که در به وجود آمدن وي مؤثر بوده‏اند، عواملي همچون سلامت يا نارسايي ژنتيکي والدين، شرايط خاص هنگام انعقاد نطفه، کيفيت تغذيه مادر هنگام بارداري، نوع مواد و غذاها و داروهاي مصرفي هنگام بارداري، حرکات فيزيکي مادر هنگام بارداري و ... همان طور که گرفتار شدن انسان به بيماري هاي سخت معلول علل و عوامل طبيعي خاص خود است.
انتظار اينکه خداوند نتيجه علت هايي را که به تولد يک نوزاد معلول منجر مي شود، به تولد نوزادي سالم دگرگون کند، انتظاري نامعقول است. زيرا هم با اصل عليت منافات دارد و هم با حکمت هاي الهي؛ چون اين کار و تغيير در عموميت قانون عليت به معني مانع شدن از امکان رشد و بالندگي در يک انسان، همچنين مانع شدن از تلاش براي رسيدن به نتايج علل مطلوب و مورد نياز بشر است.
معلول متولد شدن يک کودک، نيز معلول علت هاي طبيعي خاص خود است اما حصول اين نتيجه لزوما خواست و مطلوب خداوند نبوده، بلکه آن چه خداوند اراده مي نمايد، تحقق نتايج طبيعي علل خاص در اين عالم است. اين ماييم که دانسته يا ندانسته زمينه ساز بروز برخي از اين نتايج به ظاهر نامطلوب مي شويم .
اما در هر حال اين اختلاف وضعيت افراد در نعمت ها و توانايي ها و بهره مندي هاي دنيايي اختلاف افراد در مسئوليت ها و تکاليف الهي از ايشان را هم رقم مي زند و خداوند وضعيت اين افراد معلول را متفاوت از ديگر افراد سالم در نظر مي گيرد .
در برخي روايات نقل شده: کساني که به حکم عوامل گوناگون اختياري يا غير اختياري، رنج و بلاي بيش تري را در دنيا متحمل مي شوند ، فارغ از تاثيرات مستقيم بلايا و مصيبت ها در دوري از غفلت و دنيا طلبي و انحرافاتي از اين دست و زمينه هاي تربيتي که مشکلات به دنبال دارد، در برابر سختي ها اجر و پاداشي بي حساب را دريافت مي کنند که در قيامت مورد حسرت ديگران خواهد بود .
در روايات متعددي آمده :« در روز قيامت كسانى كه در دنيا با صحّت و عافيت به سر بردند، دوست دارند كه گوشت بدن آن ها را با قيچي در دنيا چيده بودند براى ثواب هايي كه مى‏بينند به اهل بلا مى‏دهند. » (1)
پس افراد معلول يا داراي مشکلات ديگر، بسته به ميزان توانايي هايشان تکاليف ومسئوليت هاي خود را دارند که معين است و خداوند بر همان اساس آن ها را مورد محاسبه قرار مي دهد و در اين امر هيچ بي عدالتي در حق آنان روا داشته نمي شود بلکه اين تفاوت در نعمت ها و بهره مندي ها به طوري کاملا دقيق در زندگي ابدي و حيات اصلي جاودانه آخرتي افراد مورد محاسبه قرار خواهد گرفت .

پي‌نوشت‌ :
1. شيخ حسن ديلمى‏، إرشاد القلوب إلى الصواب‏، شريف رضى‏ ، قم‏، 1412 ق‏، ج 1 ، ص 42.

پرسش 2:
در بسا موارد عيناً ديده شده يک کسي مرتکب عمدي قتل کسي مي شود و از مردم پنهان يا آشکارا طي يک حادثه يا يک واقعه فرزند يا از خويشاوند قاتل از بين ميرود يعني شخص قاتل غيز مسقيم دچار يک سانحه عبرت گونه ميشود اين از يکسو براي قاتل ومردم ديگر مي توان مايه عبرت باشد. ولي از سوي ديگر کسي که (از فاميل قاتل)قرباني عمل قاتل مي شود اين به عدالت کردگار لطمه نمي زدند؟
پاسخ:

در اينكه خداوند براي برخي از اعمال، عذاب دنيوي در نظر گرفته كه بر اساس آن خود افراد دچار عذاب و گرفتاري مي شوند،شكي وجود ندارد آنچنانكه در سوره توبه مي فرمايد" ...وَ إِن يَتَوَلَّوْاْ يُعَذِّبهُْمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ ..."(1)... و اگر روى گردانند،خداوند آنها را در دنيا و آخرت، به مجازات دردناكى كيفر خواهد داد..." اما نمي توان به صورت قطعي بلا و گرفتاري سائر افراد را ناشي از گناه ديگري دانست چرا ممكن است چنين بلايايي را ناشي از اسباب ديگري دانست كه با فرض عدم گناه نيز، محقق مي شد و استناد مرگ و مير افراد و... ، تنها در حد احتمالي است كه افراد مطرح مي كنند.
براين اساس اگر چه در برخي از آيات عقاب شخص، نتيجه گناه ديگران معرفي شده است آنچنانكه خداوند در سوره مي فرمايد"كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بيادگار بگذارند از آينده آنان مى‏ترسند، بايد (از ستم درباره يتيمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند"اما اين امر به معناي لزوم ظلم يتيم بواسطه گناه ديگري از جانب خدانيست بلكه آيه در صدد بيان امري تكويني است كه اساساً كارهايى كه افراد در اجتماع مرتكب مى‏شوند تدريجا شكل يك سنت به خود ميگيرد، و به نسلهاى آينده منتقل شده و اين امر دامان فرزندان خود آنها را مي گيرد و در حقيقت اين موضوع يكى از آثار وضعى و تكوينى اعمال آنها است و اگر به خداوند نسبت داده ميشود بخاطر آن است كه تمام آثار تكوينى و خواص علت و معلول به او منسوب است(2)نه آنكه در اينگونه مسائل مستقيماً خدا دخالت داشته و به سبب گناه يكي ديگري را مواخذه كند.
البته امكان آنكه خداوند بنا به مصالحي مانند امتحان و ...فرزند يا عزيز ديگري را از او بگيرد، وجود دارد آنچنانكه به حضرت ابراهيم (ع) فرمان مي دهد فرزند خود را قرباني كند، و يا در سوره بقره مي فرمايد"وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين"(3)قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان!"اما بايد توجه داشته باشيد كسي كه در اين بين به همان خداوندي كه چنين بلاياي را منتسب به او دانسته ايمان و باور داشته باشد، ايمان دارد كه هيچگاه خداوند حق مقتول و... را در اين زمينه از بين نبرده و در آخرت به وي به سبب اين رنج، پاداشي عظيم عنايت مي كند آنچنانكه در سوره هاي مختلف به عدم ضايع كردن حق محسنين، مصلحين و...فرمان مي دهد(4) به علاوه آنكه به هر حال مرگ امري طبيعي بوده كه خداوند براي هر شخص در زمان معيني مقرر كرده است و هر زمان بخواهد آنها را مي ميراند لذا زندگي ابدي در دنيا حق كسي نبوده تا در برابر گرفتن آن با عدالت خدا ناسازگار باشد و چه بسا گناه سنگيني از فرد مقتول به سبب همين اتفاق بخشيده شود لذا اين امر زماني با عدالت خداوند در تعارض است كه خداوند به نوعي حق وي را ضايع كرده و در مقابل هيچ پاداشي نداده باشد اما اگر بنا باشد بنا به افراد اتفاقات متعدد افراد جان خود را از دست داده و در اين ميان برخي به دلائلي مانند امتحان ديگري و...پاداشي مضاعف دريافت كنند ، هيچگاه با عدالت خداوند در تعارض نيست.
پي نوشت ها:
1.توبه()آيه 74 .
2. ر.ك مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلاميه ، تهران،1374 ه ش ج 3 ص 280.
3.بقره(2)آيه 155.
4.ر.ك هود(11)آيه 115 .