با سلام و خسته نباشید
برادرم 3 سال پیش به خواسته خانوادم با یه دختر خانومی صیغه یک ساله کرد که قصد داشتند بعد از اتمام خدمت سربازی برادرم مراسم عقد برگزار کنند. و هنگام صیغه به خواسته پدر عروس 1000 سکه تمام مهریه گذاشتند. صیغه نامه شرعی داشتند. ولی بعد از گذشت 4 ماه بین برادرم و همسرش اختلاف بوجود اومد. چون برادرم دوسش نداشت زیاد با هم صمیمی نشدند و دختر از این مسئله ناراضی بود و گفت نمیتونم اینجوری تحمل کنم و تازه بعد از گذشت 5 ماه گفت من بیماری پوستی و تیروئید سمی دارم که حقیقت داشت و این مسئله روهنگام صیغه پنهان کرده بود. بعد رفت دادگاه و مهریه خود را اجرا گذاشت و چون باکره بود 500 سکه بهش تعلق گرفت. حال برادرم محکوم که این مبلغ سکه را پرداخت کند. لطفا مرا راهنمایی کنید با توجه به این که دختر باکره است و بیماری هم دارد برادم چیکار می تواند بکند که مهریه را پرداخت نکند . در حالی که پدر عروس گفته به شرطی رضایت می دهم که برادرم دوباره با دخترش دوباره برگرده سر زندگیش. خواهش میکنم بگید چیکار کنم؟
از شنیدن داستان زندگی برادرتان متأثر شدیم و تأسف خوردیم که چرا این حادثه ناگوار اتفاق افتاده و جان و مال و مهم تر از آن، عمر و جوانی صرف گردیده است.
خانواده سنگ اول بنای هر جامعهای به شمار می آید و در کتاب مقدس قرآن و احادیث به نکات قابل توجهی در این زمینه اشاره شده که دین اسلام نیز اهمیت ویژه ای بر این جایگاه قائل است.
ازدواج یکی از مهمترین نیازهای جوانان در کشور به شمار میآید و این امر زمانی لذت بخش می شود که شرایط آسان برای برپایی این امرفراهم باشد؛ و احساسات غیر منطقی میتواند مشکلات اجتماعی و خانوادگی جبران ناپذیری را برای جامعه داشته باشد.
در حال حاضر به علت فرهنگ ناصحیح مهریه، خانواده ها با رقابتی کردن این موضوع هیچ توجهی به سفارشات معصومان ما نداشته و محل آرامش جوانان را تبدیل به فضایی همراه با دلهره و ترس کرده اند.
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1)استحباب کم بودن مهریه: در اسلام سفارش شده است که باید مهریه زنان به گونه ای باشد که مرد بتواند با طیب خاطر و رضایت قلبی آن را بپردازد و هیچ گونه فشار مالی یا روحی بر مرد وارد نگردد. امام صادق (ع) می فرمایند:"إنَّ مِن بَرکة المَرأةِ قِلَّةَ مَهرِها وَ مِن شُؤمِها کَثرةِ مَهرِها".(1) از برکت زن، کم بودن مهریه اش و از بدیُمنی او زیادی در مهریه اش است.
در همین موضوع باز هم ایشان می فرمایند که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده اند: "أفضَلُ نِساء أُمَّتی أَصبَحَهُنَّ وَجْهاً و أقَلَّهُنَّ مَهْراً".(2) بهترین زنان امت من زیباترین آن ها از نظر ظاهری (صورت) و کم مهرترین آنهایند.
2)مرد نسبت به پرداخت مهریه مدیون است، کم باشد یا زیاد(3) و هر وقت زن درخواست کند، باید مرد پرداخت نماید.
ولی ما شرایط بیماری همسر برادرتان را نمی دانیم.آیا بیماری ایشان عذری برای نپرداختن مهریه می باشد یا نه؟این امر را قانون مشخص می کند.
3) بیشترین تعجب ما از عملکرد برادرتان است که چرا هم در قضیه اصل ازدواج و هم در پذیرش مهریه به این سنگینی و هم در تهدیدات بی اساس، منفعلانه برخورد کرده است و چشم و گوش بسته، زمام امور زندگی خود را به دست جهالت اطرافیان سپرده است. لازم بود، با جرأت مندی و شهامت از نظر و خواسته خود دفاع می کرد!! البته قصد ما از این سخنان، ملامت و سرزنش و مکدر ساختن خاطر شما نیست.
توصیه پایانی: اگر دقتی در زندگی دیگران داشته باشید، به خوبی متوجه خواهید شد که همگان در ابتدای زندگی دارای مشکلاتی بوده اند؛ ولی با مدارا و تحمل دیگران می توان مشکلات و اختلاف سلیقه ها را مدیریت کرد.
همین که پدر عروس گفته است:"به شرطی رضایت می دهم که ایشان دوباره با دخترش دوباره برگردد سر زندگیش". نشان از این دارد که آنها هم هنوز به برادرتان تمایل دارند و احساس می کنند هنوز راه برگشت به زندگی وجود دارد.
سعی کنید با روسیاه کردن شیطان و پشت پا زدن به تفکرات غلط، مشکلات را مدیریت کنید و نگذارید بیشتر از این کسی در زندگی ایشان دخالت کند. اگر واقعا می شود به زندگی برگردند، شما هم به برادرتان کمک کنید تا خیلی حساس نباشند و به او بگویید که زن ایده آل به هیچ وجه پیدا نخواهد شد و انسان کامل فقط أهل بیت(ع) بوده اند.
و در آخر: با تمام مقدمات بالا، برای ادامه زندگی یا جدایی، سعی کنید پیش مشاور متخصص و دلسوزی بروید. اگر مشاور به خاطر نبودن فضای محبت برای ادامه زندگی، جدایی را تشخیص داد، جدا شوند و با پدر دختر صحبت کنند که گرچه از نظر شرعی این مهر تعلق می گیرد، ولی اخلاقا و عرفا جایز نیست، چون ارتباطی هم با هم نداشتند و با بزرگ منشی خود مهریه را ببخشند و بگذارند هر کدام از این دو نفر، شخص مورد علاقۀ خود را بیابند.
پینوشتها:
1.طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص198، شریف رضی،چاپ چهارم، قم 1370ش.
2. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص201، شریف رضی،چاپ چهارم، قم 1370ش.
3. توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 410، مسئله 2420.






