با عرض سلام و خسته نباشید
همانطور که در قرآن میخوانیم ابلیس وسایر فرشتگان یک بعدی عمل میکردند و همه مشغول ذکر وثنای خداوند بوده اند بدون کمی وکاستی و خستگی وکسالت وحتی تمرد از فرمان خداوند.
سوال اینجاست که چه باعث شد یا ابلیس آن توان وقدرت تمرد و سرپیچی را از کجا کرد؟ آیا آن قدرت را خداوند برایش اعطا کرده؟ و یا مانند انسان قدرت عصیان را را داشت؟
البته تمرد ابلیس در فرمان (یسجدون)
پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
ابلیس، به یقین از جنیان بوده نه از فرشتگان و است و بر این امر، دلایل گوناگونی می توان اقامه نمود؛ مانند :
- در آیهای از قرآن بر جن بودن ابلیس تصریح شده است: «فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربّه؛ (1) تمام فرشتگان سجده کردند، جز ابلیس که از جنس جن بود».
- دلیل سوم آن است که ابلیس از آتش آفریده شد؛ چنان که قرآن از او حکایت میکند که گفت: «مرا از آتش آفریدی و آدم را از خاک». (2) اما فرشتگان به بیان روایات از نور آفریده شدهاند. (3) قرآن مجید خلقت جن را از شلعههای آتش میداند. (4)
البته به نوعی تصور فرشته بودن ابلیس وجود داشته چنان که از امام صادق (ع) در مورد ابلیس سؤال شد که آیا از فرشتگان بود؟ حضرت فرمود: «ابلیس از جن بود، ولی همراه فرشتگان بود؛ آن چنان که آنها فکر میکردند از جنس آنان است؛ اما خدا می دانست که از آنها نیست». (5) پس در حقیقت ابلیس همواره جن بود نه فرشته .
از طرف دیگر اگر منظور از تک بعدی بودن فرشتگان آن باشد که آنان امکان و قدرت تمرد و سرپیچی یا اختیار این امر را ندارند باید گفت این مساله مورد تردید اندیشمندان است بلکه از شواهد و قرائن می توان دریافت که این تصور در مورد فرشتگان صحیح نیست ؛ به عبارت روشن تر از قرآن مجید استفاده می شود که ملائکه(فرشتگان) موجوداتی مستقل و دارای ایمان بوده، اعمال و رفتارشان از سر شعور و اراده تحقق می یابد و عدم تمرد از دستور خداوند از جانب آنان امری اختیاری و خودخواسته است .
خداوند درباره ملائکه مقربین می فرماید :
"مسیح هرگز از بندگی خدا خودداری و سرپیچی نمی کند و ملائکه مقربین و هرکه از بندگی او سرپیچی و گردنکشی کند ، همه ایشان را به سوی خود جمع آوری خواهد کرد ـتا آن جا که می فرماید ـ اما کسانی که سرپیچی وگردنکشی کردند، آنان را با عذابی دردناک عذاب خواهد کرد وجز خدا برای خود سرپرست ویاوری نخواهند یافت".(6)
مسیح وملائکه مقربین اگر چه معصیت نمی کنند ، ولی درصورت معصیت و تخلف از بندگی، به عذاب روز قیامت در این آیه تهدید شده اند . تهدید با عذاب روز قیامت که به سبب ترک یک نوع تکلیف است ،جز با استقلال وجود وشعور و اراده درست نمی باشد.از این رو نمی توان ملائکه را موجوداتی فاقد اختیار و اراده دانست . در واقع اینکه موجودی همواره گزینه درست را انتخاب می کند به معنی مجبوربودن او در انتخاب آن گزینه نیست . همانند انبیا وسایر معصومان که در عین اراده واختیار همواره گناه ومعصیت را ترک کرده ،عمل درست وصحیح را انجام می دهند.
دلیل این امر هم به ساختار وجودی ملائکه برمی گردد که پیراسته از مادیت و امیال وشهوات است ، در نتیجه میل به مخالفت از فرامین الهی در آنها وجود ندارد . قرآن در این مورد میفرماید:«لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون؛ فرمان خداوند را مخالفت نمیکنند و امر او را اطاعت میکنند.». (7)
بنابراین ملائکه دارای اختیار هستند ، اما دارای شهوت و چیزی که انها را به سوی گناه سوق دهد ، نیستند. اما شیطان بخاطر انکه دارای شهوت و تمایلات نفسانی بود از دستورالهی سرپیچی نمود و مطرود درگاه الهی گشت .
پینوشتها:
1. کهف (18)، آیه 50.
2. اعراف (7)، آیه 12.
3. شيخ مفيد، الإختصاص، ص 109، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، قم، 1413 ق.
4. الرحمن (55)، آیه 15.
5. علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج 60، ص 218، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ق.
6. سوره نساء، آیه173.
7. تحریم(66) آیه 6.






