در معنای این آیات آمده است که آسمان را با ستارگان آراستیم تا از هر شیطانی حفظ شوداگر به آن گوش فرا دهند آنها را به عقب می رانیم. از نظر علمی دلیلی برای این صحبت ها داریم؟
مفهوم آیات فوق نه تنها درسوره صافات آمده بلکه درچند سوره دیگرنیز وجود دارد مثل سوره حجر آیه17 و 18وسوره عنکبوت آیه43 .
درباره این گونه آیات مفسران توجیهاتی برای تبیین استراق سمع از شیاطین و پرتاب شهاب به آنان ذکر کرده اند.
از ظاهر آیات استفاده می شود ملائکه ای در آسمان ها وجود دارند و هنگامی که شیاطین برای استراق سمع به آسمان بالا می روند, تیرهای شهاب را به آنان پرتاب می کنند و ما می پنداریم سنگ های آسمانی که به جوّ زمین برخورد می کنند و آتش می گیرند و در شب ها نور آن ها به چشم می خورد , شهاب هایی است که به شیاطین برخورد می کند و مانع آنان برای صعود به آسمان ها می شوند.
این نظریه پنداری بیش نیست و قابل قبول نیست . در این موارد آیات قرآن به زبان عرف سخن گفته ،و مراداز شهاب (شُهُب ) شهاب ها و سنگ های آسمانی نیست . منظور از سماء (آسمان ) آسمانی که می بینیم نیست , بلکه به احتمال قوی تمامی ستارگان و کهکشان ها و همه آن چه را تا کنون کشف شده و کشف خواهد شد, مربوط به آسمان اوّل است . فوق این آسمان , آسمانی است که ملائکه هستند و آن عالَم بر این عالَم محیط است , که به آن , عالم ملکوت و به این عالم , عالم مُلک گویند. مرحوم علامه طباطبایی دراین باره می گوید:
مراد از این که شیاطین صعود می کنند تا استراق سمع بکنند و با تیرهای شهاب، زده می شوند و مورد هجوم قرارمی گیرند,این است که شیطان ها می خواهند به عالم فرشتگان نزدیک شوند وازاسرار خلقت وحوادث آینده سردراورند . ملائکه آ نان را با نوری ازملکوت که شیطان ها طاقت آ ن را ندارند دور می سازند, یا منظور این است :شیطا ن ها خود را نزدیک می کنند، تا با نیرنگ های خود باطل رابه صورت حق درآورند ولی فرشتگان رشته های آنان را پنبه می کنند و حق را به صراحت آشکارمی کنند تاهمه حق راحق ببینند وباطل را باطل.
نیزمی گوید: به احتمال قوی این آیات از قبیل مثل هایی است که با آن ها حقائق غیر قابل فهم را محسوس و ملموس تر می کنند:«و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الاّ العالمون ;(1) این مثل ها را براى مردم می زنیم و آن ها را نمی فهمند مگر عالمان ». همین طور حقایقی مانند لوح , عرش , کرسی و کتاب از قبیل مثل هایی هستند که واقعیت آن ها غیر قابل فهم است .(2)
پی نوشت ها:
1.عنکبوت (29 آیه 43.
2.المیزان , ج 17 ،ص 124.






