سلام.1راست میرم سر اصل مطلب
چندوقته خدا بامن لج کرده-اونم بامنی که سعی میکردم درهرشرایطی خدارااز یادنبرم.
مثلاتوی درسم اصلا موفق نشدم ونشد که ادامه تحصیل بدم یاکاری روکه خیلی دوست داشتم استخدام نشدم.ماشاالله اولویت خانواده های شاهد وایثارگربه مااقشارفقیروضعیف جامعه اجازه پیشرفت نمیده تازه هزارویک جورم مینالن1موقع ریانشه که توی هرذره ازنظام انقلاب سهمیه دارن وحق مارو میخورن درشرایط نابرابر-شایداگه پدرمنم توی جبهه به جای اینکه واسه دینش بجنگه واسه دنیاجنگیده بودوضع من اینطورنبود-حالابحث اصلی من جای دیگه س-من تمام بدبختیهامونو-ازدواج نکردنمو-بی خونه بودنمون بیکاریمو-عدم موفقیتمو-ازدست رفتن تدریجی همه اعضای خونواده مو-ندایهاوگرفتاریهای ازروز ازلمون برخلاف سایر مردم که دررفاهن ماازاولم بدبخت بویم ازچشم یک نفرمیبینم.فقط1نفر ه اسم خدا-کی میگه مهربونه؟کی میگه نزدیک ماست بااینکه اصلاصدامونمیشنوه.الان دارم فکرمیکنم شایداصلاخدایی نیست.خسته شدم ازبس صداش کردم وجوابی نشنیدم-میدونم حتما الن میگیدیاازمایشه یاداری ثواب جمع میکنی واسه اون دنیا-بابامن که اون طرفم داغونه الاقل خدانمیکنه اینورموابادکنه-ازش ناراحتم-دیگه نماز نمیخونم بااینکه خیلی دوستش دارم-صداش نمیکنم چون نمیشنوه-شایدشیطون پرست شدم حداقل منت اینکه شیعه نجات یافته س روندارو طلبکارم نیستم-اگه منوراهنمایی کردید فبها وگرنه شایدازظالین شدم-به درک!وقتی برای خداهم مهم نیست چه باک؟پس کی بایدبره جهنموپرکنه؟4تابدبخت مثل مادیگه-اگه دوست داشتیدجوابموبدید-تلفنی راحتترم اگرم جواب ندادید مدیونید-09139298701

خواهر گرامی؛ چون گفته اید به صورت تلفنی راحت تر هستید، لطف کنید و با بخش تلفنی مرکز(09640 بدون کد) تماس بگیرید. در عین حال برای این که زحمت شما بی جواب نباشد به اختصار چند نکته را تقدیم حضور گرامی تان می نمایم:
1.خداوند ما را به عنوان بزرگ ترین آفریدهء خود آفریده و توانایی هایی به ما داده تا نه تنها بر زندگی خود که بر کل جهان مادی و بلکه بر جهان های دیگر نیز تسلط و آقایی یابیم. پیشرفت های بزرگ بشری در طول تاریخ و خصوصا صده های اخیر چه در بعد مادی و چه در بعد معنوی شاهد این مطلب است که شما هم قبول دارید.
2. اگر آفرینش الهی نظم و قانون و ضابطه نداشت ، پیشرفت های شگرف کنونی هم نبود. سراسر جهان از اتم و الکترون و پرتون گرفته تا بزرگ ترین کهکشان های آسمان ، دارای قوانینی دقیق و ثابت هستند که با کشف آنها می توان با آنها ارتباط گرفت و از آنها بهره مند شد یا بر آنها مسلط گشت.
3.وجود انسان نیز چه از نظر بدنی و چه از نظر ذهنی و احساسی و روانی و چه از نظر روحی و معنوی، همگی مشمول این امر بوده و دارای حساب و کتاب است و برخی از آنها کشف شده و در حال کشف شدن استو و این امر هم چه از نظر دینی و آیات قرآن کریم و روایات و چه از نظر تجربیات عرفانی و حتی اخیرا از نظر تحقیقات علمی در حوزهء علم فیزیک و فرا روانشناسی و علوم دیگر به اثبات رسیده که حالات، افکار، و صفات و رفتار انسان در واقعیات خارجی تاثیر دارد و رخدادهای عمومی جهانی و نیز حوادث شخصی زندگی ما تا حدود زیادی تحت تاثیر آنها می باشد.
4. در آیات و احادیث دینی ما اثرات مثبت و منفی اعمال ما در زندگی مان به طور مکرر بیان شده تا از این رهگذر و با آگاهی ما از اثرات خوب و بد اعمال یا نیاتمان، از بدی های اعمال و زشتی های صفات و افکار و حالات منفی فاصله گرفته و از درونی زیبا و بیرون و عملی نیکو و پسندیده برخوردار شویم و از این طریق ، هم به خیر دنیا نائل گردیم و هم به خیر آخرت:"ربنا آتنا فی النیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار"(1).
5.حتی در مسالهء بلاهایی که از طرف خداوند برای فرد مومن می آید (و طبق روایات فراوان، هر کس پیش خدا ارزشمند تر باشد بلایش بیشتر است) نیز این نکته وجود دارد که اکثر بلاها (حد اقل)ناشی از خود انسان و نواقص اوست و حتی نوع بلاها نیز متناسب با شخصیت فرد و برای رفع نقصی از او و به کمال رساندنش در آن زمینه می باشد که البته این مطلب جای گفت وگوی زیادی دارد که در جای مناسبش باید بدان پرداخت.
نتیجه گیری:
1).اکثر مشکلات ما از ناحیه خود ما و نادانی و خرابکاری هایی است که خود در آنها دخیل هستیم؛ چه بدانیم و چه ندانیم(که اکثرا نمی دانیم) و لذا اگر سطح دانایی خود را ارتقاء دهیم و
هشیاری و مراقبت بیشتری در حوزهء وجودی خود و محیط زندگی و روابط خود داشته باشیم، با عملکرد صحیح و مطابق با نظم و قوانین جهان مادی بیرونی و جهان درونی انسانی، می توانیم زمام امور زندگی خود را به دست گرفته و از موفقیت بالایی در زندگی برخوردار گردیم.
2).ریشهء بسیاری از مشکلات ما در وابستگی های ما ست که دست و پای ما را می بندد و ما را اسیر خود می کند و در تنگنا و فشار و قرار می دهد و به دنبالش، خرابکاری های ما شروع می شود و اوضاع را خراب تر می کند و لذا هرکس که بخواهد به موفقیت در امور زندگی دنیایی یا توفیقات معنوی و روحی برسد، باید سبکبار باشد و از تعلقات و وابستگی های خود بکاهد که البته کار ساده ای نیست ولی این قانونی است که همهء افراد موفق آن را در عمل اجرا نموده اند؛ چه به آن توجه داشته اند و چه نداشته اند.و این همان خصوصیت ارزشمندی است که حافظ عارف، قله و اوج آن را چنین می ستاید:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهر چه رنگ تعلف پذیرد آزاد است.
علامهء طباطبایی(ره) رهنمود استاد عرفان خود را در این زمینه در قالب شعری زیبا چنین سروده است:
پیر خردپیشه و نورانی ام برد ز دل زنگ پریشانی ام
گفت که در زندگی آزاد باش هان گذران است جهان شاد باش

3). خود خواهی طبیعی ما انسان ها ما را به این سمت سوق می دهد که برای رسیدن به خوش بختی، همه چیز و من جمله خدا باید در اختیار ما و هماهنگ با ما باشند و خدا اگر خدای خوبی است باید خواسته های بی حد و حصر ما را برآورده سازد و اگر نمی کند پس یا نیست و یا خدای خوبی نیست(منظورم متلک پراندن به شما نیست بلکه ویژگی عمومی انسان ها را دارم می گویم)؛ درست مثل فرزندي که فکر می کند مادرش باید تامین کنندهء همهء خواسته های او باشد و اگر نمی کند. پس بی رحم و ظالم است در حالی که مادرش او را خیلی دوست دارد و به او بی توجه نیست. بلکه دائما در فکر خوش بختی اوست و مخالفت کردن ها و ندادن هایش به دلیل همین علاقهء اوست و می خواهد او را فردی قوی و محکم بگرداند و از راحت طلبی و لذت گرایی و تنبلی و غرور دور کند چه بسا چيزي كه فرزند مي خواهد يك چاغوي تيز باشد!!
ماجرا این است که وقتی ما منیت و خود مداری را کنار گذاشتیم و عاشقانه تابع خدای مهربان شدیم و خود را با او و آفرینش سنجیده و زیبای او و با سنن و قوانین کمال آور او هماهنگ ساختیم، بزرگ می شویم و خلیفه و جانشین او در خلقت و سرور آفرینش می گردیم و به قول حافظ:
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی است اسیر عشق تو از هر دو عالم آزاد است
و نیز می فرماید:
روضه خلد برین خلوت درویشان است مایه محتشمی خدمت درویشان است
آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید کبریاییست که در حشمت درویشان
است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال بی تکلف بشنو دولت درویشان است
خسروان قبله حاجات جهانند ولی سببش بندگی حضرت درویشان است
حافظ ار آب حیات ازلی می​خواهی منبعش خاک در خلوت درویشان است
نكته آخر ،مشكلات دنيا،دست دوستي است كه از ناحيه پروردگار به سمت ما آمده و بهانه اي است براي ارتباط با همه كاره عالم،و به واسطه اين ارتباط حساب آخرتي ما كه قرار است ميلياردها سال و تا ابد زندگي كنيم آباد شود، دنيا مثل ورزشگاه است كه در ورزشگاه ناز كسي را نمي كشند و اگر صاحب ورزشگاه بخواهد كسي را بيشتر تحويل بگيرد بيشتر به او زحمت ميدهد براي به دست اوردن بدني ورزيده تر و آماده تر و اگر كسي نداند ورزشگاه چه جايگاهي است دائما قر ميزند و از همه و صاحب ورزشگاه شاكي است و در دنيا نيز مشكلات وگرفتاري ها فرصتي براي رشد و بزرگ شدن و سيقل پيدا كردن روح ماست، به شرطي كه راضي به مقدرات سازنده او باشيم و به وظيفه درست عمل نماييم.
منتظر تماس شما هستيم
موفق باشید و التماس دعا
پی نوشت:
1.سورهء بقره ، آیهء 201 .