اگر علت ندارد پدیده بدون علت است

در ابتداء تذکر این دو نکته لازم است:1-این بحث از جمله بحثهایی است که معصومین (ع)غالب مردم رااز ورود به آن نهی کرده اند(1)2-بحث تخصصی است و نیاز به مقدمات علمی فراوانی دارد
در فرايند هر فعل اختيارى و ارادي مقدماتي را نيازمنديم دو مقدمه ادراكى و يك مقدمه انفعالى و يك مقدمه فعلى. دو مقدمه ادراكى عبارتند از ادراك فعل(تصور فعل) و ادراك فايده فعل و مقدمه انفعالى عبارت است از هيجان شوقى يا خوفى درونى نسبت به اثر نهايى فعل، و مقدمه فعلى عبارت است از عزم و اراده كه آخرين مقدمات فعل اختيارى است و منجر به صدور فعل خارجى است(2).
ما در مي يابيم كه مقدمات و علل افعال اختيارى، اختيارى نيست و البته شرط اختيارى بودن فعلى اين نيست كه مقدمات آن فعل نيز اختيارى باشد يعنى اين طور نيست كه مثلًاً انسان قبل از آنكه فعل را تصور كند. اولًا تصور كند تصور خودش را. زيرا اولًا تصور و تصديق و شوق و تأمل و اراده جزء افعال عضلانى نيست كه پيدايش و عدم پيدايش آنها منوط به اراده و ساير مقدمات باشد و ثانياً اگر ما فرض كنيم همواره مقدمات فعل اختيارى نيز با مقدمات اختيارى حاصل مى‏شود. تسلسل لازم مي آيد و تا بى‏نهايت پيش خواهد رفت و اين خود امرى محال و ممتنع است. بعلاوه ما وجداناً حس مى‏كنيم كه نسبت به انتخاب و اختيار خود فعل آزاديم نه نسبت به مقدمات فعل و مقدمات آن تا بى‏نهايت.(3)
انسان همواره نسبت به هر حركت خارجى و هر فعل عضلانى، آزاد و مختار است يعنى اگر اراده كند فعلي انجام بدهد انجام مي دهد ودر صورت خلاف ترك مي كند، ولى نسبت به افعال نفسانى خويش اين گونه آزادى ندارد مثلا اينگونه نيست كه اگر بخواهد و اراده كند كه تصور كند، تصور مى‏كند و اگر اراده نكند تصور نمي كند.(4)
مقصود ما از اينكه مى‏گوييم «افعال نفسانى‏اختيارى نيست» اين نيست كه هيچ يك از افعال انسانى به هيچ نحو تحت قدرت و اختيار و اراده انسان در نمى‏آيد؛ بلكه مقصود اين است كه امور نفسانى از قبيل حركات و افعال خارجى انسان نيست كه همواره مسبوق به مقدمات اختيارى باشد و اگر همواره مقدمات نفسانى مسبوق به مقدمات نفسانى ديگر باشد مستلزم تسلسل خواهد شد( لازمه اين برهان اين است كه هر اراده‏اى مسبوق به اراده نيست نه اينكه هيچ اراده‏اى مسبوق به اراده نيست).(5)
برخي به اين نتيجه رسيده اند كه" مقدمات افعال اختيارى انسان، غير اختيارى است و هر چيزى كه مقدماتش غير اختيارى باشد خودش نيز غير اختيارى است " پس چگونه ما مى‏توانيم فعلي اختيارى داشته باشيم؟
پاسخ اين شبهه اين است كه كبراى اين قياس كه مى‏گويد: «هر چيزى كه مقدماتش غير اختيارى است خودش غير اختيارى است» صحيح نيست. زيرا اولًا ما بالوجدان در خود احساس مى‏كنيم كه نسبت به انتخاب و عدم انتخاب فعل آزادى داريم و هيچ قوه خارجى ما را اجبار نمى‏كند و اينكه گفته مى‏شود «حوادث جهان متصل و متسلسل و مرتبط است و مانند زنجير پيوسته‏اى از علل و معلولات است و افعال ما نيز جزء اين زنجير است و در اين صورت ما چه اختيارى مى‏توانيم در اين زنجير پيوسته داشته باشيم؟» پاسخش اين است كه اراده و اختيار ما و سنجش ما نيز يكى از حلقات اين زنجير پيوسته است و ما خود يكى از عوامل مؤثر اين جهان هستيم كه از خارج متأثر مى‏شويم و به نوبه خود در غير خود تأثير مى‏كنيم و ما را و اراده و اختيار ما را در خارج از اين زنجير پيوسته نيافريده‏اند كه نتوانيم در اين زنجيراثر بگذاريم.(6)
براي مطالعه بيشتر مي توانيد به كتاب معارف اسلامي تاليف آيت الله مصباح يزدي مراجعه بفرماييد.
پي نوشت:
1.شيخ صدوق ومفيد. اعتقادات الإمامية و تصحيح الاعتقاد، قم. كنگره شيخ مفيد.چاپ دوم.1414ق،ج‏1، ص 35-34،جلد: 2
2.مرتضي مطهري.مجموعه آثار.صدرا.بيتا.ج6.ص622.
3.همان ص623.
4.همان ص623-624.
5 .همان ص624.
6.همان.ص625-626 .