با سلام
در جواب مادی گرایان که قائل به ماده ای ازلی هستند وتحرک را ذاتی آن می دانند پس نه نیاز به محرکی دارد و نه فاعلی چه باید گفت؟ در مورد امکان ذاتی ماده هم این جواب را می دهند که این اعتبار ذهن فلاسفه است و چیزی به نام امکان در ماده در واقع وجود ندارد. چگونه می توان برای این گونه افراد خدا را اثبات کرد با مقدماتی که خود قبول دارند؟

اولا اثبات ازلي بودن ماده يا از طريق تجربه صورت مي گيرد يا از طريق استدلالهاي عقلي راه اول كه ممكن نيست چون علوم تجربي نمی تواند راجع به کل عالم از ابتدایش نظر بدهد. مي ماند راه عقلي كه از طريق اين راه اثبات مي كنند که ماده حادث است( البته حادث ذاتی يعني ماده موجودي است نياز مند) (1).
لازم به ذكر است كه تنها ابدي و ازلي بودن چيزي دليل بر خدا بودن او ندارد چون امكان دارد موجودي ازلي وابدي باشد. ولي وابسته به غير باشد در واقع يك موجود هميشه وابسته. اين خدا نيست. ولي هميشه هم هست.برفرض كه ماده ازلي وابدي باشد نتيجه نمي دهد كه ماده خدا و واجب الوجود است.
حال آن چيزي كه ماده را موجودي فقير و ندار و وابسته كردهT امكان ذاتي اوست و اين اعتبار ذهني فلاسفه نيست. معناي امكان ذاتي اين است كه وجود براي او ضروري نباشد و به عبارت دقيق تر موجودي كه بين وجود وعدم حالت تساوي دارد(نه اقتضاي وجود دارد ونه اقتضاي عدم )وهمين براي ممكن الوجود كافي است كه موجودي نياز مند باشد وموجود نياز مند خدا نيست.
هر عقل سليمي اين مطلب را درك مي كند كه گاه وجود براي موجودي ضرورت دارد وگاه ضرورت ندارد (واين مسئله اعتبار ذهني نيست. بلكه امري است برگرفته از خارج)كه به موجود اول واجب الوجود گفته اند وبه موجود دوم ممكن الوجود البته ما نزاعي بر اصطلاحات نداريم هر چه كه نام گذاري شود بلاخره موجودي هست كه وجود برايش ضرورت دارد و ما معتقديم كه آن، ماده نيست چونكه شاخصه اساسي اين موجود، "بي نيازي" اوست و ماده موجوديي نيازمند است.
اما سر اينكه چرا ماده و جسم نمي تواند واجب الوجود باشد در اين است كه، جسم مرکب است ،و مرکب از اجزایی تشكيل شده است كه هميشه براي موجوديتش وابسته به همان اجزاء است حتی یک اتم هم مرکب است از یک الکترون،و یک پروتون و گاهی هم یک نوترون. و حتی الکترون هم مرکب است از هاردون که بین مثبت و منفی ترکیب می شود، یعنی خود الکترون هم بسیط نیست.
ماده بسیط نیست و مرکب است و نیاز به اجزایش دارد چیزی که نیاز داشته باشد واجب نیست. چون در جاي خودش ثابت شده است که واجب بی نیاز از هر جهت است.بنا براین اگر آن ماده، ازلي هم باشدبالاخره باز هم مرکب است ومحتاج. و نمی تواند واجب باشد (2).
حال اگر ادعا شود كه یک عنصر از تمامی جهات بسیط است،مثلاً پیش از الکترون به ماده ای رسیدیم که بسیط است و هیچ ترکیبی در آن نیست،آیا آن می تواند بسیط باشد یا نه؟ در این اینجا باید پرسید. آیا این جسم امتداد دارد یا نه؟ اگر امتدادی نداشته باشد دیگر جسم نیست.قوام جسم به این است که سه بعدی است ،طول، عرض ، ارتفاع. حال این طول ،عرض، ارتفاع هر چه هم که کم باشد، قابل تجزیه به دو قسمت هست یا نه؟ عقلاً قابل تجزیه است وهر چيزي كه فابل تجزيه باشد مركب خواهد بود و مرکب چه ذهنی، و چه خارجی نیاز به اجزایش دارد و همين كه پاي نيازمندي به ميان آمد خدايي رخت بر مي بندد.چون خداوند نیاز مند نیست. آنچه كه ماده را خدا مي كند ازلي وابدي بودن آن نيست بلكه بي نيازي اوست كه مدعيان بايد ثابت كنند كه وجود براي ماده ضرورت دارد.(3)
پي نوشت ها:
1.محمد تقي مصباح يزدي.اموزش عقايد.شركت چاپ ونشر بين الملل.چاپ هفتم.1381.ص115.
2.www.darrahehagh.blogfa.com/post-71.aspxCached
3.www.porseshkadeh.com ›