با سلام
در مورد این که خدا در خلقت خویش دارای غرض است ، پس به شبهه استکمال خداوند( که این خلقت و لطف او به بندگان باعث کمال وی می شود) و یا نیاز به حمد وستایش خدا میشودچه جوابی می توان داد واین که اگر طبق فیاضیتش نمی تواند نیافریند که از آن جبر خدا فهمیده می شودچگونه قابل حل است؟
اولا: غرض و هدف خدا در افعالش به معناي رفع نياز و يا بدست آوردن سود نيست. آن چنان كه در اغراض واهداف ما انسانها وجود دارد. چونكه خدا فاقد هیچ کمالی نیست تا به کمال رسیدن برای او مقصود باشد؛ بلکه خدایی او اقتضای آفرینش دارد؛ زیرا «آفریدن» به معنای ایجاد کردن است. هر وجودی، خیر است و لازمه فیاض (بخشنده) بودن خداوند، عطا کردن او است. خداوند در قرآن می فرماید:
«و ما کان عطاء ربک محظورا؛(1) عطای پروردگارت منع نشده است».
پس هدف داري افعال خداوند به معناي استكمال و يا نياز مندي او به حمد وستايش ديگران نيست. بلكه هر چیزی که اقتضای وجود و هستی داشته یا امکان وجود داشتن آن باشد، فیض وجود از خدا دریافت می کند.چرا كه خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد تا موجودی که امکان وجود آن است، وجود را دریافت نکند. لذا فلاسفه در اين بحث اينگونه اظهار مي دارند كه چون خداوند واجد همه کمالات است و هیچ نقصی در او نبوده و بی نیاز مطلق است( و هیچ گونه کمبودی ندارد تا بخواهد با آفرینش جهان یا انسان، آن را جبران نماید و یا سودی از آفرینش عالم و آدم نصیب او شود). لازمه کمالش فیاضیت و بخشندگی است،كه باید جهانی زیبا و کامل بیافریند. بنابراین صدور وجود و هستی از خداوند واجب وضروري است.(2)
اما اينكه آيا فياضيت خدا منجر به جبر مي شود ؟ بايد گفت: در حقيقت خداوند چون كمال مطلق است و اظهار كمال هم خود كمال است، پس سزاوار است خداوند كمالات خود را با خلق كردن ظاهر كند؛ بعنوان مثال اگر دانشمند خوش بياني سخن گفت، نبايد پرسيد چرا سخن گفت؟ اما اگر اين دانشمند با آن همه كمالات ساكت شد و يافته هاي خود را كتمان كرد، زير سئوال مي رود كه چرا نگفتي؟
خداوند، قادر، حكيم و مهربان كه مي تواند از خاك، گندم و از گندم، نطفه و از نطفه انسان كاملي را بيافريند، اگر نمي آفريد، جاي سئوال بود كه چرا قدرت خود را به كار نگرفتي و چيزي نيافريدي؟
فياضيت فياض به معناي جبري بودن در فيض رساني تلقي نمي شود بلكه از نشانه هاي كمال براي فياض محسوب مي شود چرا كه موجودي كه اولا وجود برايش ضروري است(واجب الوجود)وثانيا واجد تمام كمالات است نتيجه اي جز اعطاء وجود به هر موجود امكاني به اندازه قابليت موجود ممكن، چيزي نخواهد داشت واين نه تنها جبر نيست. بلكه نشانه اي از دارايي فياض مستقل است كه اختصاص به خداوند متعال دارد.
پي نوشت ها:
1.اسراء(17).آيه 20 .
2 سید حسن ابراهیمیان، انسانشناسى ،نشر معارف ، تهران ، 1381 ش ، ص 115 و 116.






