سلام علیکم
با توجه به ختمی مرتبت بودن پیامبر (ص) و وظیفه ایشان در رسالت بر تکمیل اخلاق انسانی-اسلامی چگونه بود که این آئین جهانگیر بعد از وفات حضرتش با عده معدودی از صحابه (حضرت علی(ع) و اقوام هاشمی ایشان و تنی چند از یاران پیامبر)دنبال شد و اکثریت قریب به اتفاق بعد از ایشان منحرف شدند؟ چرا آن گروه منحرف صاحب نفوذ(عمر وابوبکر و دخترانشان) را از نزدیک خود دور نکردند؟ خواهشمندم برای احیای اعتقاداتم جواب مستدل و منطقی بفرمائید.
باتشکر

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
پاسخ این سؤال با ذکر چند نکته لازم است:
۱- پیامبر مأمور به حکم به ظاهر بودند و از طرف خداوند اجازه نداشتند که افراد منافق را بازخواست و یا بطور علنی رسوا نمایند. چنانکه در قسمتی از خطبۀ غدیر پس از اشاره به آیه: «آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ» (1)می فرمایند: «به خدا سوگند كه مقصود خداوند از این آیه گروهی از صحابه اند كه آنان را با نام و نسب می شناسم لیكن به پرده پوشی كارشان مأمورم.» که البته این فرمان می تواند جنبۀ امتحان و آزمایش داشته باشد.
۲- مسلماً تصریح پیامبر به نام و بطور علنی آتش کینه و جنگهای داخلی را شعله ور می کرد و این با توجه به کثرت منافقان به مصلحت اسلام نو پا نبود. مهمترین کار پیامبر زدودن شرک و بت پرستی آشکار از جامعه و برقراری کلمه توحید بوده است نه مبارزه آشکارا با پدیده نفاق. مبارزه علنی با نفاق، مأموریت خطیری است که بر عهده آخرین وصیّ پیامبر نهاده شده است.
۳- در قبول سخنان پیامبر توسط مردم نیز جای بحث است. چرا که وقتی واقعه غدیر با آن عظمت را که سخنی ایجابی بود، انکار کردند، و ولایت حضرت علی(ع) را نپذیرفتند، چطور می توان انتظار داشت که این نفی را که سخنی سلبی است، بپذیرند. هر چند که پیامبر با نشانه ها و اشاره ها و کنایه های فراوان، منافق بودن آنان را برای اصحاب روشن نموده اند.توجه دارید که بیشتر مردم در هر زمان ودر این عصر نیز ،در مواقع حساس وسرنوشت ساز ،جنبه های دنیائی برانان غلبه میکند و مبانی دینی را رها می کنند.
پي نوشت:
1.سوره تغابن آيه8 .