مراد از ضرورت دین داری محققانه و بدون تقلید در مبانی و اصول دینی است که در رساله های عملیه هم تاکید می شود که لازم است هر فردی اصول دین خود را از راه تحقیق حاصل نماید: « عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید... » (1). اما در مورد سایر امور باید توجه داشت که به دلیل ساختار منظومه ای معارف دینی بسیاری از اعتقادات به شکل نظام مند از باورهای بنیادین قبلی حاصل می شوند.
به عنوان مثال بعد از اثبات توحید و وجود خداوند یگانه در راس هرم عالم و بعد از درک ضرورت نبوت و پذیرش نبوت فردی مانند پیامبر اسلام از طریقه معجزه قرآن کریم ، سایر باورها و اندیشه های جزیی از طریق قرآن و کلام نبوی که دارای منشا معصومانه هستند به اثبات می رسند و به حکم عقل که هرآنچه در قرآن آمده را وحی و منطبق بر حقایق عالم می داند می توان به درستی آن ها ایمان داشت و حتی به یقین عقلی رسید.
به همین دلیل در بسیاری از روایات ما هم بر این حقیقت تاکید شده که نباید همه امور دینی را بر اساس عقل فردی و مقایسه گر مورد بررسی قرار داد و تصور ادراک همه امور دینی حتی امور تعبدی و کاملا ماورائی از منظر عقل امری نادرست و اشتباه است (2).
هرچند در این موارد هم برای کشف درستی و نادرستی رفتارها بر اساس حکم عقل لازم است که به اصول و مبانی عقلانی زیرین رجوع کنیم مانند درستی کلام خداوند و وحی و سنت که کم و کیف باور و رفتار را می توان از این طریق به دست آورد؛ اما در هر حال باور قطعی انسان به امور دینی تنها در محدوده معینی لازم و ضروری است چنان که سنت عرضه باورها و اعتقادات دینی توسط برخی از بزرگان و عالمان زمان معصومین همین امر را نشان می دهد.
همانند مساله عرضه اعتقادات عبدالعظیم حسنی به امام هادی (ع) که محدود در مواردی خاص محدود بود؛ عبد العظيم حسنى گويد: خدمت حضرت علي هادى عليه السّلام رسيدم، هنگامى كه چشم آن حضرت بر من افتاد فرمود: خوش آمدى اى ابو القاسم تو از دوستان حقيقى و واقعى ما هستى، عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه ميل دارم معتقدات دينى خود را بر شما عرضه بدارم اگر عقائد من درست است ثابت باشم تا آنگاه كه رحمت خداوند را ملاقات كنم فرمود: عقائد خود را اظهار كن.
آن گاه وی عقاید و باورهای دینی خود را در ضمن مواردی محدود ارائه می دهد و در نهایت حضرت به وی فرمودند:
« اى ابو القاسم به خداوند قسم اين عقائد دين خداست كه او را براى مردم برگزيده است، به همين عقائد ثابت باش خداوند تو را در دنيا و آخرت به همين عقيده ثابت بدارد » (3) این امر تا حدودی نشان می دهد که اعتقاد کامل به همه امور و جزئیات اعتقادی برای همه افراد ضرورتی ندارد.
در نتیجه تحقیق و بررسی عقلانی در امور دینی تنها در همان امور مبنایی و اساسی مهم و جدی است و نادرستی بسیاری از شبهات و ابهامات در امور دینی نیز بر همین اساس روشن می شود و حتی بدون یافتن پاسخ برخی از این قبیل سوالات می توان به نادرستی آن موارد اذعان داشت.
اما اگر این سوالات و ابهامات به نوعی باورهای اولیه و بنیادین انسان را مورد سوال و خدشه قرار دهد و انسان نسبت به اصول فکری و دینی خود مانند اصل توحید و نبوت و مانند آن دچارتردید شود، لازم است که با یافتن محققانه پاسخ این موارد به بازسازی باور عمیق و کامل به اصول دین خود همت گمارد؛ هرچند نباید از یاد برد که دغدغه مندی بیم ورد و گرفتار شدن به نوعی وسواس فکری در این زمینه هم بسیار نادرست و خطرناک است.
در واقع مشکلی که برای بسیاری از افراد بخصوص جوانان پیش می آید آن است که خود را موظف به یافتن پاسخ همه پرسش های دینی اعم از تاریخی و قرآنی و کلامی و شرعی و... می دانند و بدون آن گمان می کنند که در دین داری آنان خدشه ای وجود دارد و برای اثبات برخورداری از دین حق لزوما باید به همه سوالات و شبهات در این موضوعات مختلف پاسخ بدهند، در حالی که به هیچ وجه این گونه نیست.
این تصور غلط به آن می ماند که فردی گمان کند برای برخورداری از سلامت لازم است همه بیماری ها و همه عوامل بیماری زا و همه نشانه های گوناگون بیماری و عدم تندرستی و راه علاج آن ها را باید بداند و الا نمی توان او را تندرست و سالم تصور نمود، در حالی که این گونه نیست. به طور قطع این امر بر عهده پزشکان و افراد متخصص است و شناخت همه شبهات و و تسلط به پاسخ آن ها هم بر عهده کارشناسان زبده دینی است نه هر انسان عادی.
حتی باید گفت شنیدن بسیاری از این شبهات و اشکالات نه تنها توجیه دینی ندارد بلکه برخلاف عقل و دیدگاه عاقلان است. زیرا این عمل همانند قرار دادن خود در معرض انواع بیماری ها و ویروس های ناشناخته برای رسیدن به شناخت راهکار درمان آن است؛ البته در این موارد خاص و در فرض درگیر شدن با برخی از این شبهات می توانید با راهنمایی کارشناسان دینی به پاسخ آن ها برسید. اما رسیدن به جواب شخصی عقلی در همه این موضوعات ضرورتی ندارد.
پی نوشت ها:
1. توضیح المسایل مراجع،نشر انتشارات اسلامی ،قم 1386 ش، ص 13.
2. ثقة الاسلام كلينى، الكافي،دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش ، ج 1، ص 57 .
3. شيخ طبرسى‏ ، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، اسلاميه‏ ، تهران 1390 ق‏ ، ص 7-436 .