بسم الله
با سلام
لطفا بفرمائید که فلسفه خواب دیدن در اسلام بر آن چیزی که در غرب وجود دارد، مبنی بر دیدن آن چه که در ذهن ناهشیار ما وجود دارد، صحیح است؟ کلا فلسفه خواب دیدن چیست؟ آیا عقائد روانشناس غربی، فروید، بر اینکه خواب ما بر مسائل جنسی ربط میشود ، مطابق گفته اسلام چه طور رد میشود؟
با تشکر
در مورد فلسفه خواب دیدن باید گفت که خواب بر دو نوع است: 1. خوابهاي آشفته 2. روياي صادقه
خوابهاي آشفته چند علّت ميتواند داشته باشد:
1ـ ممکن است خواب نتیجهی اعمال روز یا روزهای گذشته انسان باشد که به هنگام خواب، در مقابل فکر او مجسّم ميشود.
2ـ ممکن است آرزوهایی که برآورده نشده، باعث دیدن خوابهایی شود؛ مثل شخص تشنه که خواب آب ميبیند.
3ـ ممکن است ترس از چیزی باعث شود، که انسان خواب آن را ببیند. مثلاً کسانی که ترس از دزد دارند و در خواب وحشت دارند.
این گونه خوابها اصولا تعبیری ندارند و تنها برای دریافت مشکلات روحی روانی فرد مورد استفاده قرار می گیرد و تعبیر خاصی ندارد.
پیروان فروید (فرویدیست ها) ميگویند: ما امیالی داریم که به عللی نتوانسته ایم آنها را ارضاء نماییم، كه در ضمیر باطن ما جای گرفته اند، و هنگام خواب که سیستم خودآگاه از کار ميافتد، لذا نوع اشباح تخیّلی به مرحلهی خودآگاه روی ميآورد و : الف) گاهی بدون تغییر منعکس ميشود (مانند عاشقی که محبوب از دست رفتهی خود را در خواب ميبیند).(1)
ب) گاهی تغییر شکل داده و به صورتهای مناسبی منعکس ميشوند که در این صورت، نیاز به تعبیر خواب دارند.
لذا در مورد دیدگاه فروید و طرفداران آنها باید گفت که حرف آنها در مورد علل بخشی از خوابها یعنی خوابهای آشفته صحیح است یعنی می توان قبول کرد که بعضی از خوابها ناشی از عقده های درونی و امیال جنسی است اما نمی توان پذیرفت که همه خوابهای انسان از عقده های فروخورده و مخصوصا مسایل جنسی نشات گرفته باشد.
اما در دین اسلام و در قرآن به دو نوع خواب پرداخته شده که یک نوع را در بالا ذکر کردیم و در قرآن نیز از آن تعبیر به «اضغاث و احلام»(2) شده است و فلسفه و علت آن -با آنکه در قرآن به آن تصریح نشده- همین عللی است که دانشمندان گفته اند.
اما نکته مهم روياهاي صادقه است که مربوط به آینده مي باشد و از آن خبر ميدهد؛ حال یا به صراحت یا غیر صریح. به این گونه خوابها در قرآن و روایات اشاره شده است. به عنوان نمونه:
رویای حضرت ابراهیم(ع) در مورد قربانی کردن فرزندش: فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ؛ چون با پدر به جايی رسيد که بايد به کار بپردازند، گفت : ای پسرکم، در خواب ديده ام که تو را ذبح می کنم بنگر که چه می انديشی گفت: ای پدر ، به هر چه مامور شده ای عمل کن، که اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهی يافت.(3)
رویای حضرت رسول قبل از جنگ بدر: اِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَـكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ در خواب، خدا شمارشان را به تو اندک نشان داد اگر شمار آنها را بسيار، نشان داده بود ، از ترس ناتوان می شديد و در تصميم به جنگ به مناقشه بر می خاستيد ، ولی خداوند شما را از دشمنان در امان داشت ، که او به آنچه در دلهاست آگاه است.(4)
امام صادق (ع) در ضمن سخنانى به شاگردش «مفضّل» فرمود: «اى مفضّل در خوابديدنها بينديش گاهى (خوابها) راست است و گاهى بىپايه، در نتيجه مردم را از خوابهايى كه مىبينند در مصالح خود به وسيله آنها هدايت شده و بهرهمند مىگردند، و يا به زيان موضوعى پى برده و از آن دورى مىكنند»(5)
در قرآن در وصف اولياء خدا مىخوانيم: لَهُم البُشرى فى الحَيوة الدّنيا و فى الاخرة؛ براى آنها در زندگى دنيا و آخرت بشارت شادى هست.(6) شخصى از رسول خدا (ص)در مورد بشارت دنيوى، كه در آيه فوق آمده سؤال كرد كه چيست؟ حضرت فرمود: اين بشارت، همان خواب ديدن نيكى است كه مؤمن آن را در عالم خواب مىبيند، و به وسيله آن در دنيا بشارت داده مىشود.(7)
لذا همانگونه که می بینید اسلام برخلاف دانشمندان غربی خواب را به دو بخش تقسیم می کند: خوابهای آشفته که در این مساله به نظر می رسد با دیدگاه دانشمندان مشکلی نداشته باشد و روياي صادقه که هدیه ای از جانب خداست که افراد از آن استفاده درست را ببرند. دقیقا در همین نقطه فروید و طرفداران او با مشکل مواجه می شوند. آنها که ریشه همه این امور را در عقده ای دوران کودکی و به خصوص عقده های جنسی می دانند، نمی توانند این مساله را توضیح دهند که رویای صادقه و وقوع حوادثی که فرد در خواب آن را به عینه دیده است، چگونه می باشد.
پی نوشت ها:
1. ر.ک: فروید، زیگموند، تعبیر خواب و بیماریهای روانی، ترجمه ایرج پورباقر، نشر آسیا، تهران، 1382ش.
2. یوسف(12) آیه44.
3. صافات(37) آیه102.
4. انفال(8) آیه43.
5. مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، موسسه الوفاء، بيروت،1404ق، ج61 ص183.
6. یونس(10) آیه64.
7. كليني، محمد بن يعقوب، الکافی،دار الكتب الاسلاميه،تهران، 1365ش، ج8 ،ص90.






