" در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ..چرا؟؟ چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند "
به نظر که مطلب جالبی است . نظر شما چیست ؟
دوست بزرگوار ،متنی که در ضمن پرسش به آن اشاره فرمودید،بر اساس ظواهر تاریخی به افلاطون نسبت داده شده است و در بخشی از مقدمه کتاب «ضیافت» افلاطون نقل شده است ،ایشان از فلاسفه و حکمای بزرگ یونان باستان بودند که در سال 348قبل از میلاد در گذشته اند. نظریات شاخصی در زمینه های معرفتی و جهان شناختی و سیاست و اجتماع و ... داشتند که می توان نظرات او را با افت و خیزهائی در طول تاریخ به عنوان یکی از زیر بنائی ترین ملاکهای شکل گیری نظام فلسفی و حکومتی در جهان غرب به حساب آورد ،که دارای نقاط قوت و ضعف بوده و از زوایای مختلف در جامعه علمی غرب همواره مورد تحلیل و نقد و بررسی می باشد ،و به گونه های مختلفی نظیر تفکر نوافلاطونی تاثیرات خود را نشان داده است(1).به هر حال درک معنا و مفهوم حقیقی متن بیان شده زمانی تحقق می یابد که انسان در جریان مجموعه افکار و آراء این اندیشمند و فضای حاکم بر جامعه آن زمان یونان باستان و حوادث تاثیر گذار بر افکار او ،قرار گیرد؛ در عین حال با توجه به اینکه این متن در سالهای اخیر مورد سوء برداشت و سوء استفاده برخی از افراد قرار گرفته به چند نکته در مورد آن اشاره می شود:
1.این دیدگاه با توجه به نوع نگرش جهان غرب در زمان یونان باستان به زن و هدف از تشکیل خانواده در نگاه حاکمان وقت بوده است ، یک نگرش افراطی در مورد محدود نمودن ارتباط عادی مرد با زن و جدا نمودن کامل او از اجتماع و محیط جامعه و تبدیل زن به عنوان یک بت شهوانی برای مردان و استفاده ابزاری از این وضعیت توسط حکام وقت ؛این نگرش باعث شد در نگاه افلاطون این بدبینی نسبت به حکومت وقت در شهر رم بوجود بیاید،خصوصا اینکه در زمان جوانی افلاطون و ارتباط عمیق علمی و عاطفی ایشان با استاد خود سقراط حکیم ، توسط همین حکام مستبد سقراط حکیم که فردی آزاد اندیش و منتقد جریان حاکم بود مورد محاکمه ناعادلانه قرار می گیرد و به جرم داشتن همین نظرات ضد استبدادی و اصرار بر حفظ آن به اعدام محکوم گشته و کشته می شود.این ضربه های عاطفی در کنار سوء استفاده حاکمان مستبد ،می تواند یکی از زمینه های شکل گیری نظریه فوق در مورد نوع رابطه زن و مرد باشد. البته در مورد نظریه اصلی و نهائی افلاطون در این زمینه تقد و بررسی فراوانی مطرح است که می توانید مطالعه فرمائید.(2)
2.نظریه فوق اگر چه در بستر تاریخی خود قابل تحلیل و دفاع می باشد به خصوص اینکه در این مقدمه افلاطون بیشتر در مقام نقد آن نگرش افراطی به محدود نمودن رابطه اجتماعی جنس زن می باشد و در مقام بیان دقیق چگونگی این رابطه نیست. لذا نمی توان آزادی کامل روابط زن و مرد در جامعه را از بیان او نتیجه گرفت. لکن با توجه به فضای آلوده و افراطی زمان افلاطون او نگرش خود را به گونه ای بیان کرده که برداشتی که از آن در زمان حاضر از آن شده با دیدگاه متعادل و درست که از منظر اسلام و برآمده از وحی الهی مطرح گشته است فاصله گرفته که به صورت مختصر بیان می شود.
3.این نکته اجمالا مورد پذیرش است که اگر نگاه زن و مرد به یکدیگر صرفا نگاه شهوانی باشد هرگز نمی توانند در مورد حقیقت زندگی نگاه درست و واقعی داشته باشند و در صورتی که رابطه زن و مرد با ازدواج فقط تامین نیاز شهوانی باشد قطعا پایبندی طرفین به این ازدواج سست و شکننده خواهد بود و فرزندانی که از چنین رابطه ای بوجود آیند از رابطه عاطفی والدین ومحبت طرفین و تربیت درست محروم خواهند بود و به رشد و بالندگی نخواهند رسید، و دین اسلام نیز با توجه به همین مطلب نوع رابطه جنس زن و مرد و نوع نگرش به خانواده و هدف از تشکیل آن و قوانین حاکم بر خانواده و روابط طرفین را به گونه ای تنظیم نموده است که ضامن معرفت و شناخت عمیق افراد به حقایق زندگی و هدف واقعی از ازدواج و تامین همه نیازهای انسان در این پیوند مقدس بوده و به ثمر رساندن فرزندان رشد یافته و بالنده نتیجه تشکیل این خانواده باشد.(3)
4.فرو ریختن دیوار شهوت بین زن و مرد و نگرش صحیح و متعادل به زندگی حقیقتا زمانی رخ می دهد که انسان در پرتو یک انتخاب صحیح و در قالب یک تعهد ماندگار در کنار همسر مناسب و هم شان خود قرار گیرد و در سایه عشق ومحبتی که بین آنها ایجاد می شود به سرعت رابطه جنسی به رابطه ای عاطفی و ماندگار تبدیل گردد.(4)چنین نتیجه ای هرگز در شرایطی که افراد به صورت آزادانه و نامحدود با افراد مختلف ارتباط جنسی داشته باشند بوجود نمی آید،زیرا با توجه به تنوع به وجود آمده در این ارتباط های نامحدود نگرش شهوانی و اشتیاق شهوانی افراد در گزینش شریک خود به صورت نامتعادل افزوده می شود و تا زمانی که افراد توان شهوانی دارند نمی توان زمانی را برای پایان این روند ترسیم نمود.
5.بهترین دلیل برای ناموفق بودن و غلط بودن این نگرش به رابطه زن و مرد آزموده شدن طولانی مدت آن در فرهنگ غرب در قرون اخیر می باشد که با توجه به همین برداشت نادرست به روابط جنسی و شهوانی و طرفداری از آزادی مطلق افراد در انتخاب بی ضابطه شریک های متعدد جنسی برای خود می باشد؛ بر اساس آمارها و اطلاعات مختلف و متعدد از وضعیت پایبندی افراد به خانواده و فرزندان حاصله از چنین خانواده هائی و نگرش افراد به زندگی مشخص می باشد که نه تنها چنین تجربه ای به واقعی شدن نگاه افراد به زندگی و تربیت فرزندان منجر نشده است. بلکه به مراتب بنیان خانواده ها سست تر وتعداد فرزندان نا مشروع و بی سرپرست گسترده تر و معضل تربیت نادرست فرزندان در بستر چنین خانواده هائی روز به روز بیشتر دامنگیر این جوامع می شود.(5)
پی نوشت ها:
1.رک:http://rahpoo.com/?spkPath=Platon
2.رک:http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=24605&MagazineNum...
3.رک:http://www.hawzah.net/FA/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4434&...
4.رک:شهيد دكتر پاكنژاد، ازدواج مكتب انسان سازي ،بی جا ، بی تا
5.رک:http://www.rajanews.com/detail.asp?id=91955






