با سلام
چند سوال در مورد روح انسان داشتم:
1.آیا روح همه ی انسان ها یکی است و این که در قرآن گفته شده از روح خود دمیدم منظور چیست و در واقع همین منظور را می رساند که روح همه ی انسان ها یکی است و مثلا روح دمیده شده در یک انسان عادی با پیامبر یکی بوده؟
2.نفس لوامه چیست؟(کامل توضیح دهید)
3.در فیزیولوژی انسان می خوانیم که هنگامی که انسان در خواب است تمامی فاکتور های حیاتی انسان بطور منظم کار میکنند پس اینطور استنباط می شود که روح از بدن جدا نشده است در حالی که شنیده می شود که دبن می گوید که در خواب که شمه و مثالی از مرگ می باشد گفته می شود روح از بدن جدا میشود.در ضمن همه نیز میدانند که بیان قرآن صحیح مطلق است و هیچ شکی در در ست بودن آن نیست. خواهش می کنم به این سوال حتما پاسخ دهید چون این سوال در کلاس فیزولوژی مطرح شد و برای بعضی از بچه ها شبهه ایجاد کرده.
در کلاس نیز بعضی از بچه ها مثال افرادی را آوردند که در کما قرار میگیرند به این صورت که روح از جسم آنها جدا شده ولی با اینحال اعمال حیاتی آنها با دستگاه تنظیم می شود.
4.آیات و روایاتی که درمورد روح انسان وجود دارد را ذکر کنید.
لطفا چند کتاب معتبر نیز در مورد خواب وعوالم روح در خواب نیز معرفی کنید.
ببخشید که سوالات طولانی بود.
موفق باشید.
پرسش: روح
شرح : با سلام چند سوال در مورد روح انسان داشتم: 1.آیا روح همه ی انسان ها یکی است و این که در قرآن گفته شده از روح خود دمیدم منظور چیست و در واقع همین منظور را می رساند که روح همه ی انسان ها یکی است و مثلا روح دمیده شده در یک انسان عادی با پیامبر یکی بوده؟ 3.در فیزیولوژی انسان می خوانیم که هنگامی که انسان در خواب است تمامی فاکتور های حیاتی انسان بطور منظم کار میکنند پس اینطور استنباط می شود که روح از بدن جدا نشده است در حالی که شنیده می شود که دبن می گوید که در خواب که شمه و مثالی از مرگ می باشد گفته می شود روح از بدن جدا می شود. در ضمن همه نیز می دانند که بیان قرآن صحیح مطلق است و هیچ شکی در در ست بودن آن نیست. خواهش می کنم به این سوال حتما پاسخ دهید چون این سوال در کلاس فیزولوژی مطرح شد و برای بعضی از بچه ها شبهه ایجاد کرده. در کلاس نیز بعضی از بچه ها مثال افرادی را آوردند که در کما قرار میگیرند به این صورت که روح از جسم آنها جدا شده ولی با اینحال اعمال حیاتی آنها با دستگاه تنظیم می شود. 4.آیات و روایاتی که درمورد روح انسان وجود دارد را ذکر کنید. لطفا چند کتاب معتبر نیز در مورد خواب وعوالم روح در خواب نیز معرفی کنید. ببخشید که سوالات طولانی بود. موفق باشید.
پاسخ:
غیرت دینی و احساس مسوولیت شما در قبال دوستان و همکلاسی هایتان قابل تقدر است. امیدوارم همواره موفق باشید! اما در مورد سوال شما؛ از آنجا که خدا نه جسم دارد و نه روح، اضافه و نسبت روح به خدا به اصطلاح "اضافة تشریفی" است و دلیل بر این است که روحی بسیار پرعظمت در کالبد انسان دمیده شده ، همان گونه که خانه کعبه را به خاطر عظمتش "بیت الله" می خوانند و ماه مبارک رمضان را به خاطر برکتش "شهر الله" (ماه خدا) می نامند، زیرا می دانیم همه ماه ها و همه مکان ها از آن خدا است. اما وقتی گفته می شود خانه خدا، یعنی خانه ای که از نظر شرف و منزلت چنان با عظمت است که هیچ طرف نسبت و اضافه ای غیر از خداوند ندارد.
بر این اساس مفهوم آیه این می شود روحی که از نظر شرافت، اهمیت و توانمندی شما به من قابل انتساب است، دمیدم.
بنابراین معنای آیه این نیست که از وجود خود بخشی را جدا ساخته و در قالب آدمی جا سازی نموده، بلکه اضافه روح به خدا ، اضافه تشریفی است، مانند بیت الله یا شهر الله. مقصود این است که روح آدمی از ویژگی هایی برخوردار است که باعث شرافت آن می شود، زیرا دارای صفت اختیار و قدرت انتخاب است که آن را از دیگر موجودات ممتاز می سازد.
با این ویژگی انسان می تواند از ملائک برتر شود. روح الهی (روح مخلوق خدا ) با استعدادهای فوق العاده ای که در آن نهفته است و می تواند تجلّی گاه انوار خدا باشد، به او این همه عظمت بخشیده و برای تکامل او تنها راه این است که آن را تقویت کند. جنبه مادّی را که وسیله ای برای همین هدف است، در طریق پیشرفت این مقصود به کار گیرد، چرا که در رسیدن به آن هدف بزرگ می تواند کمک مؤثری کند.(1)
لذا می توان نتیجه گرفت که ارواح همه انسانها مانند هم است. اما یکی نیستند و هر انسانی روح خاص خود را دارد. البته همانطور که گفتیم منشا همه ارواح یکی است و از این جهت یکسان هستند. اما وحدتی از آن جهت که ذکر کردید ندارد. نکته مهم در این قسمت این است که البته ارواح پیامبران و اولیای خدا دارای قابلیت ها و پاکی فوق العاده ای هستند که در نتیجه اعمال نیک به آن دست یافته اند نه اینکه ارواح آنها دارای جنسی مجزا باشد. این اثرات گناهان ماست که قدرت های فروان روح را از ما می گیرد و قابلیتها ی آن را از بین می برد: «کَلَّا بَلْ رانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ» چنین نیستکه آنها مىپندارند، بلکه اعمالشان چون زنگارى بر دلهایشان نشسته است.(2)
اما در مورد ارتباط روح و بدن در هنگام مرگ و غیر آن مثل خواب یا کما یا مرگ مغزی باید گفت که این دو مقوله با هم تفاوت دارند. بله، همان گونه که در موقع مرگ روح از بدن جدا مى شود، در موقع خواب هم روح از بدن جدا مى شود، با این تفاوت که در موقع مرگ ارتباطش به طور کامل قطع مى شود و به بدن برنمى گردد، امّا در موقع خواب ارتباطش کامل قطع نشده، بلکه کم مى شود. دستگاه درک و شعور از کار مى افتد که انسان از حسّ و حرکت باز مى ماند.
اما چون ارتباطش کامل قطع نشده، قسمتى از فعالیت هایى که براى ادامه حیات بدن ضرورت دارد، مانند: ضربان قلب و گردش خون و فعالیت دستگاه تنفس و ... ادامه مى یابد. چون روح انسان در هنگام خواب از بدن جدا مى شود (شبیه حالت مرگ ) و با حواس ظاهرى ارتباط ندارد، ممکن است حقایق بیش ترى را در باره آینده و یا امور پنهانى درک کند، که این اساسِ رؤیاهاى صادقه را تشکیل مى دهد. (3) در آخر اشاره به این نکته لازم است که کما با مرگ مغزی تفاوت دارد.
در کما فرد در حالتی شبیه به خواب است و فعالیتهای بدن مانند زمان خواب ادامه می یابد؛ اما در مرگ مغزی فرد به دلیل قطع غیر قابل برگشت فعالیت های مغزی دیگر یک انسان زنده تلقی نمی شود و تنها به کمک دستگاه زنده می ماند و حیات او حیات نباتی است و اگر دستگاه جدا شود ظرف چند روز خواهد مرد.
برای مطالعه بیشتر به کتابهای زیر رجوع کنید. آیات و روایات مربوط به این مساله را در همین کتابها می توانید بیابید:
1- مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه ،ج 12.
2-زمردیان،احمد،حقیقت روح: دانشی اندک از علم الارواح،چ دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
3-خامنه ای، سیدمحمد، روح و نفس، چ بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
4-قلی زاده ،حسن،ماهیت روح و خلقت انسان، چ اندیشه زرین.
5-انسان روح است نه جسم، رووف عبید، نشر نغمه.
پی نوشت ها:
1. مكارم شيرازي، ناصر، تفسیر نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1374ش، ج 17، ص 78 و 79 و ج 19، ص 337.
2. مطففین(83) آیه14.
3. علامه طباطبایى، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، نشر جامعه مدرسین قم، بی تا، ج 17، ص 407.
سش: نفس لوامه چیست؟(کامل توضیح دهید)
پاسخ:
انسان بر اثر طغیان غرائز گاهی دچار اشتباه میشود. اما با اندک تاملی پشیمان گشته و از درون خویش با ملامت و سرزنش روبرو میگردد. از ملامتگر درونی انسان به نفس لوامّه تعبیر گردیده است. قرآن مجید به آن قسم میخورد: «لا اقسم بیوم القیمْ و لااقسم بالنفس اللوامه؛ سوگند به روز رستاخیز و سوگند به نفس سرزنشگر»(1)
گر چه در قرآن کریم خداوند به نفس لوامّه قسم یاد نموده اما الف و لامی که بر نفس در آمده، الف و لام قسم نمیباشد، بلکه برای تعظیم است. نشانگر بزرگی و عظمت نفس میباشد زیرا این نفس یکی از نعمتهای الهی و الطاف خداوند میباشد. قسم خداوند به نفس لوامّه با کلمه لااقسم است. (2) بنابراین نفس لّوّامه نفسی است که انسان را در دنیا بر معصیت ملامت میکند. قسم خداوند به این نفس از کلمه لااقسم به دست میآید، و جهت بزرگی این نعمت الهی است.
نفس لوامه وجدان اخلاقی است. کار نفس لوامه، قبل از عمل خیر و نیک، تشویق و در حین عمل، ترغیبب و بعد از آن تحسین است. کار آن در قبل از عمل بد، تهدید و در حین عمل، خویشتن داری و جلوگیری و بعد از عمل ملامت وسرزنش است.
پی نوشت ها :
1. مجمع البیان ج10 ص 193.
2. روح البیان، ج 10، ص 243؛المیزان، ج20، ص 113.






