سلام و عرض خسته نباشید. باز باید خواهش کنم که همان کارشناسی که به سؤالات شماره یک و دو در این مورد پاسخ دادند، به این پرسش نیز پاسخ بدهند.
ممنون از پاسخگویی شما، و اینکه تا به حال به شبهات زیادی در مورد قرآن به من پاسخ فرموده اید. من فقط ابهامات یا سوء تفاهماتی که در مورد پرسش و پاسخ قبل بود را خدمت شما عرض میکنم. امیدوارم صبورانه و با سعه صدر پاسخ بفرمایید.
در مورد پرسش اول: منظور من تکیه بر احتمال نبود و آن دو حالت دیگر نیز نبود. ببینید منطق من میگوید که پیش از اثبات یک امر، نباید آن امر را به صورت پیشفرض پذیرفت(فکر کنم اگر چنین نکنیم مرتکب مغالطه رها نکردن پیشفرض شده ایم.) و باید حداقل باطل بودن گزاره را نیز امری محتمل دانست. همانطور که شما فرمودید اگر عدم تحریف قرآن ثابت شده فرض نشود دیگر نمی شود به آیاتی از آیات آن استناد کرد و خب اینجا دو حالت داریم: اگر به صورت پیشفرض قرآن را تحریف نشده بدانیم که دیگر نیازی به استدلال نیست و اگر این پیشفرض را نپذیریم دیگر به هیچ آیه ای نمی توان استناد کرد.
در مورد پرسش دوم: فرض کنید یکی از منسوخات قرآن یا یکی از تکرارهای قرآن(فرض کنید یکی از آیاتی که میگویند "فبأی آلاء ربکما تکذبان" در سوره رحمن) از قرآن حذف شده باشد. خب در اینجا چه مشکل و تناقضی با این روایاتی که فرمودید پیدا خواهد شد؟ در واقع اگر تحریف در حدی رخ داده باشد که حجّیت قرآن از بین نرود، اکثر براهینی که در کتب مختلف ذکر میشوند از نگر من ناکارآمد خواهند بود: نه نیازی به وحی جدید خواهد بود و نه قرآن غیرمستند خواهد شد.
در مورد پرسش سوم: نخست در مورد قرآن پیامبر ما آنرا از زمان عثمان در اختیار داریم(همان نسخه بسیار کهن در موزه تاشکند) و نمی توانیم بگوییم پیش از آن هم دقیقاً همینگونه بوده است و دوم در مورد تواتر منطقی، بله درست می فرمایید ولی این تواتر منطقی خود یک ادعای تاریخی است و تواریخ ما چند قرن بعد از واقعه به گزارش پرداخته اند و ما هیچ سند قرن اوّلی و حتی قرن دومی از عملکرد مسلمانان نسبت به قرآن در دست نداریم و این تواتر منطقی را تاریخ ادعا کرده است و بخاطر فاصله زیادی که با واقعه دارد احتمالاً معتبر نیست. تواریخ با فاصله بسیار کمتری با همین تواتر منطقی که می فرمایید مصلوب شدن مسیح را نیز ادعا کرده اند و این ادعا از سوی افرادی نقل شده است که احتمال تبانی با هم را نیز نداشته اند: یهودیان، مسیحیان و مشرکان. منطقیون ما این تواتر تاریخی را نمیپذیرند و گزارش را نقد میکنند و سعی میکنند ثابت کنند که فرد دستگیر شده عیسی مسیح نبوده است.
با تشکر
به امید ظهور
این که نوشته اید نمی توان تحریف نشدن قرآن را به عنوان پیش فرض پذیرفت و باید ابتدا آن را با دلایل محکم ثابت کرد و بعد پذیرفت و مبنا و رکن برهان های بعد ساخت ، حرف کاملا درستی است.
ما هم نمی گوییم چون خود قرآن یا مسلمانان ادعا دارند که قرآن تحریف نشده ، پس باید به تحریف نشدن قرآن باور پیدا کرد بلکه می گوییم باید با دلایل محکم ثابت شود که قرآن تحریف نشده است.
دوم این که تحریف های لفظی کوچک که در اصل و معنا و پیام قرآن تاثیری ندارد ، منظور ما نیست زیرا چنین کم و زیادی هایی در صدر اسلام در قرآن واقع شده است. البته به اعتقاد عالمان شیعه در زمان عثمان قرآن های دارای تحریف های لفظی و کلمه ای جمع آوری و معدوم شد و قرآن موجود که توسط خلیفه اول جمع آوری شده و خالی از این تحریف های کلمه ای هم بود، منتشر شد. (1) (البته برخي بزرگان هم مي گويند قرآن را خود پيامبربه صورت كنوني جمع آوري كردند).
همین که کسانی قائل به قرائت های مختلف و تواتر آنها هستند ، این خود اعتقاد به تحریف جزئی و غیر مؤثر است.
در قرائت ها گاهی در یک آیه بنا بر یک قرائت یک یا چند کلمه وجود دارد که با توجه به آنها معنای آیه روشن تر می شود و نبود آنها هم به هدف و پیام آیه ضربه نمی زند مثلا آیه 26 سوره 19 به شرح زیر قرائت شده:
قرائت حفص: فكلي وأشربي وقري عينا فاما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صوماً فلن أكلم اليوم أنسياً
قرائت زيد بن علي :فكلي وأشربي وقري عينا فاما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صياماً فلن أكلم اليوم أنسيا
قرائت عبد الله بن مسعود: فكلي وأشربي وقري عينا فاما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صمتاً فلن أكلم اليوم أنسياً
قرائت ابي بن کعب: فكلي وأشربي وقري عينا فاما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صوماً صمتاً فلن أكلم اليوم أنسياً
قرائت انس بن مالک: فكلي وأشربي وقري عينا فاما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صوماً وصمتاً فلن أكلم اليوم أنسياً
در این حد از کم و زیاد شدن در قرآن وجود داشته باشد ، به معنای تحریف و تبدیل پیام و هدف قرآن نیست.
ما به دلایل یقین آور فراوان به تحریف و تبدیل نشدن قرآن یقین داریم از جمله:
خداوند قرآن را برای هدایت بشر و به عنوان وحی آخرین فرستاده که تا قیامت با وجود او حجت بر گمراهان تمام باشد و هدایت طلبان به هدایت برسند. اگر این قرآن بعد از پیامبر مورد دستبرد و تحریف قرار بگیرد به نحوی که یپامش خدشه دار گردد ، دیگر هدایتگری خدا محقق نشده و حجت خدا از بین خواهد رفت پس برای این که هدایتگری تا قیامت دوام داشته باشد و حجت پایدار باشد ، باید خدا از این آیت هدایت محافظت کند و اجازه ندهد دست بشر در آن راه یافته و آن را خدشه دار کند و اگر خدا چنین کاری را نکرده باشد یا از جهل او به این لزوم است یا از ناتوانی او در حفظ این کتاب و خدا از همه صفات نقص از جمله جهل و ضعف منزه و بر اراده خود غالب است پس باید قرآن به اراده و خواست خدا تا قیامت محفوظ بماند. آیه زیر براین برهان اشاره و دلالت دارد :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون (2)
ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم!
علاوه بر استدلال عقلی یقینی فوق، خود توجه به سیر نزول و ابلاغ قرآن و اهمیت فوق العاده پیامبر و اهل بیت معصوم پیامبر و اصحاب و مسلمانان نسبت به قرآن ، ما را نسبت به محفوظ ماندن قرآن از دستبرد یقین می دهد و اگر کسی با توجه به این اهمیت فوق العاده و اقدامات بی نظیر پیامبر و امامان و مسلمانان (که در جواب قبل آمد) باز هم به در امان بودن قرآن یقین نیابد، چنین فردی به هیچ حقیقت دیگری هم یقین پیدا نخواهد کرد و بی دلیل به هر حقیقتی شک خواهد نمود.
در جواب قبل آمد که قرآن بلافاصله بعد از پیامبر به امر و رهنمود های ایشان جمع آوری شد و در زمان عثمان، همان قرآن تکثیر شد و به سراسر جهان اسلام فرستاده شد و بعد هم نسخه های دیگر که تفاوت های جزئی داشتند، جمع آوری و معدوم شد تا در قرآن تحریفی صورت نگیرد.
اگر کسی به هر بهانه این نقل های متواتر را نپذیرد، به هیچ حقیقت دیگری ایمان نخواهد آورد. مگر برای آگاهی از دیگر حقایق تاریخی جز اتکا به نقل های معتبر و متواتر راه دیگری هم هست؟
چطور آن موارد را می پذیرید. ولی در این مورد تسلیم نمی شوید؟
در مورد مصلوب شدن مسیح، هیچ کس منکر تواتر تاریخی موجود نیست و فقط قرآن ضمن تأیید این تواتر تاریخی، اعلام می کند که به اراده خدا بردار کنندگان عیسی نفهمیدند و فرد دیگری را عیسی پنداشتند و او را به دار کردند. پس کسی صحت تواتر تاریخی را زیر سؤال نبرده است. در اینجا هم تواتر تاریخی می گوید قرآن بر قلب پیامبر نازل شد و خود ایشان تا عمر داشت، حافظ و نگهبان آن بود و بعد هم جانشینان معصومش که قرآن به اراده الهی در قلب آنان نیز حک شده بود ، حافظ قرآن و تمامیتش بودند و در ضمن پیامبر در زمان خود آن را مکتوب ساخت و نظم و ترتیبش را تعیین کرد و بلافاصله جمع آوری گردید و ...
انکار این تواتر مساوی انکار حقیقتی است که به روشنایی آفتاب نیمروز است.
پی نوشت ها:
1. آیت الله خویی، البیان ، ترجمه نجمی و هریسی ،دانشگاه آزاد واجد خوی ، 1375 ش ) ، ج 1 ، ص 306.
2. حجر (15) آیه 9.






