با سلام. من قبلا سه پرسش پرسده بودم. سوال اولم این بود که دلایل عقلی اثبات روح چیست ولی بخاطر اشباهم در تایپ آن را معاد نوشتم. (دلایل اثبات عقلانی روح غیر از رویای صادقه و ثبات شخصیت چیست؟)
سوال دومم در باره ی سوال سوم قبل است که من بیشتر در مورد ربای بانکها و نقش رهبری میخواستم بدانم. اینکه چرا با اینکه بانکها عملا ربا میگیرند(به فتوای مراجع تقلید) ولی چرا ایشان در این باره اقدام جدی و جهادگونه ای انجام نمیدهند والا بنده از رهبری ایشان انتقادی نکردم. فقط این سوال برایم هست که این امحراف بزرگ که ریشه دوانده در تمام زیربناهای این مملکت و هر روز منحرفتر و قویتر میشود، و جنگ علنی با خداست و در تمام وجوه جامعه، چه از نظر فردی و چه از نظر اجتماعی تاثیر گذار است، و اینکه غرب با آن همه اقتصاد عظیمش در این را به بن بست رسیده و ما هم عملنا داریم جا پای آنها میگذاریم و اینکه مملکت اسلامی از طرفی مال حرام به شکم مردمش میریزد و از طرفی انتظار دارد حجاب حفظ شود و مردم با معنویت بزرگ شوند، و اینکه آیت الله بهجت حتی رفتن به داخل بانک را هم حرام اعلام کرده اند و اینکه به گفته ی دکتر عباسی بانک یعنی محل ربا و بانکداری اسلامی کلمه ی اشتباهیست که معنی آن میشود محل گرفتن ربای اسلامی، با همه ی اینها چرا ایشان مماشات میکنند و شر این بانکها را از سر این مردم کم نمیکنند؟
با تشکر

پرسش 1:
دو پرسش
شرح : با سلام. من قبلا سه پرسش پرسده بودم. سوال اولم اين بود که دلايل عقلي اثبات روح چيست. ولي بخاطر اشباهم در تايپ آن را معاد نوشتم. (دلايل اثبات عقلاني روح غير از روياي صادقه و ثبات شخصيت چيست؟)
پاسخ:

اين مساله را مي توان از ابعاد مختلفي ثابت کرد. اما يک شيوه روشن و ملموس آن است که بگوييم ما انسان ها داراي توانايي ديدن و شنيدن و لمس کردن و در يک کلام حس کردن و ادراک نمودن هستيم ، اما کدام بعد از ابعاد وجود انسان مي بيند يا مي شنود؟ آيا چشم ما مي بيند يا چشم ابزاري براي مغز انسان است و در حقيقت مغز است که مي بيند؟
اگر تحليلي کامل و جامع داشته باشيم،در مي يابيم که هيچ يک از اندام هاي جسماني ما مسئول و متولي ديدن و شنيدن و ادراک کردن نيستند، بلکه حقيقتي خارج از اين مجموعه متولي اين امر است . مي توان ديدن و شنيدن و مانند آن را به آن نسبت داد؛ انساني را تصور کنيد که تا لحظه اي پيش زنده بوده و همه دستگاه هاي بدنش کار مي کرد با انساني که اکنون از دنيا رفته و همه دستگاه هاي بدنش از کار افتاده،تفاوت شان چيست ؟
همه دستگاه هاي حياتي بدن او را مي توان به کمک ابزار مدرن پزشکي به فعاليت وا داشت اما او ديگر زنده نخواهد شد. به هيچ وجه نخواهد ديد و شنيد، چنين بيماراني که به مرگ مغزي مشهورند، همه دستگاه هاي بدن شان حتي مغز آن ها سالم است. در صورت پيوند به بدن يک انسان زنده قابل استفاده و بهره برداري است، يعني اگر چشم آن ها به فرد زنده ديگري پيوند بخورد، خواهد ديد، اما همين چشم در بدن خود او و به کمک مغز او که از سلامت ظاهري برخوردار است، نمي تواند چيزي را ببيند.
از اين امر مي توان به درستي دريافت که در واقع در شرايط حيات هم چشم و مغز نبودند که مي ديدند، بلکه حقيقتي ديگر که در وجود فرد دوم جريان دارد. اما با تحقق مرگ از وجود فرد اول رخت بربسته،عامل اصلي و متولي امر ادراک و احساس است که روح انسان باشد.
به عبارت روشن تر تبيين دقيق تفاوت انسان مرده و زنده با ملاحظه دستگاه هاي حياتي جسماني بدن نشان مي دهد که در وجود انسان چيزي غير از جسم او نهادينه شده است که مديريت و کنترل بدن را بر عهده دارد و بدون او علي رغم سلامت همه اعضاء بدن فرد زنده نخواهد بود.
در زمينه مسايل پيرامون روح و ابعاد آن رجوع کنيد به:
اصالت روح از نظر قرآن، آية الله سبحاني؛ معرفت نفس، آية الله حسن زاده آملي؛ جلد 8 و 9 اسفار اربعه ملا صدراي شيرازي.

پرسش 2:
سوال دومم در باره ي سوال سوم قبل است که من بيشتر در مورد رباي بانکها و نقش رهبري ميخواستم بدانم. اينکه چرا با اينکه بانکها عملا ربا ميگيرند(به فتواي مراجع تقليد) ولي چرا ايشان در اين باره اقدام جدي و جهادگونه اي انجام نميدهند والا بنده از رهبري ايشان انتقادي نکردم. فقط اين سوال برايم هست که اين امحراف بزرگ که ريشه دوانده در تمام زيربناهاي اين مملکت و هر روز منحرفتر و قويتر مي شود، و جنگ علني با خداست و در تمام وجوه جامعه، چه از نظر فردي و چه از نظر اجتماعي تاثير گذار است، و اينکه غرب با آن همه اقتصاد عظيمش در اين را به بن بست رسيده و ما هم عملنا داريم جا پاي آنها ميگذاريم و اينکه مملکت اسلامي از طرفي مال حرام به شکم مردمش ميريزد و از طرفي انتظار دارد حجاب حفظ شود و مردم با معنويت بزرگ شوند، و اينکه آيت الله بهجت حتي رفتن به داخل بانک را هم حرام اعلام کرده اند و اينکه به گفته ي دکتر عباسي بانک يعني محل ربا و بانکداري اسلامي کلمه ي اشتباهيست که معني آن مي شود محل گرفتن رباي اسلامي، با همه ي اينها چرا ايشان مماشات مي کنند و شر اين بانکها را از سر اين مردم کم نمي کنند؟ با تشکر
پاسخ:

همان طور که در سوال شماره 60539 اشاره شد، وظيفه رهبر اين نيست که به محض بروز برخي مشکلات بانک ها با آن برخورد، وحتي آن ها را تعطيل نمايد. وظيفه رهبر تعيين سياست هاي کلان کشور - اعم ازسياست هاي اقتصادي،سياسي ... - مي باشد، از اين رو است که مقام معظم رهبري سياست هاي کلان اقتصادي را اعلام نمود،که يکي از اين سياست ها اصل 44 مي باشد،همين طور بارها رهبر درباره مسايل اقتصاد صحبت و از مسولان خواست که سيستم اقتصادي - از جمله مسايل بانکي - را اصلاح نمايند، از سوي ديگر رهبر درباره مفاسد اقتصادي تذکر داد. بي تريدي اگر رهبر صلاح بداند که درباره مساله اي با قاطعيت برخورد کند، اين کار مي کند، چناکه رهبري از سران قوه قضاييه - رئيس جمهور، رئيس قوه قضايه و رئيس مجلس - خواست که مشکل مفاسد اقتصادي را حل کنند.
به نظر مي رسد اين امر ناديده گرفته شده است که حل برخي مشکلات،مانند مشکل اقتصادي و اصلاح وضع بانک ها نياز به زمان دارد، و اين امر يک شب و با و شعار هاي "ربا مبارزه با خدا است"، حل نمي شود، مشکل سيستم بانکي کشور مانند، مشکلات ديگر ريشه درقبل از انقلاب دارد، و حل آن مي طلبد که کار شناسان مدت ها کار کنند تا برنامه بانکي نظام مند و مطابق با سيستم اقتصادي اسلام ارائه دهند، افزون برآن درباره سيستم اقتصادي اسلام اختلاف نظر وجود دارد، لذا اين حرف شما- اگر سودبانکي بيش از 4 درصد باشد حرام است - جاي تامل دارد. شما بر اساس کدام فتواي مجتهد اين مطلب را بيان نموديد ؟انتظار مي رود منبع آن را براي ما ارسال نماييد ، تا در جواب گويي ها از آن استفاده نمايم. در ضمن مدرک آنچه که ازآيت الله بهجت ذکر نموديد را نيز ارسال نماييد، تا ما از آن آگاه شويم . خوب است که اين مساله مد نظرقرار گيرد که در کشور ما مراجع متعد دوجود دارد، و اگر حرف شما درباره سيستم بانکي درست بود، بايد همه مراجع استفاده از سيستم بانکي را حرام بدانند ، و حال اينکه چنين نيست، البته - همان طور که درجواب سوال 60539 اشاره شد،- ما کاستي و مشکلات سيستم بانکي را داريم ، بر اين اساس .انتظار مي رود که اين مشکل حل شود وما شاهد بانکداري اسلامي باشيم، اما اين معنايش اين نيست که اين مشکل به حد است که رهبر بانک ها را تعطيل نمايد