در دعای عدیله می خوانیم: ببقائه بقیت الدنیا....الخ
حال آنکه خدا در زمان نبود امامان و حتی پیامبر نیز به بندگان خود روزی می داده است و آسمان و زمین را حفظ می فرموده است.آیا جز این است؟

اولا: سخن از وجود مادی و دنیوی پیامبر و امامان معصوم نیست که گفته شود در زمانی در دنیا نبوده اند و بعدها متولد شده اند. بلکه در اینگونه مباحث سخن از اصل وجود و جایگاه معصومین در نظام احسن است.
ثانیا: مقام و منزلت پیامبر و اوصیای او(اهل بیت آن حضرت) در نظام آفرینش، مقام انسان کامل است و در این زمینه ذوات مقدس چهارده معصوم گوی سبقت را از همه انبیاء و اولیاء ربوده اند و به استناد برخی روایات نه تنها آنها واسطه فیض الهی هستند. بلکه هدف و راز خلقت نیز وابسته به آنهاست. چنانچه از پیامبر اکرم (ص)نقل شده که حضرت خطاب به امیر المومنین(ع)فرمودند: «یا علیّ لو لا نحن ما خلق الله آدم و لا حوّاء و لا الجنة و النار و لا السماء و الأرض ( ای علی، اگر ما اهل بیت نبودیم، خداوند آدم و حوا، بهشت و جهنم، آسمان و زمین را نمی‌آفرید)»(1). پس مقام معصومین تا آنجاست که بقاء دنیا وابسته به آنان است. اما پیرامون اینکه چگونه بقاء دنیا وابسته به معصومین است. و آیا آسمان و زمین بدون وجود یکی از معصومین می تواند باقی بماند یا نه؟ باید گفت: خداوند که حکیم و احسن الخالقین است، نظام جهان را بر بنیانی محکم و زیبا استوار کرده است. لازمه چنین نظامی، وجود سلسله مراتبی است که از عالم غیب و ذات خداوند سرچشمه می گیرد و به عوالم دیگری همچون عالم جبروت و ملکوت و ناسوت می رسد. در همین مجموعه است که جایگاه وجود فرشتگان در نظام آفرینش و یا انسان کامل (پیامبر و امامان معصوم (ع)) تعریف می شود.
انسان کامل به دلیل مقام خلافت الهی مظهر اسم اعظم خداوند است. هر گونه تصرفی می‌تواند در عالم داشته باشد همان گونه که بدن آدمی در برابر روح او فروتن است و روح هر گونه تصرفی که بخواهد، می‌تواند در بدن داشته باشد، عالم خلقت نیز در پیشگاه انسان کامل به همین میزان فروتن است. او هرگونه که بخواهد و صلاح بداند، به اذن الهی می‌تواند در عالم تصرف کند.(2)
بین عالم ربوبی و عالم مادّه سنخیّت وجود ندارد، لذا خداوند عوالم مختلف را به جهت برقراری سنخیّت بین عالم ربوبی و عالم ماده و طبیعت آفرید. از میان موجودات عالم مادّه، تنها انسان است که با عالم مثال سنخیّت دارد. برای ایجاد سنخیّت کامل، احتیاج به انسان کامل است، زیرا او واسطه فیض بر مجموعه انسان‏های دیگر است.
قانون سنخیّت بین علت و معلول و نیز نظام اسباب و مسببّات در عالم تکوین اقتضا می‏کند که بین عالم ربوبی و عالم طبیعت عوالم دیگری باشد تا فیض وجود از راه آن ها کانالیزه شده و به عالم طبیعت برسد، برای روشن شدن این رابطه بیان این مثال ضروری است.
اگر جریان فشار قوی بخواهد مستقیم وارد سیستم های برق خانگی و وسایل برقی شود، آن ها را نابود کرده و از بین می برد؛ بنابراین نیاز به واسطه هایی مانند کنتور است تا جریان های برق را به مقدار مورد نیاز وسایل برقی منزل در آورد.
از این بیان به خوبی معنای ضرورت واسطه در نظام هستی روشن می‏شود؛ زیرا وجود انسان‏های کامل، سبب فیض الهی بر عالم ماده و افلاکند. اگر وجود او نباشد، هرگز موجودات دیگر نمی توانند فیض را بدون واسطه از آن فیاض مطلق دریافت کنند.(3)
پی نوشت ها:
1.صدوق. عیون أخبار الرضا(ع)، ج 1، ص 237، نشر مؤسسه الأعلمی، بیروت، 1404ق.
2.حسن حسن زاده آملی .نصوص الحکم بر فصوص الحکم،انتشارات فرهنگی رجاء.تهران. فص 33، ص 188.
3. محمد امین صادقی،پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، ص155 ،نشر موسسه آثار امام خمینی، 1386 ش.