با سلام و عرض خسته نباشید
چندی پیش سوال و جوابی به صورت زیربین ما رد و بدل شد:

سوال: در قرآن می خوانیم : افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا. آنگونه که من می فهمم این آیه چنین استدلالی را بیان می کند:
اولا در آیات قرآن تناقضی نیست
ثانیا اگر در کتابی تناقض نباشد آن کتاب از سوی خداست
پس قرآن کلام خداست
با فرض اینکه مقدمه اول را بپذیریم آیا مقدمه دوم مبتنی بر عقل سلیم است؟ یا اینکه امری بدیهی است؟ مسلما نه !
کتابهای زیادی وجود دارند که در آن ها تناقضی نیست ولی آیا می توان ادعا کرد که آنها کلام خدا هستند؟
حالا سوال من این است:
چرا خدا باید استدلالی با پیش فرض های نا مدلل ارایه نماید که حتی یک کودک را هم قانع نمی کند چه رسد به اهل تدبر؟!
آیا خدا اهل سفسطه و مغالطه است؟ یا در حد دانش مردم آن زمان سخن گفته؟ یا ...........

شما به دادن جوابی سطحی اکتفا کرده و صرفا ادعای خود را به صورت دیگری تکرار کردید و به جای استناد به عقل به رفتار کسانی که ایشان را عالمان دین خواندید استناد نمودید و عملا از پاسخ دادن به سوال من طفره رفتید.حال آنکه سوال من کاملا واضح و روشن است.یکبار دیگر سوال مرا با دقت بخوانید!
و اما جواب شما:
فرموده اید:
" اول باید قرآن را شناخت و دید این کتاب خود را چگونه معرفی می کند" این دقیقا همان کاری است که من انجام داده ام.
" تا با توجه به آن معرفی، نبودن اختلاف در آن نشانه خدایی بودنش باشد" این تکرار صورت مدعاست.
" قرآن کتاب خداشناسی و معاد شناسی و هدایت به راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است" خوب این ها هم ادعای شماست (و البته قرآن) و تا وقتی از طرف خدا بودن قرآن اثبات نشده قابل استناد نمی باشند. بگذریم از اینکه مفاهیمی چون سعادت اخروی و هدایت برای اولین بار توسط قرآن و انجیل و ... مطرح شده و این مسائل
مبتلا به بشر نبوده اند. خود مشکل را به وجود آورده و سپس به حل آن پرداخته اند!
" کتاب معرفت حقایق مبدأ و معاد است آن هم معارفی که بشر را با عقل و فهم خود بدان راهی نیست" هر کسی
می تواند مفاهیم تازه ای را مطرح نموده و به توصیف آنها بپردازد سپس راه دستیابی به آنها را نشان دهد و سپس
ادعا کند این ها مفاهیمی هستند که عقل بشر را بدان ها راهی نیست. این کاری است که دشواری زیادی هم نمی طلبد.
" کتاب است که همه کتب آسمانی قبلی را تصدیق می کند و بر همه آنها اشراف دارد " هرچند سوال من در رابطه با سایر کتب به اصطلاح آسمانی نیست اما اثبات از سوی خدا بودن آنها به مراتب از قرآن سخت تر و ناممکن تر است و تایید آنها نمی تواند حجت باشد(لطفا برای اثبات آنها دوباره به قرآن مراجعه نکنید!)
" با توجه به موارد فوق اگر کتابی بشری یافتید که معارف بدیع و بی سابقه ارائه داد و قانون های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی برای زندگی فردی و اجتماعی بشر مطرح کرد و آنها را از وحی اقتباس نکرده بود و تراوش فکر بشر بود و در صدر و ذیل آن کتاب معرفت و قانون، هیچ اختلافی نبود و همه اش حق محض و هدایتگر به حق و نجات دهنده و سعادتبخش بود، آن گاه می توانید بگویید نبودن اختلاف دلیل خدایی بودن نیست"
قسمت اول ادعا های مسلسل وار است که خود نیازمند اثباتی جداگانه اند و به آنها پرداخته ام و حاجت به تکرار نیست. اما در پایان نحوه استدلال شما را بهیچ وجه متوجه نمی شوم. لطفا بنویسید چگونه چنین نتیجه گیری کرده اید که فقط در این صورت من حق دارم اشکال وارد کنم؟؟؟
" محصول فکر بشر حتما دارای نقص و ایراد و باطل و اختلاف است. محال است کتابی ارائه شود که حاصل فکر و اجتهاد و تلاش علمی بشر باشد و همه اش حق محض و خیر و هدایت و سعادت آفرین بوده و باطل در آن راه نداشته باشد" اولا این ادعایی ناصواب است چرا که با پذیرفتن این حرف مبنای تعقل و استدلال و استنتاج که تمامی
آن حاصل فکر و اجتهاد علمی بشر است به کلی ویران می شود و دیگر امر یقینی باقی نمی ماند و سنگ روی
سنگ بند نمی شود.پس بشر می تواند گزاره هایی مطرح نماید که حق محض بوده و خطا ناپذیر باشند.همچنین می تواند این حقایق را گرد آورده و به صورت کتاب در آورد. ثانیا معیارحق و باطل چیست؟ اگر قرآن است که شما دچار دور در استدلال شده اید و اگر عقل است چگونه به عقل خطا پذیر اعتماد می توان کرد؟
" اگر معصومین جز حق نمی گویند، چون زبان آنان زبان حق شده است و در خدا محو شده اند.
حتی عالمان دین که از آبشخور وحی نوشیده اند، در نوشته هایشان تا نقل وحی و سخن معصوم می کنند که هیچ، ولی همین که تفسیر و بیان و برداشت خود از وحی را بیان می کنند، سخنشان حق محض نبوده و باطل به سهو و خطا در سخنشان راه می یابد." اینها ادعا هایی جداگانه و نیازمند اثبات اند که البته به موضوع ما مربوط نمی شوند.
" بنا بر این نبودن اختلاف در قرآن از محکمترین نشانه های خدایی بودن آن است" دلیل و برهان بر این سخن چیست؟این همان سوال من بود که به آن پاسخ ندادید"
لطفا به اشکال های من موردی پاسخ دهید و از کلی گویی و تکرارمدعا و استناد به چیزهایی که من به آنها باور ندارم اجتناب فرمایید.
قبلا از حوصله شما و کار خطیر و مهمی که بر عهده گرفته اید کمال تشکر را دارم.

خود نیازمند اثباتی جداگانه اند و به آنها پرداخته ام و حاجت به تکرار نیست. اما در پایان نحوه استدلال شما را بهیچ وجه متوجه نمی شوم. لطفا بنویسید چگونه چنین نتیجه گیری کرده اید که فقط در این صورت من حق دارم اشکال وارد کنم؟؟؟ " محصول فکر بشر حتما دارای نقص و ایراد و باطل و اختلاف است. محال است کتابی ارائه شود که حاصل فکر و اجتهاد و تلاش علمی بشر باشد و همه اش حق محض و خیر و هدایت و سعادت آفرین بوده و باطل در آن راه نداشته باشد" اولا این ادعایی ناصواب است چرا که با پذیرفتن این حرف مبنای تعقل و استدلال و استنتاج که تمامی آن حاصل فکر و اجتهاد علمی بشر است به کلی ویران می شود و دیگر امر یقینی باقی نمی ماند و سنگ روی سنگ بند نمی شود.پس بشر می تواند گزاره هایی مطرح نماید که حق محض بوده و خطا ناپذیر باشند. همچنین می تواند این حقایق را گرد آورده و به صورت کتاب در آورد. ثانیا معیارحق و باطل چیست؟ اگر قرآن است که شما دچار دور در استدلال شده اید و اگر عقل است چگونه به عقل خطا پذیر اعتماد می توان کرد؟ " اگر معصومین جز حق نمی گویند، چون زبان آنان زبان حق شده است و در خدا محو شده اند. حتی عالمان دین که از آبشخور وحی نوشیده اند، در نوشته هایشان تا نقل وحی و سخن معصوم می کنندکه هیچ، ولی همین که تفسیر و بیان و برداشت خود از وحی را بیان می کنند، سخنشان حق محض نبوده و باطل به سهو و خطا در سخنشان راه می یابد." اینها ادعا هایی جداگانه و نیازمند اثبات اند که البته به موضوع ما مربوط نمی شوند. " بنا بر این نبودن اختلاف در قرآن از محکمترین نشانه های خدایی بودن آن است" دلیل و برهان بر این سخن چیست؟این همان سوال من بود که به آن پاسخ ندادید" لطفا به اشکال های من موردی پاسخ دهید و از کلی گویی و تکرارمدعا و استناد به چیزهایی که من به آنها باور ندارم اجتناب فرمایید. قبلا از حوصله شما و کار خطیر و مهمی که بر عهده گرفته اید کمال تشکر را دارم.
پرسشگر محترم
اگر کسی کتابی به عنوان وحی و آسمانی و خدایی آورد و ادعا کرد که این از آسمان است و شما دیدید آن کتاب حق محض است و هیچ اختلافی در صدر و ذیل آن ندید و اولش مؤید و مفسر آخر و آخرش تایید اول بود ، بدانید که آن کتاب آسمانی است و خود این نبود اختلاف و حق محض بودن دلیل آسمانی بودن آن است.
این محک کلی است و همه جا اعتبار دارد.
شما همه حرف های ما را ادعا خوانده اید و ما از بحث در باره همه آنها گذشته و باز به صراحت می گوییم:
"اگر کتابی بشری یافتید که معارف بدیع و بی سابقه ارائه داد و قانون های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی برای زندگی فردی و اجتماعی بشر مطرح کرد و آنها را از وحی اقتباس نکرده بود و تراوش فکر بشر بود و در صدر و ذیل آن کتاب معرفت و قانون، هیچ اختلافی نبود و همه اش حق محض و هدایتگر به حق و نجات دهنده و سعادتبخش بود، آن گاه می توانید بگویید نبودن اختلاف دلیل خدایی بودن نیست."
شما از اول خلقت تا به حال یک نمونه این چنینی معرفی کنید؟ اگر یک نمونه معرفی کردید ما همه حرف های شما را می پذیریم. به جای این همه نقاش و ایراد و ادعا یک نمونه ارائه دهید و کار را فیصله کنید.
این گوی و این میدان. (ما منتظريم ).