سلام
فرض کنید فردی 10 فرزند دارد. وی میداند که اگر فرزندانش را وارد فلان میدان بکند، یک نفرشان مطمئناً سعادتمند و 9 نفر دیگر شفی و بدبخت می شوند. آیا این فرد به خاطر مهر به فرزندانش چنین کاری را انجام می دهد؟ از طرفی ما می دانیم که خداوند متعال، مظهر کامل صفات خوب است، یعنی برای انسان، از مادر نیز مهربانتر و دلسوزتر است. در توضیحات ترجمه یکی از آیات قرآن مجید(ترجه آقای قمشه ای)خواندم که پیامبر(ص)بعد از نزول آیه یا آیاتی از قرآن، خطاب به اطرافیان خود می گویند از هر 1000 نفر، تنها یک نفر به بهشت میرود،(متاسفانه به یاد ندارم کدام آیه بود)، با این توصیفات و با توجه به اینکه خداوند میداند که انسان ظلوم، کفور، هلوع، عجول و ضعیف است، چگونه میتوان فرستادن انسانها به این دنیا را مظهر رحمت خداوند به انسان دانست؟
با تشکر.
به چند نكته توجه فرمائيد:
1.اگر چه در آيات متعددي از قرآن كريم،عدم فهم و تعقل و تدبر و شعور و ... به اكثر مردم نسبت داده شده است.(1) لكن در هيچ يك از آيات قرآن چنين بياني كه دلالت كند اكثر انسانهاي خلق شده از ابتدا تا انتهاي عالم خلقت اهل جهنم بوده و يا خواهند بود وجود ندارد، رواياتي هم كه در اين زمينه دلالت بر ورود عده كثيري از گروههاي مختلف به آتش جهنم بيان شده است نيز معنا و مفهوم خاص خود را دارد كه در نكات بعدي اشاره مي شود.
2. ورود انسانها به جهنم به معناي ماندن ابدي در آن نمي باشد. بلكه غالب اهل جهنم كساني اند كه در دنيا به حدي، مرزها و حريم هاي الهي را شكسته اند و براي جبران آن اقدام نكرده و به حدي بار خود را سنگين نموده اند كه تمام مراحل پاكسازي در دنيا و حين مرگ و عالم برزخ در كنار همه بخشش ها و عفو هاي الهي و شفاعت ها و ... نتوانست ميزان كدورت و آلودگي آنها را از بين ببرد. لذا براي تطهير و پاكسازي آنها چاره اي جز اين نيست كه موقتا وارد جهنم شده و به ميزان آلودگي خود با عذاب دردناك جهنم تطهير شود(2)، با اين نگاه جهنم نيز در اصل از مظاهر رحمت عام الهي (3)مي باشد، كه افراد آلوده را تطهير و شايسته ورود به بهشت مي كند، جز عده معدودي كه با انتخاب مغرضانه و آگاهانه خود ماندگاري و خلود ابدي در جهنم را براي خود رقم زده اند.(4)
3.با توجه به نكات بالا روشن است كه حقيقتا افرادي كه در نهايت و با گذر از همه اين مظاهر رحمت عام و خاص الهي در جهنم ماندگار مي شوند در مقايسه با افرادي كه يا از اصل وارد آتش نمي شوند و يا اگر هم وارد شوند ورود آنها موقتي و گذرا مي باشد، بسيار اندك هستند، اما نبايد از اين نكته نيز غافل شد كه در مورد همين افراد نيز خداوند شرايط و امكانات لازم جهت رشد و بالندگي و رسيدن به سعادت ابدي را فراهم نموده بود(5) و اين خود افراد هستند كه با كج روي ها و عناد و دشمني ها و لجاجتهاي متعصبانه در مقابل حق مي ايستند و همه در هاي رحمت الهي را عمدا بر خود مي بندند و چنين سرنوشتي را براي خود رقم مي زنند، در اين صورت حتي اگر تعداد چنين افرادي زياد هم مي بود باز هم خدشه اي به حكمت و علم و رحمت خداوند وارد نمي سازد. زيرا دادن همين فرصت وجود و حيات و انتخاب به آنها بزرگترين نعمتي بود كه از جانب خداوند به آنها اعطا شد و آنها خود قدر نشناختند.
جهت مطالعه بيشتر به كتب زير مراجعه فرمائيد:
1- فلسفه خلقت انسان ، عبدالله نصری.
2- عدل الهی، شهید مرتضی مطهری.
3- فلسفه دین - خدا، اختیار، شر، آلوین پلانتینگا، ترجمه محمد سعیدی مهر.
پي نوشت ها:
1.انعام(6) آيات 37/111/اعراف(7) آيه 17/نمل (27) آيه73و...
2.محمد حسینی طهرانی، معاد شناسی، نشر حکمت، 1403ق. ج 10، ص 350.
3.اعراف(7) آيه 156.
4.بقره (2) آيه 81.
5.انسان(76)آيه 3.






