سوال شما تا حدودی مبهم است ؛ اگر منظور این است که چرا انسان مورد آزمایش خداوند قرار می گیرد باید گفت :
اولا فلسفه و حکمت آزمون و امتحان توسط خداوند، آگاهی و اطلاع از نتیجه نیست، زیرا این امر برای خداوند روشن و آشکار است ، بلکه فلسفه این امر امور متفاوتی نظیر پیدا شدن صحنه آزمایش و امتحان و سربلند بیرون آمدن و تکامل و رشد و در نتیجه موفقیت امتحان دهندگان است. همین طور فهماندن ناتوانی ها وکوتا هی انسان به خود انسان.
اگر خداوند، قادر و عالم مطلق بوده و فضل او بی نهایت است، باید زیباترین و کامل‏ترین جهان را خلق کند ؛ زیباترین وجود و کامل‌ترین جهان، دنیایی است که موجودی با اختیار خود در عرصه‏های سخت امتحان در حالی که عشق به خدای نادیده می‏ورزد (برخلاف ملائکه که شرایط دیگر دارند) صحنه‏های زیبایی از عشق به معشوق را خلق کند.
اگر در جهان خلقت صحنه هایی که ابراهیم (ع) در ذبح اسماعیل (ع) به رغم محبت به فرزندش آفرید، نبود و یا نمایش عشق یوسف (ع) و اعتماد او به خداوند در حالی که در اوج شهوت و زیبائی بود و همه چیز برای او فراهم بود، اگر این ها در عرصه‏های جهان نبود، آیا جهان بدون این صحنه‏های عالی و شگفت آور و زیبا باز کامل‏ترین و زیباترین جهان بود ؟ این نکته همان است که فلاسفه از آن به نظام احسن تعبیر می‏کنند.
اصولا یکى از مهم ترین سنت هاى الهى، امتحان و آزمایش الهى است. انسان ها در هر لحظه از زندگى خود در حال گذراندن آزمون هاى متفاوت هستند، و در دوره گذار به سر مى‏برند. آزمون ها همیشگى، دائمى و فراگیر مى‏باشند . هنگامى که چشم انسان در معرض نگاه حرام است ،آزمایشى الهى است . زمانى که در معرض مال حرامى است، آزمونى را پیش رو دارد . زمانى که در مقابل امر و نهى الهى است، باز آزمون برقرار است . هم چنین در مقابل دوست، مردم جامعه، افراد خانواده، همسر و... که در آزمون ها یا سربلند بیرون مى‏آید و یا شکست خورده و سرافکنده.
از لحظه‏اى که تکلیف متوجه انسان است تا زمانى که مرگ انسان را فرا مى‏گیرد ، چنین است . صرف گفتن شهادتین و ایمان آوردن کافى نیست که انسان دیندار واقعى باشد . باید ایمان از مرحله لسان به اعماق جان رسوخ نماید. خدا در سوره عنکبوت مى‏فرماید:
«آیا مردم گمان کردند به حال خود رها مى‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟! کسانى را که پیش از آنان بودند آزمودیم، (و این ها را نیز امتحان مى‏کنیم) (1)
مفهوم آزمایش خداوند با آزمایش هاى ما بسیار متفاوت است. آزمایش هاى ما براى شناخت بیش تر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى «پرورش و تربیت» است.
در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است. این یک قانون کلّى و سنّت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعداد هاى نهفته و پرورش دادن بندگان،‌ آنان را مى آزماید؛ به این معنا که انسان ها را به میدان عمل مى کِشد تا ورزیده و آزموده و پاک شوند و لایق قرب خدا گردند.
امتحان خدا به کار باغبانیِ پر تجربه اى شبیه است که دانه هاى مستعد را در زمین هاى آماده مى پاشد. دانه ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به رشد مى کنند . با مشکلات مى جنگند . با حوادث پیکار مى نمایند . در برابر طوفان هاى سخت و سرماى کشنده و گرماى سوزان، ایستادگى به خرج مى دهند تا شاخه گلِ زیبایی، یا درختى تنومند و پرثمرى بار آید که بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد. این رمز آزمایش هاى الهى است.
قرآن مجید به این حقیقت تصریح کرده: «او آنچه را در سینه دارید،‌ مى آزماید تا دل هاى شما کاملاً خالص گردد . او به همه اسرار درون شما آگاه است». (2)
اگر آزمایش الهى نبود، استعداد ها شکوفا نمى شد . میوه هاى اعمال بر شاخسار نمایان نمى گشت. معلوم است که امتحان براى پاداش و کیفرى است که بشر با آن مواجه خواهد شد. (3)
علامة طباطبائى (ره ) مى فرماید: امتحان الهى صرفاً براى این است که صلاحیت باطنى انسان از نظراستحقاق ثواب و یا عذاب به منصّه ظهور برسد. (4)
این یک شیوه کلى و سنت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعدادهاى نهفته و از قوه به فعل رساندن آن ها را مى آزماید، یعنى همان گونه که فولاد را براى استحکام بیش تر در کوره مى گذارند تا به اصطلاح آب دیده شود و فلز خالص تر به دست آید، آدمى را نیز در کوره حوادث سخت پرورش مى دهند تا مقاوم و خالص گردد. (5)
از طرف دیگر آنچه در نتیجه آزمون ها متجلی می گردد ، ملاک مرتبه و جایگاه انسان ها در زندگی حقیقی اخروی شان است. در دادگاه محاسبه خداوند به همین نتایج در برابر انسان ها استدلال می شود تا جای عذر و انتقادی در مقابل ایشان نباشد ؛ على علیه السلام مى فرماید:
گرچه خداوند بزرگ به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ، ولى آن ها را امتحان مى کند تا کارهاى خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است ، از آن ها ظاهر گردد. (6)
پس آزمون‌ها از دو جهت هدف خلقت را تأمین می‏کند:
نخست خلق زیباترین و کامل‏ترین عالم و دیگری که از دل نکته نخست در می‏آید: اراده الهی به آن تعلق گرفته که کمال انسان در کوره آزمایش‌ها و در پس سختی‏ها به دست او برسد، مانند سنگ و فلزات مختلف که باید در آزمایشگاه‌های مختلف و در کوره‏ها و درجات مختلف، حرارت و آزمایش دیده شود تا فلز خالص پدید آید.
همه زیبایی و کمال عالم هستی و همه جمال خلقت انسان نیز رسیدن به نتیجه قرب خداوند و به فعلیت رساندن کمالات بالقوه درونی در کوره حوادث و آزمایش دنیا و با اختیار و انتخاب خود است . نهادن اولیه این کمالات در وجود او جلوه و زیبایی به مجموعه خلقت نمی بخشد.موجود برتری چون انسان را در مجموعه عالم متجلی نمی سازد .
بنابر این کمال و ماهیت انسان به گونه ای است که در سایه آزمون های جهان هستی، سختی‌ها، مشکلات و حوادثی که برای او اتفاق می افتد، نیز چگونگی برخورد با حوادث و آزمون‌ها و چگونگی بهره وری از آن‌ها استعدادهای بالقوه به صورت بالفعل درآمده، راه سعادت و شقاوت خود را تعیین می‌نماید. انسان ها برای تکامل آفریده شدند، اما نه تکامل اعطایی و ناخود آگاه بلکه تکاملی خود خواسته و به دست آْمده از پس آزمون ها و امتحانات سخت و دشوار.
البته از آن جا که ظرفیت های وجودی انسان ها و موقعیت های زمانی و مکانی و محیط های تربیتی و دیگر عوامل موفقیت و شکست انسان در آزمون ها متفاوت است، کمیت و کیفیت این آزمون ها و نحوه محاسبه و نمره قبولی و همه مسائل پیرامون این امر هم متفاوت است. در واقع آزمون همه انسان ها با هم متفاوت خواهد بود. هیچ یک آزمونی مشابه دیگری نخواهند داشت. اما در هر حال علم خداوند از میزان توانایی ها و کیفیت نتیجه گیری افراد دلیلی بر برگزار نشدن آزمون ها نیست.

پی‌نوشت‌ها :
1. عنکبوت (29) آیه 2 و 3.
2. سید رضی ،نهج البلاغه، انتشارات دارالهجره، قم، کلمات قصار، جمله 93.
3. آیه الله مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ‌ج1، ص 526 - 530 .
4. تفسیر نمونه، همان، ج 4،ص 61.
5. سید رضی، نهج البلاغه، همان ، کلمات قصار، جمله 90.
6. سید رضی، نهج البلاغه همان ، ص 483.