با توجه به اينكه مي دانيم گريه و زاري از عمر انسان مي كاهد و مهمتر از اون مگه امام حسين و يارانش به بهشت نرفته اند جاشون كه خوبه با شهادتشون به جاهايخوبي رسيدند اين كه گريه نداره؟

اگرچه فلسفه و کارکرد عزاداری ایام محرم و عاشورا، فراتر از مساله سلامت و مفاهیم آن است. اما برخی کنش های انسانی و عاطفی نهفته مانند گريه در آن از منظر سلامت نیز قابل تحلیل و بررسی است بر اين اساس بايد توجه داشته باشيد كه معمولاً اشك هايي كه با نوعي احساس در ارتباطند، باعث كاهش استرس در افراد و در نتيجه كاهش سكته قلبي و اختلال در قسمتهاي مختلف مغري مي شود. لذا كمتر افرادي را مي توان يافت كه همان حالات هيجاني و استرس قبل گريه را داشته و به نوعي بعد از گريه خود را آرام و سبكتر نبيند. البته هيچگاه در پي آن نيستيم كه همواره از گريه به عنوان يكي از شيوه هاي درماني استفاده كنيم اما حداقل آن است كه گريه و زاري در اين حد را باعث كاهش عمر انسان نيز نمي دانيم
اما اينكه بيان داشته ايد ما از خوب بودن جايگاه ائمه در بهشت آگاهي داشته و...پس چرا گريه كنيم؟بايد گفت ما هيچگاه فلسفه گريه و عزاداري را بدي جايگاه ائمه در آن دنياندانسته تا كسي بگويد حال كه جايگاهشان در بهشت است پس عزاداري نكنيم چرا كه گريه براي گريه براي امام حسين(ع) دلائل مختلفي وجود دارد
1- يكي از دلائل گريه براي امام حسين(ع) آن است كه به هر حال مصيب سنگيني براي آن امام و بسياري از نزديكان وي از جمله كودك خردسال ايشان در سن 6 ماهگي اتفاق افتاده است حال شيعيان به عنوان ارادتمندان به آن امام براي چنين مصيبت بزرگي متاثر شده و گريه مي كنند آنچنانكه همه افراد در سوگ حتي عادي عزيزان خود مانند پدر و مادر،برادر، فرزند و...بسيار متاثر شده و گريه مي كنند ؛ لذا گريه براي مصيبت، عادي و از فطرت انساني سرچشمه مي گيرد و در چنين مواردي عدم گريه نيازمند دليل است نه گريه .
2- فارغ از تمام آنچه بيان شد گريه و عزاداري براي امام خود به نوعي ضامن ادامه راه حسين(ع) به عنوان امام و پيشواي جامعه و در حقيقت عامل مهمي براي جلوگيري از فراموشي امام و راه ايشان به عنوان الگوي تمام جهانيان است و در اين ميان خود ائمه نيز به شدت به اين مساله حساس بودند. لذا همواره شيعيان را به اين امر تشويق كرده و آن داراي فضيلت و ثواب زيادي مي دانستنند آن چناكه شخصي از امام صادق (ع) نقل مي كند كه :
ما و گروهى از كوفى‏ها در حضور امام جعفر صادق (ع)نشسته بوديم كه جعفر بن عفان بحضور امام صادق مشرف شد. حضرت صادق وى را نزديك خود جاى داد و به او فرمود:اى جعفر! گفت: لبيك! خدا مرا فداى تو كند. فرمود: بمن اين طور رسيده كه تو خيلى خوب در باره امام حسين (ع) شعر مي گوئى؟ گفت: آرى فداى تو شوم. فرمود: پس شعر بگو! وقتى وى شعر گفت: امام صادق (ع) بقدرى گريه كرد كه اشك‏هاى آن حضرت به گونه‏هاى صورت و ريش مباركش فرو ريخت و افرادى هم كه حضور داشتند گريان شدند.
سپس حضرت صادق (ع) فرمود: اى جعفر! بخدا قسم ملائكه مقرب خدا شعر تو را كه در اينجا براى امام حسين گفتى شنيدند و بيشتر از ما گريه كردند.اى جعفر! خدا الساعه بهشت را بر تو واجب نمود و تو را آمرزيد.آنگاه فرمود: اى جعفر! آيا زيادتر از اين براى تو بگويم؟گفت: آرى اى مولاى من. فرمود: احدى نيست كه در باره مصيبت امام‏حسين شعر بگويد و گريه كند و ديگران را گريان نمايد مگر اينكه خدا بهشت را بر او واجب ميكند و او را مى‏آمرزد.(1)
در پايان براي اطلاعات بيشتر در اين زمينه مي توانيد به كتاب"چرا و چگونه عزاداری کنیم" اثر رامین گلمکانی، محمدجواد مهدوی، چ آستان قدس رضوی مراجعه كنيد
پي نوشت:
1.علامه مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، موسسة الوفاء، بيروت، 1404 ق، ج 44، ص 283.