سلام
قبلا راجع به مسئله بول و استبرا که 3 سال درگیرش بودم به شما میل زدم و فرمودید وسواس است واعتنا نکن و من هم با رنج فراوان ترک کردم اما روزهای من تنها به این مشکل ختم نمیشه وخیلی مشکلات دیگر هم دارم که چند ماهی که گریبان گیر من است و من وخانواده ام رو به مشقت فراوان انداخته.
حال میخواهم ببینم آیا این ها هم وسواس است یا خیر!
1-من روی آلتم خشکی زده و وقتی استبرا میکنم مقداری خون میاد اما این تنها مشکل من تو مستراح نیست. مستراح رفتن من 30-45 دقیقه طول میکشه و دلیلم دارم.بعد از اتمام بول کردن وغائط اول یک بار محل غائط رو با دست کشیدن میشورم وبعد دستمو زیز شلنگ آب کر میشورم و دوباره محلو با دست کشیدن میشورم سپس دستو زیر شلنگ آب میشورم وبعد برای بار سوم هم محل غائطو میشورم. سپس میگم چون دستم خیس شده وموقع شستنم علاوه بر محل غائط به اطرافم خورده و هنگام شستن؛ آب به اطراف محل هم سرایت کرده پس نجسه پس باید بشورم؛لذا بعد سومین بار شستن محل غائط دوباره روی دستو آب میریزم وسپس اطرافو میشورم.بعد استبرا میکنم وچند دقیقه صبر میکنم تا خون روی آلت بایستد وبعد با دستمال کاغذی بررسی میکنم ببینم خون قطع شده یا نه و بعد محل خونریزی رو دوباره آب میریزم و بلند میشم ومیرم.این مال قبل اون چند ماه بود.اما الان هر بار که میخوام بعد شستن محل غائط دستو زیز شلنگ بشورم هی تو دلم اظطراب میشه ومیگه شلنگ به دست خورده وباید سر شلنگ ودستو بشورم اما نه یه بار بلکه هی میگه خورده و انگار فکرم پاک شده وچیزی به عنوان اینکه نشستی توش نیست اصلا گویی نشستم وانقدر این عملو باید تکرار کنم تا شاید دلم آروم بشه وآخرم باید با انشا الله بگم سرشلنگ دیگه این دفعه برخورد نکرده ودستتو شستی.وقتی دارم هنگام استبرا سه بار بیخ آلت تا ختنه گاهو میکشم یهو اظطرابی تو سینم ایجاد میشه وتمام قوه ی ادراکمو میبنده ومیگه سر آلتت خورده به بیضه ها اوناهم نجس شده است و چندین و چند باره باید بشورم وهمون طور که در بالا هم اشاره کردم هر بار تو دلم اضطرابو تشویش می افته که سر شلنگ به محل نجاست یا دستت خورده وهی باید آب بکشم.شستن دستمم بعد هر بار این جوری است که اول باید آب رو روی سر انگشتام ببرم وبعد یک یکی اول پشت وبعد جلوی دستامو زیز شلنگ ببرم تا به نظرم آب به همه جاهاش برسه وپاک بشه.خیلی مسائل دیگرم هست که تو مستراح اذیتم میکنه.تازه از آبی که موقع شستن محل بول وغائط ومحل خونریزی آلت به جاهای برهنه پاهام میپاشه صرف نظر میکنم.وبلاخره آنقدر این شستنهارو ادامه میدم تا بالاخره از اضطرابم کاسته بشه و بعد با پاهای درد دار به سختی بلند میشم ومیرم بیرون.واین بعد هر بار توالت رفتن هست.
2-غسل من 40 -60 دقیقه طول میکشه ودلیلم دارم. وقتی که شب در خواب محتلم میشم اول میرم دستشویی تا استبرا از منی و سپس بول کنم و وقتی شلوارو میکشم پایین دیدید که شلوار موقع نشستن به قسمتی از شکم میخوره ومن میگم لباس نجس شده واز لباسم عبور کرده وبه شکمم رسیده سپس از توالت میام بیرون ومیرم حموم بعد وقتی دارم لباسم در میارم میگم لباس نجس بوده پس وقتی داری در میاری به قسمتهای دیگه وسرتم برخورد کرده اوناهم نجسش شده.وقتی که دارم شلوارو با شرت در میارم میگم شرتت منی بوده وموقع در آوردن به قسمتهای پایینی پاهات هم برخورد کرده و اوناهم نجس شده. حال میرم زیر دوش اول با اضظراب فراوانی که 24 ساعته تو سینمه همه جارو با دست کشیدن میشورم وبعد هر بار شستن هر قسمت دستارو همون جور که در شستن تو توالت گفتم میشورم و بعد میرم سراغ قسمت دیگر.وبعد اینکه از این شستن دل کندم حالا دوباره از با یکی یکی قسمتهای مختلف بدنمو زیر دوش میگیرم بدون اینکه دست بکشم و آنقدر آب میریزم تا این اضطرابم کم بشه وبعد میگم چون موقع در آوردن لباسات کف پاتم نجس شده وکف حمام راه رفتی پس کف حمام نجسه وبعد آب ریختن کف حمام؛ غسل را با اضطراب و تشویش فراوانی که تو سینم هست انجام میدم و هر قسمتو انقدر میشورم تا بالاخره این اضطرابها کم بشه.و مثل دستشویی همش فکر میکنم نشستم و انگار از ذهنم پاک شده که بابا تو محلو چند ثانیه پیش شستیها.ام نمیتونم چون این اضطرابه ولم نمیکنه.
3-هرجامو که میخوارونم دست میزنم وبررسی میکنم و میگم رو دست که معلوم نمیکنه وکاغذ یا دستمال کاغذی میزارم چون سفیده و بعد ذره به ذره کاغذ یا دستمالو نگاه میکنم وگاهی یه ذره ای متمایل به قرمز اینا میبینم ومیگم از مثلا جوشته با اینکه مطمئن نیستم خون باشه اما این اضطرابه نمیزاره ونهایتا با مشقت فراوان؛ یا تبصره ای میزنم یا باید برم آب بکشم تا آروم بشم.
4-مثلا قبلا یه جارو میگفتم نجسه کافیه دستم بخوره باید آب بکشم و الا خیلی از جاهای منزل وخوابگاهو مثل دستگیره –بالش و پتو-فرش-تلویزیون –و... خیلی چیزای دیگر که از حوصله خارجه.وبرای همشم دلیل میارم
خلاصه تو همه کارهای روزمره که به احکام مربوطه این سینه لعنتی پر از اضطراب ونگرانی وتشویش است که اگه نشوری باید قیامت جواب بدی یا اینکه میری و مسجد وخونه وهمه جارو نجس میکنی م مسئولیت اعمال اوناهم میفته گردنت. وهزاران هزار بحث روزمره که گفتنش طول میکشه من وخانوادمو به سختی انداخته .قبلا راحت میگفتم من که یقین ندارم پس پاکه ولی الان دیگه جرئت ندارم بگم پاکه واصلا این اضطرابارو یقین میدونم وچیزی به عنوان شک دیگه برام نیست.زنگیم ریخته بهم هفته یپیش پیش متخصص اعصاب وروان رفتم واون بهم قرص فلوکستین داد چند روزه که میخورم اما تغییری مشاهده نکردم.
حالا آیا وسواسم.نگین به این اضطرابها بی خیال شو که تلاش کردم ولی دوباره همون آشو همون کاسست.کمکم کنید .
از درس افتادم همش هر لحظه فکرای جدید تو سرم می افته ونمی تونم نسبت به این فکرها وای اضطرابها بی تفاوت باشم چون میگم درسته وتو مثلا آب نکشیدی پس آب بکش.وقتی اشکای مادرمو میبینم حالم بدتر میشه.و دیگه شستنای مادرمو قبول ندارم ومیگم خوب لباسام یا جاهای دیگرو نشسته وبرای آرامش من داره دروغ میگه چون به نظرم زیاد به رساله واقف نیست.
میخوام بمیرم اما خدا صدامو نمیشنوه.یه راه حلی بگین.
پرسش 1:
مشقت شرح سلام قبلا راجع به مسئله بول و استبرا که 3 سال درگيرش بودم به شما ميل زدم و فرموديد وسواس است واعتنا نکن و من هم با رنج فراوان ترک کردم اما روزهاي من تنها به اين مشکل ختم نميشه وخيلي مشکلات ديگر هم دارم که چند ماهي که گريبان گير من است و من وخانواده ام رو به مشقت فراوان انداخته. حال ميخواهم ببينم آيا اين ها هم وسواس است يا خير! 1-من روي آلتم خشکي زده و وقتي استبرا ميکنم مقداري خون مياد اما اين تنها مشکل من تو مستراح نيست. مستراح رفتن من 30-45 دقيقه طول ميکشه و دليلم دارم.بعد از اتمام بول کردن و غائط اول يک بار محل غائط رو با دست کشيدن مي شورم و بعد دستمو زيز شلنگ آب کر مي شورم و دوباره محلو با دست کشيدن مي شورم سپس دستو زير شلنگ آب مي شورم وبعد براي بار سوم هم محل غائطو مي شورم. سپس مي گم. چون دستم خيس شده وموقع شستنم علاوه بر محل غائط به اطرافم خورده و هنگام شستن؛ آب به اطراف محل هم سرايت کرده پس نجسه پس بايد بشورم؛ لذا بعد سومين بار شستن محل غائط دوباره روي دستو آب مي ريزم و سپس اطرافو مي شورم.بعد استبرا مي کنم وچند دقيقه صبر مي کنم تا خون روي آلت بايستد وبعد با دستمال کاغذي بررسي مي کنم. ببينم خون قطع شده يا نه و بعد محل خونريزي رو دوباره آب ميريزم و بلند ميشم وميرم.اين مال قبل اون چند ماه بود.اما الان هر بار که ميخوام بعد شستن محل غائط دستو زيز شلنگ بشورم هي تو دلم اظطراب مي شه وميگه شلنگ به دست خورده وبايد سر شلنگ و دستو بشورم. اما نه يه بار بلکه هي ميگه خورده و انگار فکرم پاک شده و چيزي به عنوان اينکه نشستي توش نيست اصلا گويي نشستم و آن قدر اين عملو بايد تکرار کنم تا شايد دلم آروم بشه و آخرم بايد با انشا الله بگم سرشلنگ ديگه اين دفعه برخورد نکرده ودستتو شستي.وقتي دارم هنگام استبرا سه بار بيخ آلت تا ختنه گاهو ميکشم يهو اظطرابي تو سينم ايجاد ميشه وتمام قوه ي ادراکمو ميبنده وميگه سر آلتت خورده به بيضه ها اوناهم نجس شده است و چندين و چند باره بايد بشورم وهمون طور که در بالا هم اشاره کردم هر بار تو دلم اضطرابو تشويش مي افته که سر شلنگ به محل نجاست يا دستت خورده وهي بايد آب بکشم.شستن دستمم بعد هر بار اين جوري است که اول بايد آب رو روي سر انگشتام ببرم و بعد يک يکي اول پشت وبعد جلوي دستامو زيز شلنگ ببرم تا به نظرم آب به همه جاهاش برسه وپاک بشه.خيلي مسائل ديگرم هست که تو مستراح اذيتم ميکنه.تازه از آبي که موقع شستن محل بول وغائط و محل خونريزي آلت به جاهاي برهنه پاهام ميپاشه صرف نظر مي کنم. وبلاخره آن قدر اين شستنهارو ادامه ميدم تا بالاخره از اضطرابم کاسته بشه و بعد با پاهاي درد دار به سختي بلند مي شم ومي رم بيرون.و اين بعد هر بار توالت رفتن هست.
پاسخ:
درست حدس زديد ! شما در اين مسئله هم به شدت دچار وسواس هستيد و همانطور که در گذشته همت کرديد لازم است اکنون نيز با عزمي قوي و همتي بلند براي خلاص شدن از شر اين مشکل اقدام کنيد.
در همان بار اول وقتي غايط شسته شد، هم دستتان پاک است هم خيسي اطراف مقعد و نيازي به شستشوي دست نيست چه رسد به تکرار آن و همچنين نيازي نيست که دوباره اطراف مقعد را بشوييد .
بعد از استبراء نيازي نيست که به آلت نگاه کنيد و تحقيق کنيد که آيا خوني آمده يا خير تنها کافي است آلت را آب بزنيد و به اندازه متعارف که نجاست بول پاک شود ، تطهير کنيد. همين مقدار کافي است !
عملکرد نادرستتان در تطهير موجب اضطراب و طولاني شدن آن شده است بنابراين به توصيه ما که حکم شرعي شما و هر مکلفي است و نه فقط انسان وسواسي، عمل کنيد ان شاء الله به زودي نتايج آن را خواهيد ديد.
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم شيرازي، توضيح المسائل، م 228 .
پرسش 2:
غسل من 40 -60 دقيقه طول ميکشه ودليلم دارم. وقتي که شب در خواب محتلم ميشم اول ميرم دستشويي تا استبرا از مني و سپس بول کنم و وقتي شلوارو ميکشم پايين ديديد که شلوار موقع نشستن به قسمتي از شکم ميخوره ومن ميگم لباس نجس شده واز لباسم عبور کرده وبه شکمم رسيده سپس از توالت ميام بيرون وميرم حموم بعد وقتي دارم لباسم در ميارم ميگم لباس نجس بوده پس وقتي داري در مياري به قسمتهاي ديگه وسرتم برخورد کرده اوناهم نجسش شده.وقتي که دارم شلوارو با شرت در ميارم ميگم شرتت مني بوده وموقع در آوردن به قسمتهاي پاييني پاهات هم برخورد کرده و اوناهم نجس شده. حال ميرم زير دوش اول با اضظراب فراواني که 24 ساعته تو سينمه همه جارو با دست کشيدن ميشورم وبعد هر بار شستن هر قسمت دستارو همون جور که در شستن تو توالت گفتم ميشورم و بعد ميرم سراغ قسمت ديگر.وبعد اينکه از اين شستن دل کندم حالا دوباره از با يکي يکي قسمتهاي مختلف بدنمو زير دوش ميگيرم بدون اينکه دست بکشم و آنقدر آب ميريزم تا اين اضطرابم کم بشه وبعد ميگم چون موقع در آوردن لباسات کف پاتم نجس شده وکف حمام راه رفتي پس کف حمام نجسه وبعد آب ريختن کف حمام؛ غسل را با اضطراب و تشويش فراواني که تو سينم هست انجام ميدم و هر قسمتو انقدر ميشورم تا بالاخره اين اضطرابها کم بشه.و مثل دستشويي همش فکر ميکنم نشستم و انگار از ذهنم پاک شده که بابا تو محلو چند ثانيه پيش شستيها.ام نميتونم چون اين اضطرابه ولم نميکنه.
پاسخ:
به سئوال اول ايشان از نظر شرعي پاسخ داده شده است اما فکر مي کنم مشکل وسواس ايشان به حدي است که حتما بايد مشاوره شود و با اين مسائل حل نمي شود بنابراين اگر صلاح مي دانيد ايشان را به بخش مشاوره ارجاع دهيد.
پرسش 3:
3-هرجامو که ميخوارونم دست ميزنم وبررسي ميکنم و ميگم رو دست که معلوم نميکنه وکاغذ يا دستمال کاغذي ميزارم چون سفيده و بعد ذره به ذره کاغذ يا دستمالو نگاه ميکنم وگاهي يه ذره اي متمايل به قرمز اينا ميبينم وميگم از مثلا جوشته با اينکه مطمئن نيستم خون باشه اما اين اضطرابه نميزاره ونهايتا با مشقت فراوان؛ يا تبصره اي ميزنم يا بايد برم آب بکشم تا آروم بشم.
پاسخ:
$$
اگر در نجاست چيزي شک کنيد، نبايد اعتنا کنيد.
علم و يقين وسواسى و کسي که زياد شک مي کند ،نه ملاك نجاست است، نه ملاك طهارت. بايد ببينيد افراد عادى متديّن چه موقع علم به نجاست پيدا مىكنند، و چه موقع علم به طهارت، به همان مقدار قناعت كنيد.
اگر قلب شما راضى نشد، اعتنا نكنيد. مسؤوليّت آن را به عهده ما بگذاريد. به شك و ترديد اعتنا نكنيد، حتّى كف توالت تا وقتي كه با چشم خود نجاستى نبينيد ، پاك است. كوچهها، خيابان ها، مغازهها همه پاك است. اتوميبلهاى عمومى، صندلىها و دسته درهاى آن ها پاك است. حمّام تا وقتى كه چيز نجسى در آن نباشد، پاك است. تمام مسلمان ها و بچّههاى آن ها تا وقتى كه نتوانيد قسم به نجس بودن آن ها بخوريد، پاك هستند. وظيفه شرعى شما اين است كه به آنچه گفتهايم عمل كنيد. بعد از يك هفته آثار مثبت آن را خواهيد ديد.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم، استفتائات جديد، ج3، سؤال 40.
پرسش 4:
مثلا قبلا يه جارو ميگفتم نجسه کافيه دستم بخوره بايد آب بکشم و الا خيلي از جاهاي منزل وخوابگاهو مثل دستگيره -بالش و پتو-فرش-تلويزيون -و... خيلي چيزاي ديگر که از حوصله خارجه.وبراي همشم دليل ميارم خلاصه تو همه کارهاي روزمره که به احکام مربوطه اين سينه لعنتي پر از اضطراب ونگراني وتشويش است که اگه نشوري بايد قيامت جواب بدي يا اينکه ميري و مسجد وخونه وهمه جارو نجس ميکني م مسئوليت اعمال اوناهم ميفته گردنت. وهزاران هزار بحث روزمره که گفتنش طول ميکشه من وخانوادمو به سختي انداخته .قبلا راحت ميگفتم من که يقين ندارم پس پاکه ولي الان ديگه جرئت ندارم بگم پاکه واصلا اين اضطرابارو يقين ميدونم وچيزي به عنوان شک ديگه برام نيست.زنگيم ريخته بهم هفته يپيش پيش متخصص اعصاب وروان رفتم واون بهم قرص فلوکستين داد چند روزه که ميخورم اما تغييري مشاهده نکردم. حالا آيا وسواسم.نگين به اين اضطرابها بي خيال شو که تلاش کردم ولي دوباره همون آشو همون کاسست.کمکم کنيد . از درس افتادم همش هر لحظه فکراي جديد تو سرم مي افته ونمي تونم نسبت به اين فکرها واي اضطرابها بي تفاوت باشم چون ميگم درسته وتو مثلا آب نکشيدي پس آب بکش.وقتي اشکاي مادرمو ميبينم حالم بدتر ميشه.و ديگه شستناي مادرمو قبول ندارم وميگم خوب لباسام يا جاهاي ديگرو نشسته وبراي آرامش من داره دروغ ميگه چون به نظرم زياد به رساله واقف نيست. ميخوام بميرم اما خدا صدامو نميشنوه.يه راه حلي بگين.
پاسخ:
به سئوال اول ايشان از نظر شرعي پاسخ داده شده است اما فکر مي کنم مشکل وسواس ايشان به حدي است که حتما بايد مشاوره شود و با اين مسائل حل نمي شود بنابراين اگر صلاح مي دانيد ايشان را به بخش مشاوره ارجاع دهيد .






