سؤال شما با همین اجمال و ابهام پرسش های متعددي را در درون خود نهفته دارد و نيازمند پاسخ مفصل و جامعي است. چه بسا نتوان در اين پاسخ مختصر، به همه آن ها جواب جامعی داد. اميدواريم آنچه در این جا گفته مي شود، پاسخ اصلي سؤال شما یعنی هدف زندگی انسان را در بر داشته باشد.
زندگی همان حیات و معنای شناخته شده بدیه است که چه بسا ترجمه و توضیح نداشته باشد ؛ در لغت نامه دهخدا در توضیح زندگی آمده :
« حیات ... زندگانی . مقابل مردگی . مقابل مرگ و ممات . و آن صفتی است مقتضی حس و حرکت » (1)
اما در مورد سوال اول اگر منظورتان از فلسفه زندگي، زندگي در دنيا است، بايد بگوييم كه زندگي در دنيا به هيچ وجه هدف و مقصد خلقت انسان محسوب نمي شود. اين حيات دنيايي، همانند حضور يك انسان در سر جلسه امتحان و به هدف برگزاري يك آزمون مهم است كه سرنوشت و آينده فرد را رقم مي زند. بر اساس اين تعريف، هر چند وضعيت جلسه امتحان و محيط برگزاري آزمون نامناسب و دشوار و نابسامان باشد، اما موجب پوچی و بي هدف بودن اين محيط و حضور در آن نمي شود.
اگر دنیا را بدون توجه به آخرت و بدون توجه به این که مقدمه است، بنگریم، یعنی هدف به دنیا آمدن و مقصد را در نظر نگیریم و نگاهمان را به دوران محدود دنیا بدوزیم، به طور طبیعی خواهیم گفت: چرا خداوند ما را گرفتار دنیا و زندگي تكراري و مملو از مشكلاتش کرد که حتی نوش آن هم بی نیش نیست.
اما حقيقت زندگي انسان و هدف از خلقت او، محدود در همين دنيا نيست. از دیدگاه اسلام، دنیا براى آخرت آفریده شده است. آمدن انسان به دنیا، براى کسب آمادگى براى زندگى جاوید اخروى است. دنیا محل تجارت (2)، زراعت آخرت (3) و محل آزمایش است (4). خداوند انسان را در دنیا آفرید تا او بتواند به کمال شایسته خود دست یابد.
رسیدن به کمالات شایسته انسانى به گونهاى است که جز با اختیار آدمی حاصل نمىشود؛ یعنى اینگونه نیست که چنین کمالى را بتوان بدون طى مسیر و انجام افعال اختیارى به انسان اعطا کرد؛ زیرا مرتبه وجودى این کمال، پس از افعال اختیارى و آزمایش فراوان است. پس خداوند متعال محلى را براى کسب چنین کمالى براى انسان فراهم ساخت.
انسان نيز داراى گرایشها و تمایلات و نیازهاى متفاوت است. حضرت امیر (ع) انسان را در مقایسه با حیوان و ملائکه چنین معرفى مىکند:
«خداوند ملائکه را از عقل آفرید و در آنان شهوت قرار نداد، و حیوانات را از شهوت آفرید و در آنان عقل قرار نداد، و بنى آدم را از عقل و شهوت آفرید. پس هر کس عقلش بر شهوتش پیروز شود، از ملائکه برتر خواهد بود، و هر کس شهوتش بر عقلش غلبه کند، از حیوانات پستتر خواهد بود». (5)
اگر عقل انسان بر شهواتش غلبه کند، به همه این نیازها پاسخ مناسب مىدهد. انسان با عقل و فطرت خود، بخشى از این پاسخهاى صحیح و راههاى اعتدال ارضاى تمایلات خود را مىشناسد؛ اما هیچ گاه بىنیاز از هدایت الهى نبوده است.
به يقين، تكامل روحي انسان و رسيدن او به وضعيت ايده آل و مطلوب، از توانايي هايش تنها در محيطي خاص و محدود و با ظرفيت پايين امكان پذير است. محيط آزمون و امتحان كه ظرفيت ها و توانايي هاي فرد را رقم مي زند، بايد وضعيتي جدي و مهم و نيازمند تلاش و تحمل مرارت و سختي را دارا باشد و همین فلسفه زندگی در دنیا برای انسان حتی در بدترین شرائط و در هنگام بروز سخت ترین آزمایشات محسوب می شود .
پی نوشت ها:
1. لغتنامه دهخدا، نشر دانشگاه تهران،1373ش،ذیل واژه مذکور
2. نهجالبلاغه، کلمات قصار، 131.
3. علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 73، ص 148: «الدنیا مزرعة الآخرة»، نشر اسلاميه، تهران، بي تا.
4. نهجالبلاغه، نامه 55: «فانّ الله سبحانه قد جعل الدنیا لما بعدها و ابتلى فیها اهلها لیعلم الیهم احسن عملاً».
5. شيخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 4، انتشارات داورى، چاپ اول.






