علمای اخلاق برای تهذیب اخلاق و سیر الی الله و پرورش فضائل اخلاقی، گام های عملی پیشنهاد کرده اند که عبارتند از:
1- ایمان به خدا؛ قرآن مجید در سوره عصر، افرادی را از خسران مستثنی کرده است و آن افراد مؤمن و نیکوکارند. آن‌ها به فلاح و رستگاری نائل می‌شوند.
2- تقوا و خودسازی؛ قرآن مجید پس از یازده سوگند به صراحت می‌فرماید: سعادت و رستگارى براى کسى است که جان خود را از پلیدى تطهیر کند و بدبخت کسى است که به ناپاکى بگراید.(2)
استاد مطهری می‌گوید: پیغمبران الهی آمده­اند که به ما راه زندگی و درِ ورودی زندگی و خوشبختی را نشان دهند. آمده‌اند به بشر بفهمانند بدی، بدکاری، هوس بازی، دروغ، خیانت، منفعت پرستی، کینه توزی و خودپرستی، راه رسیدن به سعادت و آرامش و رضایت خاطر نیست. درِ ورودی به زندگی درست و خوشبختی، نیکی و نیکوکاری، راستی و درستی و استحکام اخلاقی و خیرخواهی و مهربانی است. تنها ایمان و اعتقاد به معنویات و سپس نیکوکاری بر اساس آن اعتقادات مقدس است که قلب را آرام و رضایت خاطر را تأمین می‌کند و سعادت را میسر می‌سازد.(3)
3- یاد خدا؛ قرآن مجید مهم‌ترین عامل و وسیله برای خوشی و آرامش روح را یاد خدا می‌داند و می‌فرماید: دل آرام گیرد به یاد خدا،(4) و روی گرداندن از یاد خدا را عامل سیه روزی می‌داند و می‌فرماید: هر کس از یاد من روى گرداند، زندگی‌اش تنگ می‌شود.(5)
4 -عمل صالح؛ قرآن کریم اموری همانند جهاد در راه خدا، امر به معروف، نهی از منکر، شکر نعمت‌های الهی و توبه را مایه حیات و سعادت انسان می‌شناسد.
5- هم‌نشینی با بزرگان؛ پیامبر اکرم (ص) مى­فرماید: اسعد الناس من خالط کرام الناس؛ سعادت‌مندترین مردم کسى است که با افراد بزرگوار و کریم هم‌نشین باشد.(6)
-6- پند پذیری؛ امام علی (ع) می­فرماید:. السعید من وعظ بغیره؛ سعادت‌مند کسى است که از سرنوشت دیگران پند گیرد.(7)
7- عاقبت به خیری؛ امام صادق (ع) از امام علی (ع) نقل می‌کند:. حقیقه السعاده ان یختم للرجل عملیه بالسعاده و حقیقه الشقاوه ان یختم للمرء عمله بالشقاوه؛ حقیقت سعادت این است که آخرین مرحله زندگى انسان با عمل سعادت‌مندانه‌اى پایان پذیرد و حقیقت شقاوت این است که آخرین مرحله عمر با عمل شقاوت‌مندانه‌اى خاتمه یابد.(8)
نکته پایانی اینکه انجام واجبات و ترک گناه بالاترین سیر و سلوک و اصلی ترین راه محسوب میشود و در ضمن برای توضیحات بیشتر میتوانید با شماره (09640)تماس بگیرید
پی‌نوشت‏ها:
1.استاد مطهری، مقالات فلسفی، ج 2، ص 60.
2.شمس (91) آیه 9.
3.حکمت‌ها و اندرزها، ص 40ـ 41 با تلخیص.
4.رعد(13) آیه 28.
5. طه (20) آیه 124.
6.بحارالانوار، ج 74، ص 185.
7.نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 85.
8.تفسیر نمونه، ج 9 ص 250.