با عرض سلام و خسته نباشید دوستی دارم که به شدت از شک در عذاب است او به تعدد ازدواج های پیامبر اشکال ندارد بحث او حقوق زنان پیامبر خصوصا حقوق جنسی اشان است وقتی به او از شق القمر و دیگر معجزات پیامبر گفتم گفت خود قرآن گفته که پیامبر هم بشری است همانند ما که از گرسنگی روزه گرفتن و قیام برای نماز عذاب می کشد ولی با همه ی اینها این امور را به وفور انجام می داد لطفا در این باره ما را یاری بفرمایید

در مورد مطالب مورد نظر دوستتان ابتدا لازم است عرض کنیم که شک و تردید در موضوعات دینی، به خصوص در مسائل اعتقادی، امری کاملاً طبیعی و حتی قابل قبول است. تا شک و تردید نباشد، علم و یقین و ایمان کامل حاصل نمی شود؛ اما باید مواظب بود که در این حالت، توقف و رکود نداشت؛ چنان که شهید مطهری می فرماید: شک، پل خوبی است؛ اما منزل گاه خوبی نیست.
البته وضعیت دوست شما به مراتب از بسیاری دیگر از افراد بهتر است؛ زیرا دغدغه وضعیت فعلی خود و میل به رسیدن به پاسخ و یقین در ایشان وجود دارد که بسیار خوب و ارزشمند است. اما باید توجه داشته باشند که این قبیل سوالات را باید از کارشناسان مربوطه پرسید و به دنبال جواب آن ها بود نه در جمع دوستان و ... .
به هر حال فارغ از از این مقدمه پاسخ در چند بخش ارائه می گردد:
1- پیامبر به یقین در ساحت دنیایی خود بشری همچون دیگر انسان ها بود ، اما نباید از یاد برد که در ساحت قدسی و ملکوتی خود به عالم غیب و الوهی اتصال داشت و این دو جنبه متفاوت از حقیقت وجودی رسول خدا در قرآن به صراحت تبین شده است آنجا که می فرماید :
« قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَي (1) بگو: «من فقط بشرى هستم مثل شما (امتيازم اين است كه) به من وحى مى‏شود »
پس در عین بشری بودن حضرت نباید آن بزرگوار را در همه امور و جنبه ها عین دیگر انسان ها دانست چنان که در مساله رعایت حقوق سایر انسان ها ممکن است از هر فرد دیگری اشتباه و تخلف سر بزند ، اما از آن بزرگوار به دلیل ارتباط با عالم وحی این امر صادر نخواهد شد و آن بزرگوار چه به روشنی از جزییات زندگی او آگاه باشیم یا خیر ، به دلیل ارتباط معصومانه ای که با عالم غیب داشت از هر خطا و ظلم و اشتباهی مبرا بود .
2- اگرمراد از " عذاب کشیدن" رسول خدا از روزه داری و نماز شب ، تعبیر لغوی و متعارف آن است باید گفت چنین چیزی نه صحیح است و نه در منابع دینی آمده است؛ زیرا حضرت خود به صراحت می فرمود که از نماز سیر نمی شوند و این اوج علاقه قلبی حضرت به نماز بود؛ در روایت معروفی آمده که ایشان خطاب به ابوذر فرمودند:
« اى ابا ذر خداى عز و جل نور چشم مرا نماز قرار داده، نماز را براى من دوست داشته آن چنان كه گرسنه غذا را دوست دارد و تشنه عاشق آب است و همانا گرسنه هر گاه غذا خورد سير شود، تشنه آب خورد تشنگيش بر طرف شود ولى من از نماز سير نميشوم. » (2)
با این اوصاف می توان حال حضرت را در برابر عبادات سنگینی که انجام می داند دریافت و و روشن است که نه تنها پیامبر بلکه همه مومان خاشع در برابر نماز و روزه همین گونه اند چنان که خداوند فرمود :
« وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ (3) از صبر و نماز يارى جوييد (و با استقامت و مهار هوسهاى درونى و توجه به پروردگار، نيرو بگيريد) و اين كار، جز براى خاشعان، گران است.» و در روایات صبر در این آیه به روزه تفسیر شده است .(4)
البته اگر منظور از عذاب کشیدن صرف فشار جسمی باشد می توان گفت این تشنگی و فشار به جسم آن بزرگوار هم وارد می شد اما شوق روحی معمولا چنین فشارهایی را در خود حل می کند و به فراموشی می کشاند .
3- در مورد روابط جنسی حضرت رسول و سایر ائمه علیهم السلام روشن است که این مسائل به طور دقیق و جزئی قابل ذکر نیست ، اما بر اساس همان موارد خاص که برخی امور در این حوزه مطرح می شد می توان به این نکته رسید که : :
اولا ماهیت این تعدد زوجات معصومان رفتارهایی از سر شهوت رانی نبوده و این مساله با دقت در کم و کیف ازدواج های این بزگواران قابل درک و کشف است .
ثانیا : بُعد معنوی و الهی این بزگواران و اهداف بلندی که در ازدواج های خود مد نظر داشتند دلیل بر آن نبوده که از امور طبیعی و بشری خود و همسران خود غافل باشند و حقوق آنان را رعایت ننمایند ؛ معصومان علیهم السلام نیز به مقتضای انسان بودن تقاضای جنسی داشتند، همان گونه که خور و خواب داشتند و این گونه نبود که اصلاً چنین تقاضایی نداشتند و برای پاسخ مشروع به این نیاز و بعلاوه برای ادای تعهد و رفع نیاز طرف مقابل با او ارتباط زناشویی برقرار می‌نمودند و کمترین بی توجهی و تعدی نسبت به این امر روا نمی داشتند .
انسان‌های معنوی در تقاضاهای جسمی، کمتر از دیگران نیستند؛ فقط تفاوت در کنترل و تحمل و تسلط است. انسان معنوی تقاضاهای جسمی خود را تحت کنترل درآورده و از طغیان آنها جلوگیری می‌کند و فقط از طریق حلال به ارضا و رفع نیاز می‌پردازد و چنانچه از طریق حلال ممکن نشد، تحمل و عفت می‌ورزد و از حرام خودداری می‌کند. البته به دقت به لوازم و پیامدهای شرائط خاص جسمی و روحی خود نیز واقف بودند تا ظلم و اجحافی در حق همسران خود نداشته باشند .
چنان که نقل شده امام سجاد(ع) هرچند ماه یک بار کنیزان خود را جمع می‌کرد و به آنان اعلام می‌نمود که به خاطر اینکه پیر شده‌ام، توان آمیزش و رفع نیاز جنسی شما را ندارم. هر کس که نیاز دارد، اعلام کند تا او را آزاد کرده و شوهر دهم. برای این که آنان در حیا واقع نشوند و بتوانند خواستة خود را به راحتی اعلام کنند، بعضی از همسران خود را موظف می‌ساختند که از آنان سؤال کنند و نظرشان را به امام اطلاع دهد . (5)
نکته مهم این روایت آن است که حضرت بیش از میزان واجب شرعی که رابطه یک بار در چهار ماه است ، هرماه چنین عملی را انجام می دادند تا خدای نکرده فارغ از جنبه های شرعی و فقهی حتی از جهات اخلاقی یکی از همسرانشان در فشار و نیاز جنسی قرار نگیرد و شدت عبادات و بندگی آن حضرت مانع از توجه به این جزییات نمی گشت .
پی نوشت ها :
1. کهف (18) آیه 110 .
2. علم الهدى خراسانى‏، نهج الخطابة- سخنان پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين (ع)‏، كتابخانه صدر، 1374 ش‏ ، ج 1 ،ص 411 .
3. بقره (2) آیه 45 .
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش ، ج 4، ص 64 .
5. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق ، ج 46 ،ص 93 .