سلام
آیا خلفای راشدین واقعاملعونند؟
پدر من عملا یک شیعه به تمام معناست
ولی به دلیل ارتباط با چند سنی مذهب، به شدت از حقانیت 3 خلیفه صحبت میکند و حتی آرزو میکند که با عمر محشور شود.
چطور میتوانم ایشان را روشن کنم؟
لطفا پاسخ قانع کننده و محکم بدید.
ایشان تحصیلکرده هستند و هر صحبتی رو قبول نمیکنند.
ممنون التماس دعا.
مستحضرید برای پاسخگویی کامل لازم است حرفهاي پدرتان به صورت مفصل و کامل طرح بشود تا ما به همان پرسشها پاسخ دهيم .لذا در صورت تمايل مي توانيد دقيقا پرسشهاي و نظرات ایشان را با مركز در ميان بگذاريد.
اما پيرامون ملعون بودن خلفا (به خصوص عمر كه مورد نظر پدر شماست )،مابه دليل كتاب و سنت نبوي كه مورد پذيرش خود اهل سنت است ثابت مي كنيم كه آنها مورد لعن خدا(يعني به دور ازرحمت خدا )هستند.توضيح مطلب:
در قرآن آمده"إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنهَُمُ اللَّهُ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا مُّهِينًا"(آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مىدهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركنندهاى آماده كرده است)(1)در روايت پيامبر اكرم(ص) نيز به نقل كتابهاي معتبر اهل سنت آمده"فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبني"(فاطمه پاره تن من است هر كسي او را خشمگين كند مرا خشمگين كرده است).(2)
با توجه به اين آيه و روايت نبوي هر كسي كه حضرت فاطمه زهراء(س) رامورد اذيت و آزار قرار دهد، موجبات اذيت پيامبر خاتم(ص) را فراهم كرده است و در نتيجه مورد لعن الهي در دنيا و آخرت خواهد بود. به استناد روايت خود اهل سنت حضرت فاطمه (س)از عمر و ابوبكر ناراضي بود تا جايي كه حتي راضي نشد. آنها در مراسم تجهيز وتدفينش حاضر بشوند و به اين حد هم اكتفا نكرد. بلكه وصيت كرد مزار شريفش هم مخفي بماند تا نارضايتي خودش را از غاصبان خلافت به همه حتي آيندگان اعلام بدارد.
بخشي ازرواياتي كه از منابع اهل سنت در اين مورد وارد شده عبارتند از:
_" أن فاطمة غضبت على أبي بكر فهجرته حتى توفيت" .(فاطمه بر ابو بکر غضب کرده پس از او کناره مي گرفت ( کنايه از قهر) تا اينکه از دنيا رفت)(3)
در حديثي از عايشه آمده كه او مي گويد"
_"فوجدت فاطمة علي ابي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتي توفيت و عاشت بعد النبي سته اشهر ، فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا و لم يؤذن بها ابوبكر".(حضرت زهرا (س) ابوبكر را بخاطر (ماجراي فدك) ترك كرد و با او صحبت نكرد تا وفات يافت و بعد از پيامبر اكرم (ص) شش ماه زندگي كرد و وقتي وفات نمود. همسرش علي (ع) او را شبانه دفن كرد و به ابوبكر اجازه نداد تا در تشيع و تدفين او شركت كند ).(4)
ابن ابي الحديد معتزلي در اين باره اظهار مي دارد :
صحيح در نزد من اين است كه حضرت زهرا (س)در حالي كه از ابوبكر و عمر خشمگين بود وفات نمود و به درستي كه او وصيت كرده بود كه آن دو بر او نماز نخوانند(5).
در آخر به دليل ديگري كه باز دلالت بر جواز لعن برخي بزرگان آنها دارد اشاره مي كنيم. در آخر عمر شريف پيامبر(ص) حضرت لشكري به فرماندهي اسامه آماده كرد تا به سمت مرزهاي روم حركت كند و اصرار زياد هم داشت كه بدون هيچ وقفه اي از مدينه خارج شود. اما برخي از اصحاب آن حضرت(ص) كه در ميان آنها ابوبكر وعمر هم بودند مخالفت كرده ونه تنها خودشان سرپيچي كردند. بلكه باعث اين شدند كه اين لشكر زمين گير شده و حركتي نكند. وقتي حضرت(ص) از اين مخالفت صريح با خبر شدند با اينكه حالشان مساعد نبود. ولي در مسجد حاضر شدند ومخالفين از اين لشكر را مورد لعن قرار دادند(6) . پس اينگونه نتيجه گيري مي كنيم كه: اولا پيامبر مخالفين لشكر اسامه را مورد لعن قرار داد ثانيا ابوبكر وعمر وبرخي از اصحاب حضرت جزء مخالفين بودند پس ابوبكر و عمر مورد لعن پيامبر قرار گرفته اند.
پي نوشت ها:
1.احزاب(33) آيه 57.
2.فيروز آبادي، فضائل الخمسة من الصحاح الستة: انتشارات اسلاميه ج3، ص: 151-157.
3. صحيح البخاري في كتاب الخمس، باب فرض الخمس،ج4 ،ص504 ، ح 65 12.
4.صحيح بخاري، ج5 ،ص 177 .
5.ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، مكتبة آية الله المرعشي،بيتا، ج6 ص 50.
6.شهرستاني،ملل و نحل،دارالمعرفه،قاهره،ج1،ص23،ابن حجر عسقلاني،فتح الباري في شرح صحيح البخاري، ج8، ص115، باب بعث النبي (ص) أسامة بن زيد في مرضه الذي توفي فيه.






